نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
i resent that: بهم برخورد آزرده خاطر شدم ، ناراحت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what do you take me for: منو چی فرض کردی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can i ever repay you: چطور میتونم برات جبران کنم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thanks for the heads up: ممنون که بهم گفتی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
thanks for the heads up: ممنون که بهم گفتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don’t you dare: بیخود میکنی غلط میکنی ، جراتش رو ند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don’t you dare: بیخود میکنی غلط میکنی ، جراتش رو ند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that means a lot to me: خیلی برام ارزشمنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
that means a lot to me: خیلی برام ارزشمنده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
it doesn't make any sense: با عقل جور در نمیاد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
kick your ass: یعنی دهنت رو صاف میکنم یا سرویست می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running errand: ‎به کسی که کاری رو برای کسی انجام م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ride or die: رفیق جون جونی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anhedonia: فقدان لذت بردن از شرایطی که قبلا بر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at great length: مفصل و طولانی صحبت کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bring it on: رو کُن ببینم چی در چنته داری چند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no matter what: مهم نیست چی پیش میاد
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ponzi: طرح های پانزی ( مانند طرح های هرمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ponzi: طرح های پانزی ( مانند طرح های هرمی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
defi: امور مالی غیرمتمرکز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bullrun: بازار صعودی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nft: توکن غیر قابل معاوضه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nft: توکن غیر قابل معاوضه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transaction fee: هزینه تراکنش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fiat: پول بدون پشتوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
fiat: پول بدون پشتوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
step on it: گاز بده ، عجله کن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll let you know: بهت خبر میدم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll let you know: بهت خبر میدم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
speak of the devil: ببین کی اینجاست!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call it even: برابر شدیم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i get the picture: متوجه شدم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i get the picture: متوجه شدم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's eating you: از چی ناراحتی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you cross with me: ازم دلخوری؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
are you cross with me: ازم دلخوری؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
that: اونقدر اونقدرا
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay clear of me: به من نزدیک نشو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just drop it: دیگه بسه، تمومش کن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
just drop it: دیگه بسه، تمومش کن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get the hell out: گورتو گم کن گمشو بیرون
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get the hell out: گورتو گم کن گمشو بیرون
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm not convinced: متقاعد نشدم مطمئن نیستم
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i consider that: فکر میکنم که. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i consider that: فکر میکنم که. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to keep you waiting: ببخشید معطل شدید ببخشید منتظرتون گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sorry to keep you waiting: ببخشید معطل شدید ببخشید منتظرتون گذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm messing with you: دارم سر به سرت میزارم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i goofed up: سوتی دادم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i goofed up: سوتی دادم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
POT: علف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
your guess is as good as mine: منم بی خبرم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't you dare: بیخود میکنی، جراتش رو نداری.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
who's down: کی پایه است؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't brag: پُز نده!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't brag: پُز نده!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
see if i care: اهمیتی نمیدم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how's it going so far: تا الان چطور پیش رفته؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you made your point: منظورت رو رسوندی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you made your point: منظورت رو رسوندی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you tricked me: گولم زدی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you tricked me: گولم زدی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are you being sarcastic: داری تیکه میندازی؟ داری طعنه میزنی؟ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
are you being sarcastic: داری تیکه میندازی؟ داری طعنه میزنی؟ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are so annoying: خیلی رو مخی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you are so annoying: خیلی رو مخی.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
under your nose: جلو چشمته.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wifey: خانومی/همسر
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after blood: خونخواهی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toot own horn: لاف زدن خودستایی و رجزخوانی در مورد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on cloud seven: قند تو دل آب شدن خیلی خوشحال و ذوق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take for a ride: بازی دادن، دور چرخوندن، سرکار گذاشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
weather the storm: جون سالم به در بردن از شرایط سخت و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
the whole nine yards: همش! تمام و کمال! تا آخرش! هر چقدر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dog's life: یعنی یه زندگی پر از بدبختی و ناخوشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll eat my hat: اسممو عوض میکنم برای وقتیه که مطمئن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll eat my hat: اسممو عوض میکنم برای وقتیه که مطمئن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no time like the present: الان بهترین موقع است.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
no time like the present: الان بهترین موقع است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw under the bus: تو دردسر انداختن کسی آدم فروشی خیا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
overcooking grits: عصبانی کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pass the torch: واگذار کردن مسئولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pass the torch: واگذار کردن مسئولیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
know it all: عقل کل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pie in the sky: خوش خیالی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fruitloop: آدم دیوانه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull a ghost: غیب شدن ترک کردن ناگهانی محل
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i smell you: درکت میکنم.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pussy out: جا زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ass out: بدبخت، بی پول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sweep under the rug: پنهان کردن چیزی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fly too close to the sun: بلند پروازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll tell you what: ببین چی میگم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bear with me: یکم بهم وقت بده.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
read someone the riot act: کسی را سرزنش کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
blow one's lines: دیالوگ های خود را اشتباه گفتن در سی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cold day in hell: هرگز هیچوقت عمرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you said it: موافقم!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
field day: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
field day: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lose one's cool: از کوره در رفتن عصبانی شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
give someone the finger: انگشت وسط خود را به کسی نشان دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
flake: آدم غیرقابل اعتماد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get going: جایی را ترک کردن رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rolling in it: پول دار مایه دار
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sponge off someone: از کسی پول قرض گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sponge off someone: از کسی پول قرض گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold it down: ساکت بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a load of that: به چیزی نگاه انداختن چیزی را تماشا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
gee: عجب نه بابا بی خیال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
too rich for my blood: گران
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught dead: هرگز ( کاری به خصوص را ) انجام نداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
caught dead: هرگز ( کاری به خصوص را ) انجام نداد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's name no something: برای کسی ساخته شدن کاملا مناسب کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
now you're taking: حالا داری منطقی حرف میزنی حالا داری ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
down one's sorrows: با مست کردن مشکلات خود را فراموش کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the stores: به خرید رفتن به مغازه رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shop till one drops: تا جان داشتن خرید کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
drag: کسی را به زور به جایی آوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a kick: لذت بردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
trash someone: به باد انتقاد گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
talk about a: خیلی ( برای شدت بخشیدن به چیزی استف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a blowout: پنچر شدن لاستیک پنچر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have a lead foot: عشق سرعت بودن به رانندگی پرسرعت علا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jinx: طلسم نحسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pile: مقدار زیاد ( کلی )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in no time flat: فورا سریع
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of skins: لاستیک ( چهار حلقه )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop on a dime: ناگهان توقف کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw someone in the slammer: کسی را به زندان انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
haul: عجله کردن هم معنی میدهد. we only h ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
run a light: از چراغ قرمز رد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run a light: از چراغ قرمز رد شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow out: وعده غذایی مفصل سور شکم چرانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soak: زیادی پول گرفتن از مشتری چاپیدن گوش ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nail the brakes: ناگهانی ترمز کردن پا روی ترمز گذاشت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of wheels: اتومبیل ماشین
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
punch it: تا ته گاز دادن تا آخر پدال گاز را ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
punch it: تا ته گاز دادن تا آخر پدال گاز را ف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sucker: ساده لوح زودباور
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corner like it's on rails: خوب پیچیدن ( در مورد ماشین ) this ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beat: بهتر بودن از
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jeez: وای! یا مسیح
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn rubber: با سرعت رفتن ( اتومبیل ) سریع رفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rarin' to go: آماده و مشتاق عمل بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's with you: چی اذیتت میکنه؟ چته؟
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
get into: خود را غرق کاری کردن توجه خود را کا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blast: اوقات خوش
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut out for something: برای کاری ساخته شدن به صورت ذاتی تو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
go to hell in a handbasket: بدتر شدن فاسد شدن خراب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweat like a pig: به شدت عرق کردن مثل خوک عرق کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lardo: چاقالو
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get off it: چرت و پرت نگو!
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
when hell freezes over: هرگز هیچوقت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hit the showers: حمام رفتن ( در باشگاه )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to lift a finger: دست به سیاه و سفید نزدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bend over backwards: به آب و آتش زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
what's going on: در چه حالی؟
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay up till all hours of the night: تا دم صبح بیدار ماندن تا آخر شب بید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eat someone out of house and home: مدام تمام غذای کسی را خوردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you can say that again: زدی تو خال
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have it made in the shade: به راحتی کاری را انجام دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
belch: بلند آروغ زدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick out: با لگد بیرون کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raid the fridge: به غذای درون یخچال حمله کردن تمام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
basket case: آدم مضطرب
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hear ya: باهات موافقم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
up to: مشغول کاری بودن مشغول کاری مشکوک بو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cut it: توانایی کاری را داشتن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stone sober: کاملا هشیار [مخالف مست]
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lowdown: تمام داستان کل ماجرا تمام اطلاعات
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
barf up one's guts: به شدت بالا آوردن به شدت استفراغ کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fresh out of something: تمام کردن به تازگی جایی را ترک کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stuff one's face: پُرخوری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stuff one's face: پُرخوری کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock what the cat dragged in: ببین کی از راه رسید! ببین کی آمد!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give it a rest: از چرند گفتن دست کشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
caught with one's pants down: مچ گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go under the knife: زیر تیغ جراحی رفتن عمل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go under the knife: زیر تیغ جراحی رفتن عمل کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
catch someone red handed: مچ کسی را گرفتن سر بزنگاه کسی را دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
catch someone red handed: مچ کسی را گرفتن سر بزنگاه کسی را دس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
rag on: اذیت کردن دست انداختن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cleaned out: تمام کردن ( اجناس، پول. . . )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
forget that noise: امکان نداره!
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
honker: دماغ بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
honker: دماغ بزرگ
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
porker: آدم چاق آدم پرخور
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have a cow: عصبانی شدن ناراحت شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you say: نظرت چیه. . .
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slop: غذای بی کیفیت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
polish off: تا آخر خوردن تا آخر نوشیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
polish off: تا آخر خوردن تا آخر نوشیدن
٢ سال پیش