نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bee in your bonnet: وسواس فکری، درگیری یا مشغولیت ذهنی، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
a stitch in time saves nine: کار امروز به فردا نسپار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
guilty pleasure: Something that someone likes, even ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if the shoe fits wear it: یه جورایی شبیه ضربالمثل �حرف رو بند ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coke bottle glasses: عینک ته استکانی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lucrative: سودآور، پول ساز، پرسود، profit maki ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
backfire: نتیجه عکس دادن، to have the revers ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
moonshot: شق القمر کردن In a technology cont ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moonshot: شق القمر کردن In a technology cont ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
cash in on: از فرصت استفاده کردن، فرصت را غنیمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cash in on: از فرصت استفاده کردن، فرصت را غنیمت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonagenarian: فردی که دهه ۹۰ زندگی را سپری میکند. ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
hardy: جان سخت Hardy means tough––if you'r ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cross between: ترکیبی از، ، تلفیقی از a mixture o ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't let the door hit you on the ass: دیگه اینورا آفتابی نشو . . گورت رو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feat: کار شاق A feat is an exemplary, eve ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stunt double: بدلکار stunt double means a type of ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
incontinent: 1. عدم توانای در کنترل ادرار و مدفو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
make a go of it: تحقق ببخشیدن، عملی کردن، به سرنجام ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
covet: چشم طمع داشتن To desire whatever d ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
covet: چشم طمع داشتن To desire whatever d ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
like a dog with two tails: با دمش گردو میشکنه used to say tha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
like a dog with two tails: با دمش گردو میشکنه used to say tha ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithereens: ذرات ریز ( small pieces ( informa ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
anesthetic: داروی بی حسی a substance that induc ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out of the woodwork: 1 - to appear after being hidden or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
firefly: کرم شب تاب any of various winged no ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
firefly: کرم شب تاب any of various winged no ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transition molding: Transition Molding is the buffer th ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweeten up: 1 - خودشیرینی کردن ، ، bribe to be ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bring someone up to speed: در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring someone up to speed: در جریان آخرین اخبار و اطلاعات قرار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spine tingling: مو به تن سیخ کن، causing a sensati ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sparingly: با قناعت /مقتصدانه ( مصرف کردن ) ، ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jocund: بشاش، , Cheerful and lighthearted ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dregs: ته نشین literally means sediment a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dregs: ته نشین literally means sediment a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be at your wit's end: من دیگه به اینجام رسیده، دیگه بریدم ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have an edge over: داشتن برتری، توفق بر دیگری، to be ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
have an edge over: داشتن برتری، توفق بر دیگری، to be ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eyelock: Accidentally making eye contact wit ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pungent: 1 - تند و زننده smelling or tastin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not my circus not my monkey: A polish phrase It's none of my bus ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
occupational burnout: فرسودگی شغلی occupational burnout ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
write off: 1 - کنار گذاشتن، حذف کردن، نادیده گ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take hold: مستولی شدن، چیره شدن، کنترل امور را ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
trite: نخ نما، لوث ، بیش از حد تکراری , کل ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my way or the highway: یا حرف حرف منه یا راهت رو می کشی می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
my way or the highway: یا حرف حرف منه یا راهت رو می کشی می ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
feisty: عصبی و پرخاشگر، touchy and aggress ...
٢ سال پیش