نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pop culture: modern popular culture transmitted ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loan shark: رباخوار، نزول خوار، usurer , moneyl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put a spin on something: متفاوت از واقعیت و آنچه هست توصیف ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
seamless: ۱ - لباس یکپارچه، بدون دوخت و درز ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's hair: مزاحم شدن، . If someone is one's ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get out of one's hair: to keep away from someone in order ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
immerse yourself: خود را غرق در کاری کردن، to spend ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw yourself into: if you throw yourself into an acti ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
از چاله به چاه افتادن: Out of the frying pan into the fire ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frolic: ورجه وورجه، جست و خیز، شادمانی، T ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frolic: ورجه وورجه، جست و خیز، شادمانی، T ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
mural: نقاشی یا نگاره روی دیوار a paintin ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slight: بی احترامی کردن، insult ( someone ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
jump at the chance: فرصت را غنیمت شمردن، از فرصت استفاد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
capricious: دمدمی مزاج، کسی که فکرش و نظرش سریع ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
going commando: بدون لباس زیر Going commando is a ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get rowdy: از کوره در رفتن Getting crazy، ins ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
align with: مطابق با، در راستاری، مرتب، همسو یا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
left handed marriage: Marriage between a man of royal or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
redeem: 1 - جبران کردن اشتباه، compensate, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pawnbroker: کارگشا، a dealer licensed to lend ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light one's fire: light ( one's ) fire To romanticall ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corner lot: ساختمانی که در نبش خیابان قرار گرفت ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
collateral: وثیقه، pawn, bail, security, pledge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shock value: Shock value is the potential of an ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's no harm in something: used for saying that something wil ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wouldn't put it past one: ازش بعید نیست ، ازش دور از انتظار ن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is something: used for saying that there is one f ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
debauchery: عیاشی، Excessive indulgence in sen ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
totem pole: The totem pole, also sometimes refe ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
compute: منطقی بودن، عاقلانه بودن, با عقل جو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
drawbridge: پل متحرک A drawbridge was a wooden ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hound: با پیله کردن به ستوه آوردن To houn ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
turn the corner: شرایط دشوار را پشت سر گذاشتن to ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn the corner: شرایط دشوار را پشت سر گذاشتن to ge ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
melancholy: اندوه و غم بدون علت مشخص a feeling ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
withered: چروک، a withered person looks old, ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bandy legged: پای پارانتزی having crooked legs; ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sore muscle: کوفتگی عضلانی When muscles are req ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sore muscle: کوفتگی عضلانی When muscles are req ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
weak moment: A moment when one fails to have the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rip off: تیغ زدن، سر کیسه کردن، a fraud or ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at each other's throats: یقه همدیگه رو گرفتن بگو مگوی شدید ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dash someone's hopes: امید کسی را ناامید کردن to make it ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
gutter talk: با ادبیات نامناسب حرف زدن To talk ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
implacable: کینه توز, کونز ( به ترکی ) An impl ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
motley crew: نامتجانس، در هم برهم ، an unusual m ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pep talk: نطق انگیزشی، حرفهای تشویق و ترغیب ک ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tailgating: Driving behind another vehicle with ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bee in your bonnet: وسواس فکری، درگیری یا مشغولیت ذهنی، ...
٢ سال پیش