نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
transfix: در جای خود میخکوب شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
tizzy: همهمه Her latest Instagram upload ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
squirmworthy: Embrrassing
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
miss the mark: تیر کسی به سنگ خوردن نرسیدن به هدف ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
prime: Prepare Set ready آمادگی ذهنی دادن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
newspaper clippings: بریده ی روزنامه Year after year al ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
dust jacket: جلد کاغذی روی کتاب که آن را در مقاب ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
burn into one's memory: در ذهن یا حافظه ی کسی حک شدن Back ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
burn into one's memory: در ذهن یا حافظه ی کسی حک شدن Back ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this time around: این سری/ این بار/ این دفعه ( وقتی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
this time around: این سری/ این بار/ این دفعه ( وقتی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stage patter: نطق کوتاه بین دو آهنگ توسط خواننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stage patter: نطق کوتاه بین دو آهنگ توسط خواننده ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
foray: ۱ - یورش ۲ - در عرصه، زمینه یا فعال ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
out of ear shot: دور چنان دور که صدا نمیرسه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can't shake it: Can't get rid of Can't avoid
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beat the tar out of someone: لت و پار کردن مورد ضرب و شتم شدید ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
set design: طراحی صحنه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
suck up: Kiss up
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wife up: به همسری گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
wife up: به همسری گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roundeye: از منظر یک آسیایی با چشم های بادامی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
promontory: پرتگاه لب دریا ( یا اقیانوس )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beg a question: این سوال را پیش می آورد این سوال ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grassroot: ۱ - مردم نهاد، مردمی involving the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
aspersion: تهمت افترا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
polemics: بحث و جدلی که هدف از آن، به دست آمد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sorely: به طور جانکاهی جانگدازی بطور بسیار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
comestible: Edible خوراکی خوردنی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
break a case: Break a case is correct not break t ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
monkey around: الکی وقت را گذراندنto wadte time مس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
statuette: Figurine
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold up one's hands: اعتراف کردن to admit/ confess تسلی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
eff it: An internet slang to say f**k
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
brand spanking new: کاملا جدید به تازگی/جدیداً به بازار ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
iron law: قانون بی چون و چرا قانون لایتغیر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
unwonted: غیر معمول
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
negroid: توهین آمیز و قدیمی: سیاه پوست آفر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doesn't cut for me: دلیل یا توضیح قانع کننده ای برای من ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین پیشنهاد

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
soft spot: اون تو رو همیشه دوست داشت.
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
contingent: - خرید این خونه توسط من منوط به فرو ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
on the line: من با دادن این اطلاعات به تو کار/زن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dibs: من جلو میشینم I call shotgun
٢ سال پیش
نوع مدال

ترجمه با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cahoots: اونها همدست بودند.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت اولین ترجمه

-
دیکشنری
-
٢ سال پیش