Figure

Figure

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



blood draw١٨:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢١خون گیری برای آزمایش خون The procedure of taking blood from a vein for laboratory testing . It's hard to find some people's veins to draw blood I ... گزارش
2 | 0
break out in a cold sweat١٨:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١عصبی یا نگران شدن، ترسیدن To become frightened, worried, or nervous I break out in a cold sweat the minute I get to . the dentist's office Some pe ... گزارش
9 | 0
master class١٧:١٤ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ - کلاس پیشرفته که توسط استاد برجسته ( مثلا موسیقی ) برای دانش جویان مستعد برگزار می شود She spent the remainder of her life teaching master class ... گزارش
18 | 0
pedagogy١٦:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/٢١علوم پرورشیگزارش
7 | 1
levity١٦:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ - شوخ طبعی ( با بار مثبت ) something that lightens the mood People want moments of levity, and simple pleasures in this emotionally . and financi ... گزارش
14 | 0
squiggle١٤:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١وول خوردن، پیچ و تاب خوردن Wriggle The road squiggled across the state lineگزارش
2 | 0
of yore١٤:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٢١Long ago گذشته های دورگزارش
0 | 0
risible١٣:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٢١خنده دار، Comic, comical, funny, laughable,گزارش
2 | 0
roll back١٣:١٨ - ١٣٩٩/١٠/٢١بازگشت به روال سابق، Undoing and returning to the previous state کاهش مالیات، قیمت ( و برگرداندن آن به روال قبلی ) . . . , Reducing taxes, prices ... گزارش
2 | 0
impeccant١٣:٠٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ - مبری از خطا یا گناه، معصوم، بی گناه Free from error Free from sin - sinless Faultless ۲ - بی نقص، کامل، بی عیب و ایراد Perfect گزارش
0 | 0
coif١٣:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/٢١short for coiffure آرایش یا مدل مو Fancy hairdo Impeccably coifed housewives گزارش
0 | 0
black tie event١٢:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/٢١مراسم، مهمانی یا جشن بسیار رسمی A formal social eventگزارش
2 | 0
rumpled١٢:٥١ - ١٣٩٩/١٠/٢١Creased Tousled Unkempt Disheveled Ruffled Extremely disorderly گزارش
2 | 0
hairdo١٢:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١آرایش مو، مدل مو The style of cutting and arranging hairگزارش
5 | 0
truism١٢:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٢١مثل روز روشن، پرواضح، بدیهی، مسلم • Truism is different than factual statements and they are opinions not facts. • Obvious truth It is almost co ... گزارش
2 | 1
get cracking٠٠:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ ) بجنب! راه بیفت! ۲ ) دست بکار شدن، شروع کردن to get started, to begin انجام دادن get on with something, perform, do With my wife off to work a ... گزارش
9 | 0
jello١٢:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٠ژله ای که بعنوان دسر سرو می شود A fruit flavored, bright colored dessert made from gelatineگزارش
5 | 0
throw up one's hands٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٠بالا بردن دستها به نشانه عصبانیت، آزردگی خاطر، بی صبری، ناامیدی ، تسلیم To raise both hands in the air in anger, frustration, despair, impatience, d ... گزارش
2 | 0
sold on٠٩:١٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٠- مطمئن بودن از بابت ( عملکرد، درستی، صداقت ) کسی یا چیزی - اطمینان خاطر داشتن - وقتی دلت قرصه از بابت کسی یا چیزی - باور و اعتقاد داشتن I’m ... گزارش
2 | 1
viability٠٨:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٠۱ - بقا، قابلیت بقا، امکان بقا، توانایی حفظ حیات و رشد و نمو ۲ - عملکرد، قابلیت اجرایی، عملی، practical This term comes from the latin root vita, w ... گزارش
16 | 1
go to٢٣:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٩اولین گزینه ( برای انتخاب از بین سایر گزینه ها ) در شرایط خاص the best, first, or most appropriate person or thing to go to in a specific situation ... گزارش
34 | 0
baby blues٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/١٩افسردگی پس از زایمان The depression of mother after childbirthگزارش
0 | 1
burgeon١٨:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/١٩شروع به رشد و شکوفایی کردن Begin to flourish, grow، expand rapidly Burgeoning: در حال رشد و توسعه، شکوفایی the city’s burgeoning civil rights mo ... گزارش
14 | 0
buy the farm١٧:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٩Informal, US مردن بویژه در جنگ یا با سقوط هواپیما Kick the bucket To die especially in battle or in a plane crash She really wanted to visit her ... گزارش
2 | 0
lay the groundwork for١٧:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١٩زمینه چینی کردن مقدمه چینی کردن مقدمات چیزی را فراهم کردن زمینه/شرایط را فراهم آوردن •Pave the way for This is toxic for democracy and lays the . ... گزارش
2 | 0
tribunal١١:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/١٦محکمه قضایی، دیوان محاکمه، دیوان قضاییگزارش
5 | 1
freebooter١٠:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/١٦راهزن، دزد دریایی، چپاول گر، یاغی A person who pillages or plunders Pirate Buccaneer Plunderer گزارش
0 | 0
cavort٠٩:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/١٦۱ - جست و خیز کردن، بالا پایین پریدن، رقصیدن ( ناشی از هیجان و خوشحالی ) :To leap, run, jump, play, dance or move around excitedly In a playful wa ... گزارش
5 | 0
out of the way٠٧:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٦۱ - پرت، دور، کم رفت و آمد ۲ - ( از سر راه ) کنار رفتن، تموم شدن، ( بی طرفلیغ اولماخ، به ترکی ) We should cross at the most out - of . the way spot ... گزارش
21 | 1
forager١٦:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/١٥کسی یا حیوانی که در جستجوی آذوقه است Hunterگزارش
21 | 0
exhaustiveness١٤:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/١٥جامع نگری Exhaustiveness and thoroughness are the gold standards for a good teacherگزارش
0 | 0
lodestone١٤:١٩ - ١٣٩٩/١٠/١٥۱ - شخص یا چیزی که در کانون توجه قرار دارد A person or thing that is the focus of attention ۲ - آهنربای طبیعی ، سنگ معدنی که به طور طبیعی خاصیت آهنر ... گزارش
5 | 0
mint١٣:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٥۱ - تولید کردن، درست کردن make, produce، create ۲ - ضرب کردن سکه To make coin out of metalگزارش
18 | 1
evade١٣:١٤ - ١٣٩٩/١٠/١٥طفره رفتن، دور زدن، Sidestep Dodge Avoid Circumvent I told him to put his hands on the truck, but he sidestepped me and pulled a . gun from his wa ... گزارش
7 | 0
moneyed١١:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/١٥پولدار Rich Wealthy ( Loaded ( slang ( Flush ( informal Big shot Fat cat Deep pocket گزارش
0 | 0
glitzy١١:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/١٥( بیش از حد ) پرزرق و برق، Superficially attractive Attractive on a tasteless and showy manner Gaudy The gala drew a glitzy, moneyed crowd from ... گزارش
2 | 0
coop١٧:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/١٤A small cageگزارش
2 | 0
miss a beat١١:٢٢ - ١٣٩٩/١٠/١٤Without missing a beat ۱ - بی درنگ Without pause or uncertainty ۲ - بدون اشتباه, بدون خطا Without any mistakes our failuresگزارش
2 | 0
extrapolate١٠:٤٥ - ١٣٩٩/١٠/١٤تعمیم دادن استنتاج کردن پیش بینی کردن بر اساس داده های موجود to predict future outcomes based on known facts. برآورد قیمت کردن to estimate the val ... گزارش
18 | 0
overpowering٠٩:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/١٤فوق العاده قوی، در مورد بو ( بسیار تند ) ، Overwhelming Extremely strong/intensive So strong that can't be resist گزارش
12 | 0
fava bean٠٩:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٤باقالیگزارش
9 | 0
crop up٢٠:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/١٣ظاهر شدن ( بویژه بصورت ناگهانی ) ، پدیدار شدن Pop up Appear unexpectedlyگزارش
12 | 0
happy clapper١٦:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/١٣مسیحی بسیار مذهبی بویژه کسی که مجددا به مسیحیت روی آورده A very serious religious person especially a reborn or new born christian گزارش
0 | 1
stuck up٠٩:١٤ - ١٣٩٩/١٠/١١از دماغ فیل افتاده، پر فیس و افاده Snooty Snobbyگزارش
25 | 0
snooty٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/١١از دماغ فیل افتاده، پر فیس و افاده، خود برتر بین Snobby Stuck upگزارش
14 | 0
scram٠٨:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/١١برو پی کارت، گم شو، بزن به چاک Go away Get lost Beat it Take a hike Run along Pop along Get the hell out of here Leave me f*** alone Drop dead : خفه ... گزارش
16 | 0
pop along٠٨:١٤ - ١٣٩٩/١٠/١١برو پی کارت، گم شو، بزن به چاک Go away Get lost Beat it Scram Take a hike Run along گزارش
7 | 0
beat it٠٨:١٤ - ١٣٩٩/١٠/١١برو پی کارت، گم شو، بزن به چاک Go away Get lost scram Take a hike Run along Pop along Go play in the traffic Leave one aloneگزارش
9 | 1
outstay one's welcome٠٨:١١ - ١٣٩٩/١٠/١١بیش از حد در خانه میزبان ماندن و از مهمان نوازی او سوء استفاده کردن همان ضرب المثل: کنگر خورده، لنگر انداختهگزارش
5 | 0
state of the art٠٨:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/١٠بروز، مدرن The state - of - the art kitchen: آشپزخانه مدرن State of the art cell phone: گوشی موبایل بسیار پیشرفته گزارش
16 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده