Figure

Figure

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



step up٢٢:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٤پا پیش گذاشتن پیشقدم شدن Take action Take the initiativeگزارش
21 | 1
enclosure١٩:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٤محفظه اتاقک حصار فضای بسته فضای محصور ضمیمه ، پیوست گزارش
14 | 0
withstand the test of time١٩:٤٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٤Also: stand the test of time کارایی/محبوبیت/ارزش/بقا/ کارکرد خود را در طول زمان حفظ کردن To last, continue, run, endure for a very long time گزارش
0 | 0
aggregate١٩:٢٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٤۱ - مجموعه یا توده ای متشکل از اجزای نامتناجس که رابطه ای بین آنها وجود ندارد. مانند جمعی از مردم که در یک رستوران در حال غذا خوردن هستند. a sum of ... گزارش
9 | 1
constitution١٩:١٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٤۱ - قانون اساسی، اساسنامه، نظام نامه ۲ - ساختار ، شاکلهگزارش
14 | 0
brainchild١٣:٣٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٤محصول فکری، نتیجه اندیشه و تفکر یک فردگزارش
12 | 1
beacon١٣:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٤۱ - چراغ فانوس دریایی The bright rotating light on the top of a lighthouse ( pharos ) is called beacon ۲ - آتشی که بر بالای تپه ای برای علامت، راهنم ... گزارش
14 | 0
nexus١١:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٤ارتباط، پیوند Link Connection Causal nexus = causal link = رابطه علت و معلولی At the nexus of = in the middle of Second Avenue is a nexus for t ... گزارش
18 | 0
at the drop of a hat٠٩:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٤خیلی راحت ( و بدون دلیل قانع کننده ای ) without thinking about با کوچکترین بهانه ای/ دلیلی at the slightest provocation در جا در یک آن immediate ... گزارش
9 | 0
incumbent١٦:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٣بر عهده کسی بودن، مسئولیت چیزی را عهده دار بودن Be incumbent on It was incumbent on the alternative media to . spread the truth مسئول - متصدی - م ... گزارش
21 | 0
wrest١٦:٢٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٣قاپیدن To pull forcibly and violently Grab forcefully Take violently Snatch Seize Wrench To gain/obtain with difficulty or by force She stood b ... گزارش
5 | 0
yob١٦:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٣Yob is the direct opposite of a good boyگزارش
2 | 0
truant١٥:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٣دانش آموزی که از مدرسه فرار کرده A student who stays out of school illegally and without permissionگزارش
7 | 0
best٠٩:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٣فعل: غلبه کردن، چیره شدن، مستولی شدن، غالب شدن Defeat Outwit Beat Get the better of To do better than Outdo To gain victory over an opponent Sh ... گزارش
5 | 1
out of whack١٩:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٢٢نامیزان ناجور ناهماهنگ نامتعادل درست کار نمیکنه تنظیم نیست از تنظیم خارج شده برنامه اش به هم خورده ( قارشئب به ترکی ) . Our kitchen scale is ou ... گزارش
46 | 0
weasel out٠٩:٠١ - ١٣٩٩/١٠/٢٢۱ - ( با زرنگی ) در رفتن ، طفره رفتن، ۲ - آدم مارمولکی که با زرنگی و حیله گری کاراشو پیش میبره ، موزمار weasel Sometimes you can't weasel out of th ... گزارش
5 | 0
would that١٨:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٢١ای کاش که. . To express a strong wish or desire . I would that it were the otherwiseگزارش
5 | 0
blood draw١٨:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٢١خون گیری برای آزمایش خون The procedure of taking blood from a vein for laboratory testing . It's hard to find some people's veins to draw blood I ... گزارش
2 | 0
break out in a cold sweat١٨:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١عصبی یا نگران شدن، ترسیدن To become frightened, worried, or nervous I break out in a cold sweat the minute I get to . the dentist's office Some pe ... گزارش
5 | 0
master class١٧:١٤ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ - کلاس پیشرفته که توسط استاد برجسته ( مثلا موسیقی ) برای دانش جویان مستعد برگزار می شود She spent the remainder of her life teaching master class ... گزارش
16 | 0
pedagogy١٦:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/٢١علوم پرورشیگزارش
5 | 1
levity١٦:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ - شوخ طبعی ( با بار مثبت ) something that lightens the mood People want moments of levity, and simple pleasures in this emotionally . and financi ... گزارش
14 | 0
squiggle١٤:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١وول خوردن، پیچ و تاب خوردن Wriggle The road squiggled across the state lineگزارش
2 | 0
of yore١٤:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٢١Long ago گذشته های دورگزارش
0 | 0
risible١٣:٣٤ - ١٣٩٩/١٠/٢١خنده دار، Comic, comical, funny, laughable,گزارش
2 | 0
roll back١٣:١٨ - ١٣٩٩/١٠/٢١بازگشت به روال سابق، Undoing and returning to the previous state کاهش مالیات، قیمت ( و برگرداندن آن به روال قبلی ) . . . , Reducing taxes, prices ... گزارش
2 | 0
impeccant١٣:٠٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ - مبری از خطا یا گناه، معصوم، بی گناه Free from error Free from sin - sinless Faultless ۲ - بی نقص، کامل، بی عیب و ایراد Perfect گزارش
0 | 0
coif١٣:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/٢١short for coiffure آرایش یا مدل مو Fancy hairdo Impeccably coifed housewives گزارش
0 | 0
black tie event١٢:٥٨ - ١٣٩٩/١٠/٢١مراسم، مهمانی یا جشن بسیار رسمی A formal social eventگزارش
2 | 0
rumpled١٢:٥١ - ١٣٩٩/١٠/٢١Creased Tousled Unkempt Disheveled Ruffled Extremely disorderly گزارش
2 | 0
hairdo١٢:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١آرایش مو، مدل مو The style of cutting and arranging hairگزارش
5 | 0
truism١٢:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/٢١مثل روز روشن، پرواضح، بدیهی، مسلم • Truism is different than factual statements and they are opinions not facts. • Obvious truth It is almost co ... گزارش
2 | 1
get cracking٠٠:٤٦ - ١٣٩٩/١٠/٢١۱ ) بجنب! راه بیفت! ۲ ) دست بکار شدن، شروع کردن to get started, to begin انجام دادن get on with something, perform, do With my wife off to work a ... گزارش
2 | 0
jello١٢:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٢٠ژله ای که بعنوان دسر سرو می شود A fruit flavored, bright colored dessert made from gelatineگزارش
5 | 0
throw up one's hands٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٠بالا بردن دستها به نشانه عصبانیت، آزردگی خاطر، بی صبری، ناامیدی ، تسلیم To raise both hands in the air in anger, frustration, despair, impatience, d ... گزارش
2 | 0
sold on٠٩:١٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٠- مطمئن بودن از بابت ( عملکرد، درستی، صداقت ) کسی یا چیزی - اطمینان خاطر داشتن - وقتی دلت قرصه از بابت کسی یا چیزی - باور و اعتقاد داشتن I’m ... گزارش
2 | 1
viability٠٨:٥٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٠۱ - بقا، قابلیت بقا، امکان بقا، توانایی حفظ حیات و رشد و نمو ۲ - عملکرد، قابلیت اجرایی، عملی، practical This term comes from the latin root vita, w ... گزارش
12 | 1
go to٢٣:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٩اولین گزینه ( برای انتخاب از بین سایر گزینه ها ) در شرایط خاص the best, first, or most appropriate person or thing to go to in a specific situation ... گزارش
30 | 0
baby blues٢٠:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/١٩افسردگی پس از زایمان The depression of mother after childbirthگزارش
0 | 1
burgeon١٨:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/١٩شروع به رشد و شکوفایی کردن Begin to flourish, grow، expand rapidly Burgeoning: در حال رشد و توسعه، شکوفایی the city’s burgeoning civil rights mo ... گزارش
14 | 0
buy the farm١٧:٥٥ - ١٣٩٩/١٠/١٩Informal, US مردن بویژه در جنگ یا با سقوط هواپیما Kick the bucket To die especially in battle or in a plane crash She really wanted to visit her ... گزارش
2 | 0
lay the groundwork for١٧:٤٠ - ١٣٩٩/١٠/١٩زمینه چینی کردن مقدمه چینی کردن مقدمات چیزی را فراهم کردن شرایط را فراهم آوردن Pave the way for This is toxic for democracy and lays the . ground ... گزارش
2 | 0
tribunal١١:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/١٦محکمه قضایی، دیوان محاکمه، دیوان قضاییگزارش
5 | 1
freebooter١٠:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/١٦راهزن، دزد دریایی، چپاول گر، یاغی A person who pillages or plunders Pirate Buccaneer Plunderer گزارش
0 | 0
cavort٠٩:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/١٦۱ - جست و خیز کردن، بالا پایین پریدن، رقصیدن ( ناشی از هیجان و خوشحالی ) :To leap, run, jump, play, dance or move around excitedly In a playful wa ... گزارش
5 | 0
out of the way٠٧:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٦۱ - پرت، دور، کم رفت و آمد ۲ - ( از سر راه ) کنار رفتن، تموم شدن، ( بی طرفلیغ اولماخ، به ترکی ) We should cross at the most out - of . the way spot ... گزارش
16 | 1
forager١٦:٣٠ - ١٣٩٩/١٠/١٥کسی یا حیوانی که در جستجوی آذوقه است Hunterگزارش
18 | 0
exhaustiveness١٤:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/١٥جامع نگری Exhaustiveness and thoroughness are the gold standards for a good teacherگزارش
0 | 0
lodestone١٤:١٩ - ١٣٩٩/١٠/١٥۱ - شخص یا چیزی که در کانون توجه قرار دارد A person or thing that is the focus of attention ۲ - آهنربای طبیعی ، سنگ معدنی که به طور طبیعی خاصیت آهنر ... گزارش
2 | 0
mint١٣:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/١٥۱ - تولید کردن، درست کردن make, produce، create ۲ - ضرب کردن سکه To make coin out of metalگزارش
18 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده