Figure

Figure

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



mooning١١:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/١١The tradition of suddenly pulling down one's buttocks as a gesture of disrespect or simply for laughs This term has gained its modern slang usage ... گزارش
7 | 1
burst the bond٠٨:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/١١Burst the bond to something از بند چیزی رها شدن بند چیزی را گسستن Rumi exhorts the reader to burst the bonds to the gold and silver to be free رو ... گزارش
2 | 0
prologue٠٨:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١١مقدمه یا پبیش گفتاری که بر یک اثر یا کار هنری یا ادبی نوشته می شود. an introductory section of a literary or musical work A prologue to Romeo and ... گزارش
5 | 0
infirmity٠٨:١٢ - ١٣٩٩/١٢/١١ضعف و نانوانی جسمی یا ذهنی Mental or physical weakness or ailment Rumi believed that love and its sweet madness . heals all infirmitiesگزارش
2 | 0
loin٠٧:٥١ - ١٣٩٩/١٢/١١گوشت راسته گوساله یا گاو a part of a body or large cut of meat on the both sides of spine from lowest ribs to the hip bones Chuck : گوشت قسمت شانه ... گزارش
9 | 0
ribeye٠٧:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/١١گوشت قسمت دنده گاو یا گوساله ) گوشت راسته هم گوشت های اطراف ستون فقرات است و چون تحرکی ندارند نرمترین نوع گوشت بوده و برای کباب مناسب می باشند ) ... گزارش
12 | 0
pull oneself up by ones own bootstraps٠٧:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/١١روی پای خود ایستادن به خود تکیه کردن بدون تکیه به دیگران از پس مشکلی برآمدن/ کاری را انجام دادن To get out of a difficult situation by one's own e ... گزارش
2 | 0
exhort٠٧:١٨ - ١٣٩٩/١٢/١١فراخواندن دعوت کردن خواستن توصیه کردن ترغیب کردنگزارش
7 | 0
cut both ways٠٩:١٧ - ١٣٩٩/١٢/١٠هر دو جنبه منفی و مثبت رو داره To have both negative and positive aspects . This cultural influence cuts both way The decision will inevitably cut ... گزارش
2 | 0
drivel٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/١٠چرند Nonsense Bull shit چرت و پرت گفتن To speak nonsenseگزارش
12 | 0
patently٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/١٠Clearly Obviously Openly That is a patently stupid idea Patently false/absurd dangerousگزارش
5 | 1
banally٠٨:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٠به شکل خیلی معمولی بصورت عادی و روتینگزارش
2 | 0
cold sore٢٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٩تبخال Blisters around the mouth caused by herpes viruses. They clear up in 7 to 10 days without leaving any scarگزارش
5 | 1
complementary٢٠:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٩ایفا کنتده نقش مکمل A complementary thing has the role of enhancing or completing the qualities of something else Men and women have different but ... گزارش
5 | 0
trip out١٩:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٩Freak out ، enrage, have a fit ۱ - ناگهانی، بسیار مضطرب، عصبی، هیجانی، احساساتی واکنش نشان دادن / رفتار کردن، خشمگین شدن ۲ - تحت تاثیر مواد مخدر هذ ... گزارش
12 | 0
mix and match١١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٩- انتخاب چندین چیز مختلف مانند لباس، سبک، دکوراسیون یا ایده های متفاوت و ترکیب و قرار دادن آنها در کنار هم با هماهنگی و هارمونی مناسب - ست کردن چیز ... گزارش
16 | 0
unabridged٠٨:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٩مشروح، کامل و اولیه ، ادیت نشده، خلاصه نشده Full - length Uncut Complete Abridged : shortened • I didn’t read the unabridged version because it ... گزارش
2 | 0
word of mouth٠٧:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٩- دهان به دهان گشتن و منتقل شدن مطالب، اطلاعات و اخبار - انتقال یا دریافت اطلاعات بصورت شفاهی، کلامی یا زبانی ( Grapevine ) • You just tell a few ... گزارش
7 | 0
circuitous٠٧:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٩مسیر، مسافرت، صحبت: ( rout, journey, speech ) - غیر مستقیم indirect - دارای پیچ و خم having winding course • We took a circuitous and unfamilia ... گزارش
12 | 0
cognate٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Cognate with در لغات و کلمات: هم ریشهگزارش
12 | 0
out of stock٢٣:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨موجود نبودن Not available to buyگزارش
9 | 0
grist to the mill٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٨۱ - منبع / اطلاعات/ مطالب/ مسائل ارزشمند، کارآمد، سودمند و کاربردی که می شود در موقعیت های مناسب از آنها بهره برد ۲ - دستمایه ؟گزارش
2 | 0
capture the flavor of something٢٢:٤٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨عصاره و خلاصه چیزی را گردآوری کردن She captured the flavor of her experiences in a bookگزارش
2 | 0
eggcorn٢٢:٤١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Spoken misunderstandings اشتباهی زبانی که مردم هنگام استفاده بصورت شفاهی متوجه آن نمی شوند و تنها هنگامی که نوشته می شود عیان می گردد. ولی همچنان دا ... گزارش
5 | 0
marksman١٥:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Deadeye Crack shot dead shot تیرانداز ماهرگزارش
7 | 0
dime novel١٥:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٨رمان ملودرامیک در اوایل قرن بیستمگزارش
2 | 0
sally١٥:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Sortie ماموریت، یورش یا حمله نظامی ناگهانی ( علیه محاصره کنندگان )گزارش
5 | 0
sortie١٥:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨ماموریت/یورش/حمله جنگی ناگهانی بویژه بعد از محاصره شدن ( توسط جنگنده، ناو یا سربازان ) Sally • the aircraft from this sortie returned safely • Vis ... گزارش
5 | 0
deadeye١٥:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٨۱ - تیرانداز ماهر skilled marksman Dead shot Crack shot Sharpshooter ۲ - زل زدن, خیره شدن to gaze fixedly and persistently at somethingگزارش
5 | 0
reservation١٤:٢٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨To have some reservations دلش رضا نمیده ( در اصطلاح عامیانه ) قلبا راضی نبودن، قلبا رضایت نداشتن دو دل بودن کاملا یقین نداشتن خیلی موافق نبودن ... گزارش
21 | 0
heave ho١٣:٥١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨۱ - عذر کسی را خواستن ( یهویی ) ، اخراج کردن، برکنار کردن dismissal of someone from a job, contest ۲ - دور انداختن، کنار گذاشتن چیزیی که دیگه کارایی ... گزارش
7 | 0
rough around the edges١٣:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨از نظر رفتار و سواد و . . . در سطح بالایی نبودن عیب و ایراداتی داشتن She is a bit rough around the edges but is a wonderful motherگزارش
2 | 0
strain every nerve١٣:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٨Also: to strain every sinew همه توان را به کار بردن exert oneself at full bore تمام تلاش خود را کردن To do something with the utmost effort To ma ... گزارش
5 | 0
miscreant١٣:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨خلافکار بزهکار شرور قانون شکن Good for nothing A person who breaks the law گزارش
14 | 0
toe the line١٢:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨۱ ) - تابع دستورات بودن follow the established rules - از دستورات مافوق اطاعت کردن obey - همسو با استانداردها، اصول و خط مشی حزب، گروه یا . . ... گزارش
7 | 0
a canary in the coal mine٠٧:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٨هشدار نشانه اولیه وجود خطر Someone/something that is an early warning of danger We must know the truth, because his death might be a canary in the ... گزارش
5 | 0
suck up to٠٧:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٨:Suck up to someone چاپلوسی/خایه مالی/ تملق گویی/پاچه خواری/خودشیرینی کردن Curry favor Kiss up Flatter Brownnose Bootlick Kiss butt/ass گزارش
12 | 0
wrangle٢٠:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٧جر و بحث پر سر و صدا بحث و جدل جار و جنجال داد و بیداد نزاع Noisy quarrel Brawlگزارش
9 | 0
snoop١٥:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٧دزدکی/ مخفیانه نگاه کردن دزدکی سرک کشیدن To secretly look around in order to find out information about other people's private affairsگزارش
18 | 0
a watched kettle never boils١٤:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٧وقتی منتظر چیزی هستی انگار که زمان خیلی کند می گذرهگزارش
5 | 0
from a place of١٤:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٦برای بیان علت کاری که انجام می شود استفاده می شود Im saying this from a place of loveگزارش
5 | 1
emery board١٣:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٦سوهان ناخن یکبار مصرف Disposable, inexpensive nail filesگزارش
5 | 0
paywall١٣:٢٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٦قابلیت یا سیستم امکان دسترسی به سایت تنها از طریق پرداخت حق عضویتگزارش
5 | 0
power nap١٣:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٦خواب کوتاه ۱۰ تا ۲۰ دقیقه ای که بعد از بیدار شدن احساس خواب آلودگی نمی کنید و باعث بهبود عملکرد فرد در طی روز میشه.گزارش
9 | 0
cherub١١:٥٢ - ١٣٩٩/١٢/٠٦فرشتگانی از مراتب پایین تر که به شکل کودکان تپل و عریان به تصویر کشیده می شوند. Rosy cheeked, chubby and naked angels depicted as winged children ... گزارش
9 | 0
ground zero١١:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٦کانون focus مرکز center ۱ - محل/ نقطه/ سایت/کانون انفجار بمب اتم یا سایر بمب های بزرگ و مخرب و موشک the site of a nuclear explosion ۲ - محل/کان ... گزارش
18 | 0
bergamot١٠:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٦ترنجگزارش
2 | 0
hush hush٢٢:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٥فوق سری بسیار محرمانه Highly secret I'm sure the agreement will be hush hush A hush hush relationship: kept secretگزارش
2 | 0
the least bit١٤:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٥به هیچ وجه in any respect کوچکترین in the slightest degree yet they aren't the least aware that they are wrong آنها از اینکه در اشتباهندکوچکترین اط ... گزارش
7 | 0
afflict١٤:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٥گرفتار کردن دچار کردن درگیر کردن گزارش
21 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده