Figure

Figure

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



walking on air١٤:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣بسیار خوشحال بودن دست از پا نشناختن در پوست خود نگنجیدن روی ابرا راه رفتن بال نداشت پرواز کنهگزارش
2 | 1
namby pamby١٤:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣کسی با چیزی که به درد جرز لای درد هم نمی خوره بی خاصیت، به درد نخور ، ضعیف، ترسو، Ineffectual Spineless Feeble or weakگزارش
5 | 1
win big١٤:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣خیلی راحت برنده شدن یا مقدار زیاد ( پول ) را برنده شدنگزارش
2 | 1
play hardball١٤:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣با تمام قوا و دل و جان و مصممانه برای رسیدن به هدف تلاش کردن حتی اگر نیاز به بی رحمی و بی انصافی باشد To go all outگزارش
2 | 1
tongue in cheek١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣با شوخی کنایه آمیز Not seriously Ironically گزارش
5 | 1
bible١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣۱ - با حرف بزرگ ; Bible : کتاب مقدس مسیحیان The sacred book of christians ۲ - کتابچه راهنما ، هر نوع کتاب مرجعی که اطلاعات جامع و دقیقی در مورد مو ... گزارش
9 | 1
smoke screen١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣ترفند، تاکتیک، حیله ای که برای پنهان کردن حقیقت، گول زدن استفاده میشود. They set up a smokescreen of lies and deceits behind which he made all thei ... گزارش
16 | 1
pedigree١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣اصل و نسب نسب نامهگزارش
7 | 1
inebriated١٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣Wasted Drunkگزارش
2 | 1
guilty as charged١٣:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣۱ - ثابت شدن جرمی که کسی به آن متهم است To be at fault of a crime the person is guilty of whatever they were charged with ۲ - عامیانه و معمولا کنایه ... گزارش
9 | 1
gab١٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣گپ زدن اختلاط کردن فک زدن هی حرف زدن To chatter on and on over trivial things To talk and talkگزارش
2 | 1
dextrous١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢Deft گزارش
2 | 1
malcontent١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢ناراضی که تمایل به شکایت و شورش داردگزارش
2 | 1
put the screws on١١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢کسی را وادار به انجام کاری کردن از طریق فشار ( روانی ) ، تهدید، ارعاب، اخاذی و . . To force someone to do something by using pressure, intimidation ... گزارش
2 | 1
entrenched٠٩:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢در مورد عقاید و باورها و عادات: تثبیت شده firmly fixed and established ریشه دوانده engrained Unlikely for someone to change or give way گزارش
32 | 1
eponymous٠٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢منصوب به Eponymous describes how something got it's name To name after To bear someone's name گزارش
2 | 1
ballast٠٩:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢وزنه هایی که جهت حفظ تعادل در کشتی و بالن استفاده می شوند. Any heavy material that provides stability in a ship, balloon or an airplaneگزارش
2 | 1
chattel٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢"دارایی شخصی" Personal belonging/property/items که عموما قابل جابجایی می باشد و مقابل آن real property است که شامل زمین و هر آنچه متصل به آن بوده ... گزارش
2 | 1
thankless٠٩:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢۱ - بی اجر و پاداش, بی فایده، عبث، بیهوده، ( در مورد کار و وظایف ) ungratifying, unrewarding ، unsolicited • Galley slaves were condemned to perfo ... گزارش
7 | 1
short of١٦:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١Other thanگزارش
2 | 1
rock the boat١٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠١آرامش یا شرایط موجود را بهم زدن دردسر درست کردن To destabilize the situation It's also in part because no one wants to rock the boatگزارش
14 | 1
salad days١٢:٠٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١ایام جوانی که سرشار از بی تجربگی، شور و شوق، ایده آل گرایی و معصومیت است.گزارش
5 | 1
be all and end all١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠١حرف اول و آخر را زدن نهایت چیزی بودن همه چیز بودن علت اصلی یا هدف غایی بودنگزارش
14 | 1
augment١١:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠١افزودن، To increase in size, amountگزارش
5 | 1
jab١١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠١۱ - به صورت ناگهانی و تند ضربه زدن و بویژه با وسیله تیز یا برنده ۲ - تزریق ( مثلا واکسن ) to get the jab To take the jab: مورد انتقاد قرار گرفتن ... گزارش
23 | 1
walk a tightrope١١:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠١Also: tread a tightrope • گذر از شرایط دشوار و بحرانی از طریق ارزیابی دقیق و اتخاذ تصمیمات درست • تصمیم گیری و هندل کردن موقعیتی بسیار دشوار که نیا ... گزارش
7 | 1
hoist with one's own petard١١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠١وقتی توطئه و نقشه کسی علیه خودش عمل کنه • When a person becomes the victim of their own plots/plans • the backfiring of something negative that one ... گزارش
2 | 1
come one come all١٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٠١عمومی همگانی همه دعوتند بازدید برای عموم آزاد است Everyone is invited Midway through the come - one, come - all art party Mr. Herring was hoisted ... گزارش
2 | 1
benefit of the doubt١٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٠١To give somebody the benefit of doubt اعتماد کردن و پذیرفتن حرف کسی به عنوان حقیقت علیرغم وجود شک و تردید We are willing to give people the benefi ... گزارش
14 | 1
inhibition١٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١آنچه ( نیروی بازدارنده درونی ) که دست و پای آدم رو می بنده و مانع از انجام کاری یا اتفاق افتادن چیزی میشه. بعضی از آنها جنبه منفی داشته و برخی نیز کم ... گزارش
18 | 1
so and so٠٧:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/٠١فلانی یارو So - and - so is an idiotگزارش
2 | 1
wise to٠٧:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠١خبر از نقشه/نیت/برنامه کسی داشتن متوجه کار ( معمولا بد ) کسی بودن /شدن She got wise to his schemes and leftگزارش
5 | 1
student edition١٩:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٣١نسخه دانشجویی که به زبان ساده تری نسبت به نسخه استاندارد نگاشته میشود تا برای دانشجویان قابل فهم تر باشد. Its written in simpler language compared ... گزارش
2 | 1
perfect ten١٧:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٣١بیست مووواه! ماه ؛ ) عالی در حد اعلی گزارش
5 | 1
doohickey١٧:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٣١کلمه ای که وقتی اسم چیزی رو نمی دونیم یا به خاطر نمیاریم و یا میخوام کم ارزش و کم اهمیت جلوهوبدیم استفاده می شه. اون "چی چی" وسیله رو میگی؟؟ گزارش
0 | 1
homing١٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٣١مسیر یاب She found a homing device stealthy and secretly placed in her car Homing pigeon ، کبوتر نامه رسان/ پیام رسانگزارش
5 | 1
critter١٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٣١هر نوع موجود زنده ای word for any living creature, from a wolf to a spider. It’s not the first time critters have been used as drug - runners by ... گزارش
5 | 1
grapevine١١:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٣١Via/through on grapevine شنیدن شایعات و خبر ها از این و اون Word of mouthگزارش
5 | 1
vie١١:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٣١رقابت کردن As the siblings get older, they vie for the same . toysگزارش
9 | 1
barter١١:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٣١مبادله کالا به کالا که قبل از اختراع پول متداول بود. Before money was invented people traded their goods in exchange for other services or goods T ... گزارش
2 | 1
pied piper١١:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٣١رهبرانی که شخصیت کاریزماتیک دارند و و با وعده های تو خالی ملت را به بدبختی می کشانندگزارش
9 | 1
push and shove١٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٣١از قدرت و نفوذ خود برای رسیدن به هدف استفاده کردن اعمال زور کردنگزارش
0 | 1
connive١٠:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٣١۱ - دست به یکی کردن، تبانی کردن، در توطئه همراهی کردن Conspire jointly ۲ - دسیسه کردن، نقشه چیدن ، توطئه کردن To scheme To plan secretly and dish ... گزارش
14 | 1
be damned٠٩:١١ - ١٤٠٠/٠١/٣١به دَرَک به جهنم هر چی شد شد هر چی بادا باد کیلو چند!گزارش
5 | 0
crash course٠٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠١/٣١۱ - دوره آموزشی فشرده و کوتاه مدت An intensive course to teach a lot of facts in a short period of time ۲ - تجربه یا فعالیتی دشوار و بدون برنامه ری ... گزارش
7 | 0
get the goods on٠٨:٤٤ - ١٤٠٠/٠١/٣١Also, have the goods on مطلع شدن از حقیقت پنهان بد درباره کسی بویژه جهت استفاده علیه آنها آتو گرفتن ؟؟ دست کسی را خواندن؟؟ دست کسی را رو کردن؟؟ . ... گزارش
0 | 0
smoke and mirrors٠٧:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٣١فریب اذهان This is an illusion created with smoke and mirrors to direct people's . attention awayگزارش
0 | 0
stone cold١٢:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٣٠۱ - کاملا سرد، یخ ( کرده ) totally, completely, very . He took a sip of his stone - cold tea ۲ - محض، کامل . I can't stand his stone - cold l ... گزارش
5 | 0
an end in itself١١:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٣٠به خودیِ خودگزارش
0 | 0
unto itself١٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/٣٠در نوع خود What they do is an art form unto itself آنچه آنها انجام می دهند در نوع خود یک هنر است.گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده