Figure

Figure

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



uncut٢٠:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - کوتاه نشده: مثلا مو یا علف uncut grass ۲ - خلاصه یا فشرده نشده، کامل: مثل کتاب، فیلم، نمایشنامه، ( uncut play ( Unabridged ۳ - تراش نخورده: مانن ... گزارش
0 | 1
reek١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/١١بوی گند دادن To give off a strong unpleasant smell A frat guy who reeks of deodorant smellگزارش
0 | 1
dawn on١٩:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/١١روشن شدن ( مسئله ای ) گزارش
14 | 1
morass١٦:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - معضل - مخمصه - گرفتاری - شرایط بغرنج و نامساعد - تنگنا - دردسر؟؟ A trying, tough, unpleasant situation • The party slid into a morass of po ... گزارش
2 | 1
hit right in the feels١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١١بسیار احساساتی شدن منقلب شدن To be overwhelmed with emotion • The song hit me right in the feels گزارش
0 | 1
blackout١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - فراموشی موقتی یا منگی ناشی از مستی A sudden unconsciousness in drunk people A sense of memory loss while intoxicated ۲ - خاموشی ناشی از قطع ... گزارش
12 | 1
stop dead١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - میخکوب شدن ، مات و مبهوت در جای خود ماندن ، خشک شدن از تعجب یا ترس ۲ - ناگهان ایستادن/ متوقف شدن To stop dead in one's tracksگزارش
7 | 1
on the wing١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/١١در مورد پرندگان: در حین پرواز: In flight • Hawks prey on the wingگزارش
0 | 1
quash١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/١١متوقف کردن stop ملغی کردن، غیر قانونی اعلام کردن declair invalid سرکوب کردن put down by force They lobbied the other members directly to quash th ... گزارش
12 | 1
scuttle١٤:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - با گامهای کوچک تند دویدن ۲ - بر هم زدن، تخریب کردن، کنسل کردن، ۳ - با ایجاد سوراخ در کف با بدنه کشتی، آن را غرق کردن ۴ - ظرفی برای نگهداری زغال ... گزارش
14 | 1
ironclad١٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/١١محکم خدشه ناپذیر تغییر ناپذیر سفت و سخت برگشت ناپذیر He was speaking of their enduring and ironclad commitment to the treatyگزارش
7 | 1
تخطی ناپذیر١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/١١Ironclad Inviolableگزارش
0 | 1
hawk١٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - قوش، باز ، پرنده شکاری A bird of prey ۲ - جنگ طلب a war supporter or advocate ( Dove: صلح جو ) 3 - فعل: فروختن کالا با دوره گردی در خیابان یا ... گزارش
12 | 1
lull١١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/١١معمولا بار معنایی منفی دارد: - القاء حس امنیت کردن ( با فریب ) - ساکت/آرام/آسوده خیال کردن ( با حیله و اغواگری ) - To silence - To relax - ... گزارش
5 | 1
it's a question of١٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/١١It's a matter ofگزارش
2 | 1
jell٠٨:٣٦ - ١٤٠٠/٠٢/١١۱ - ( ماده ) ژله ای شدن ۲ - ( ایده، افکار، طرح ) : قطعی شدن، شکل گرفتن، مشخص شدن، خوب کار کردن ، اوزه توشماخ ( ترکی ) She revealed that her succes ... گزارش
2 | 1
epitomise٠٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٠نمونه بارز و عینی a perfect example of something تجسم عینی چیزی شدن embodyگزارش
2 | 1
aberration٠٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٠۱ - اختلال disorder ۲ - غیر عادی و نامتعارف Strange and different from the current norm • The phenomenon dismissed as an aberration گزارش
2 | 1
lanky٠١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٠لندوک دارز بدقواره به شکل خیلی زشتی دراز و لاغر و دست پا چلفتی Ungracefully tall, thin and gawkyگزارش
7 | 1
tantamount٠١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٠The same as Equal Close Alike A victory that is tantamount to defeat پیروزی که برابر/معادل با شکست است.گزارش
5 | 1
languish٠١:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٠در رنج و سختی بودن مهجور ماندن To suffer hardship and distress . Those who cannot return languish in campsگزارش
2 | 1
call on the carpet٠١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٠توبیخ/ سرزنش کردن Chastise criticize Reprimand Scold Rebuke Get called on گزارش
2 | 1
offhand٠١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٠۱ - همینطوری - بدون برنامه یا تفکر قبلی - بدون آمادگی قبلی - یهویی • We decided offhand to go on a road trip ۲ - بی ملاحظه, بی ادبانه, بی تامل ... گزارش
7 | 1
bask٠٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٠۱ - حمام آفتاب گرفتن، از گرمای چیزی بهرمند شدن, غنودن خود را در معرض گرمای خوشایند چیزی بویژه خورشید قرار دادن To lie and relax in the sunshine ۲ ... گزارش
9 | 1
haul out٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/١٠۱ - بیرون کشیدن, به بیرون هل دادن To drag/pull/take something heavy out ۲ - ( در مورد پستانداران نیمه آبزی ) بیرون آمدن از آب و به خشکی رفتن To le ... گزارش
2 | 1
pinniped٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٢/١٠باله پایان که گروه وسیعی از جانوران پستاندار نیمه آبزی ( semiaquatic mammals ) را شامل می شوند. مانند: فوک ها، خوک های دریایی، پنگوئن ها، شیر دریایی ... گزارش
0 | 1
price tag٠٠:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٠۱ - برچسب قیمت the label which shows the price ۲ - هزینه ای که برای چیزی صرف میشه بویژه وقتی خیلی زیاده The cost of something especially when its a ... گزارش
9 | 1
frill٢٣:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩- موارد یا اجزاء غیر ضروری - حاشیه - تزئینات و دکوراسیون غیر ضروری یا تجملاتی - Non essential features • I just need a comfortable apartment ... گزارش
2 | 1
bare bones٢٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩لب کلام اصل مطلب/موضوع The most important, basic and essential parts Facts stripped down to the basics Essential features: bare bones Non - esse ... گزارش
5 | 1
consolation prize٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩جایزه ای که به نفرات غیر از اول تا سوم مسابقات میدهندبه عنوان دلگرمی یا مشوق A small prize of minor value which is given to runner - ups and losers ... گزارش
0 | 1
runner up٢٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩کسی که در مسابقه بعد از نفر اول قرار می گیرد Winner: قهرمان First runner - up : نائب قهرمان Second runner - up: نفر سوم Loser: غیر از نفر اول تا س ... گزارش
9 | 2
politico٢٢:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩Informal and derogatory Politicianگزارش
0 | 1
free rider٢٢:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩کسی که بدون پرداخت هیچ هزینه ای از کالاها، منابع و خدمات عمومی استفاده میکنه. مفت خور فرصت طلب؟؟ سودجو؟؟ سوءاستفاده گر؟؟ کسی از دیگران سواری مجانی ... گزارش
12 | 1
unscrupulous٢٢:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩غیر منصفانه غیر اخلاقی بدون در نظر گرفتن وجدان Unfair Dishonest unethical Immoral • Unscrupulous politicians • It is easy for unscrupulous in ... گزارش
5 | 1
wheel and deal٢٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩زد و بند پنهانی ساخت و پاخت بند و بست تبانی گاو بندی Lobby Wire - pull To achieve your goals ( making profit or getting an advantage ) through d ... گزارش
0 | 1
engagement١٣:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩In millitary: درگیری، مناقشه، combat, battle گزارش
7 | 1
the worse for wear١٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩بدلیل کار و فعالیت بیش از حد و یا طولانی مدت و یا بودن در موقعیت دشوار : از پای درآمده بی رمق درمانده بسیار خسته، ناتوان و بیمار و در وضعیت نامساع ... گزارش
0 | 1
pyrrhic victory١٣:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩پیروزی"پیروسی" که: - همراه با تحمل تلفات و هزینه های سنگین است - به قیمت گزافی به دست می آید - قیمت بسیار هنگفتی برای آن پرداخت می شود - به دل ... گزارش
7 | 1
wait around١٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩منتظر شدن ( انتظاری که قدری طولانی، آزار دهنده و خسته کننده می باشد )گزارش
7 | 1
bust one's butt٠٨:١١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩۱ - خودت رو بکشی برای انجام کاری She busted her butt to be qualified for the job ۲ - Also: bust someone's balls Break someone's balls اذیت کردن ... گزارش
2 | 1
shit hit the fan٠٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩وخیم تر/بدتر شدن اوضاع A messy and hectic situation From bad to worseگزارش
2 | 1
dearth٠٧:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩A dearth of کمبود Lack Shortage Scarcity A short supply of something An insufficient amount of number • the dearth of information and lack of co ... گزارش
12 | 1
litigation١٣:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧اقامه دعویگزارش
7 | 1
a fly in the ointment١٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧یه مورد/مشکل/نقص/ایراد کوچیک یا یه فردی که اذیت کنه یا کار رو خراب میکنه و ظاهرا اول کار معلوم نیست و وقتی کارها همه تموم شدن تازه به چشم میاد و کل ک ... گزارش
0 | 1
quota١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧ظرفیت سهمیه To take/reach/fill/meat one's quotaگزارش
7 | 1
plaintive١٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧اندوهناک محزون غم انگیز Desperate Sorrowful Mournful He spoke with a plaintive tone and so many sighsگزارش
5 | 1
usurp١٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧غصب کردن به زور ستاندن He was busy usurping the rights of everyone around himگزارش
5 | 1
lurid١٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧زشت و زننده gruesome, grisly , ugly جلف مخوف ولی در عین حال جذاب ترسناک/ هولناک shocking جزء به جزء و دقیق و گویا graphic • Lurid stories of sex ... گزارش
2 | 1
knack١٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧- قریحه ذاتی a natural talent - ذوق flair - مهارت خاص a special skill - استعداد درونی an innate talent - توانایی ذاتی a natural ability - ap ... گزارش
16 | 1
chastise١٠:١٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧توبیخ کردن ملامت کردن سرزنش کردن Dress down Chew out Chide Blame Reproach Reprimand Criticize Call on the carpet call on Scold Rebuke • ... گزارش
2 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده