تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٨

:Synonym forerunner predecessor :Meaning - a person or thing that comes before another of the same kind; a forerunner - one that precedes and indi ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥

گرانقیمت بودن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

دست از سر کسی/چیزی برداشتن ( و اونو به حال خودش گذاشتن )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

uni=university مخفف دانشگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٤

لبه پرتگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

get well=get along well

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٧

کنار آمدن، خوب بودن روابط ( با دیگران ) . I get very well with my family members

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

هر از چند گاه، گاه و بیگاه

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٧

عذاب، زجر

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

چشم، بله

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥١

لات، اوباش

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

کله شق

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

افراد عادی بیگناه، شهروندان بیگناه

پیشنهاد
٦

چشات به بابات رفته

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

کنار زدن کسی یا چیزی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

ادامه دادن به حرکت

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

( اسپانیایی ) زنان، خانمها

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٤٩

عزیزم