پیشنهادهای Farhood (٧,٩١٩)
٣٢,٢٦٢
٥ سال پیش
٨
بی وفا، disloyal
٦ سال پیش
٤٨
:Synonym forerunner predecessor :Meaning - a person or thing that comes before another of the same kind; a forerunner - one that precedes and indi ...
٦ سال پیش
٥
گرانقیمت بودن
٦ سال پیش
٧
دست از سر کسی/چیزی برداشتن ( و اونو به حال خودش گذاشتن )
٦ سال پیش
٤٩
uni=university مخفف دانشگاه
٦ سال پیش
٥٤
لبه پرتگاه
٦ سال پیش
٧
get well=get along well
٦ سال پیش
٤٧
کنار آمدن، خوب بودن روابط ( با دیگران ) . I get very well with my family members
٦ سال پیش
٥٠
هر از چند گاه، گاه و بیگاه
٦ سال پیش
٥٧
عذاب، زجر
٦ سال پیش
٥١
چشم، بله
٦ سال پیش
٥١
لات، اوباش
٦ سال پیش
٥٠
کله شق
٦ سال پیش
٨
افراد عادی بیگناه، شهروندان بیگناه
٦ سال پیش
٦
چشات به بابات رفته
٦ سال پیش
٩
کنار زدن کسی یا چیزی
٦ سال پیش
٤٩
ادامه دادن به حرکت
٦ سال پیش
٧
( اسپانیایی ) زنان، خانمها
٦ سال پیش
٤٩
عزیزم