فرانک زارع

فرانک زارع

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



breaking ground١٢:١٣ - ١٣٩٨/١٠/١٧کلنگ زنی ( عبارت breaking ground در واقع به مراسم کلنگ زنی جهت شروع پروژه ساخت و ساز اشاره دارد )گزارش
2 | 0
ribbon cutting٠٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٩- افتتاحیه در واقع عبارت Ribbon cutting به افتتاح یه مکان جدید اشاره داره ( که منظورش همون بریدن روبان قرمز در زمان افتتاح یک مکان جدید هست ) گزارش
2 | 0
shade١١:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/١٧سایه انداختنگزارش
16 | 2
attacker١٤:٣٧ - ١٣٩٨/٠٩/١١- فرد ضارب - فرد مهاجمگزارش
9 | 0
quad١١:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/٢١در آناتومی و ورزش: - چهارسر رانگزارش
44 | 1
sweetiepie١٣:٣٥ - ١٣٩٨/٠٧/٠٧جیگر! مثال: - you are my sweetie pie! جیگر منی! ( ;گزارش
32 | 0
first language١٢:٣٠ - ١٣٩٨/٠٦/٢٦زبان اصلیگزارش
23 | 0
then٠٩:٢٦ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠چندی بعد مثال: Then he married = چندی بعد او ازدواج کردگزارش
53 | 1
semi level١١:٥٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٢نیم سطحگزارش
21 | 0
bring to life١٤:٤٣ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩زندگی تازه بخشیدنگزارش
37 | 0
securely١٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩- بطور مطمئن - ایمن - مطمئنگزارش
37 | 0
cascade١٢:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٩روی سرازیری قرار داشتن گزارش
25 | 0
room١٣:٢٢ - ١٣٩٨/٠٢/٠٢فضا مثال: electrical room = فضای الکتریکیگزارش
55 | 1
read٠٩:٢٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٦- ظاهر ، نما مثال: - the read of the house - ظاهر و نمای ساختمانگزارش
62 | 4
response٠٩:٢٤ - ١٣٩٧/٠٩/٢٤in response to مطابق باگزارش
76 | 3
influenced١١:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٤متاثرگزارش
124 | 1
fixture١١:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/١٤لوازم روشناییگزارش
80 | 0
dirty word١٠:٢٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٣- فُحش - کلمات رکیکگزارش
48 | 0
fall١٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٢در مورد زمین: شیب مثال: - Natural fall of the land - شیب طبیعی زمینگزارش
103 | 5
dynamic١٠:٣١ - ١٣٩٧/٠٩/١٢- محرک - جذابگزارش
103 | 1
undeveloped١١:٠٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠١( در مورد زمین ) - بایر - دست نخوردهگزارش
62 | 0
planter٠٩:٥٥ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠باغچهگزارش
60 | 1
seated٠٩:٢١ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠- قرار گرفته - واقع شدهگزارش
67 | 1
lean on١٣:٥٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩تکیه کردن مثال: - I need somebody to lean on - من نیاز دارم تا به کسی تکیه کنمگزارش
110 | 0
sidewalk١٣:٥١ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩پیاده روگزارش
80 | 0
sidewall١٣:٥٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٩دیوار جانبیگزارش
48 | 0
refurbishment١٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧- بازسازی - تعمیرگزارش
85 | 0
post١١:٤٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦1. نصب کردن 2. ستون، تیرکگزارش
117 | 0
erode١٣:٥٧ - ١٣٩٦/٠٨/١٦ناهمواریگزارش
53 | 1
hardscape٠٩:٣٥ - ١٣٩٦/٠٨/١١مصالح سختگزارش
53 | 1
shed١١:١٧ - ١٣٩٦/٠٨/١٠سایبانگزارش
101 | 1
lighting١٠:٣٦ - ١٣٩٦/٠٨/٠٩نورپردازیگزارش
113 | 1
unbreakable٠٩:٥٨ - ١٣٩٦/٠٨/٠٨نشکن ( صفت )گزارش
87 | 0
pickup٠٩:٣٨ - ١٣٩٦/٠٨/٠٨دریافت کردنگزارش
304 | 5
paper bark٠٩:٣٠ - ١٣٩٦/٠٨/٠٨پوست کاغذیگزارش
53 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



humble١٥:٠٠ - ١٣٩٨/٠١/٢١
• He was quite happy with humble employment and never sought a higher position.
او از پُست و مقام ناچیزی که داشت راضی بود و به دنبال ارتقاء موقعیتشغلی نبود.
30 | 0