پیشنهادهای عرفان کوهپیمان (١,٣٩٢)
فراهمگر ( Farāhamgar )
فراهمگر زاوَرش ( Farāhamgare zāvarsh ) �فراهمگر� ( provider ) و �زاوَرْش� ( service )
مرکز زاوَرش ( Markaze zāvarsh )
خویشزاورش ( Xishzāvarsh ) �خویش� ( self ) و �زاوَرش� ( service )
واجعبش ( Vājaabesh ) �وا� ( un ) و �جعبه� ( box ) و �ِش� ( ing )
ریزحسگر ( Rizhesgar )
تراگسیلش ( Tarāgosilesh )
کَراپشت ( Karāposht ) �کَرا� ( cross ) و �پُشت� ( back )
کَراژیرش ( Karāzhiresh ) �کَرا� ( cross ) و �ژیرش� ( action )
کَراواژه ( Karāvāzhe ) �کَرا� ( cross ) و �واژه� ( word )
کَراحرف �کَرا� ( cross ) و �حرف� ( talk )
فاادامه ( Fāedāme ) �فا� ( dis ) و �ادامه� ( continue )
فاتراختن ( Fātarāxtan ) �فا� ( dis ) و �تراختن� ( balance )
فاپیوستن ( Fāpeyvastan ) �فا� ( dis ) و �پیوستن� ( join )
فاپسند ( Fāpasand ) �فا� ( dis ) و �پسند� ( like )
فاشارژ ( Fāshārzh ) �فا� ( dis ) و �شارژ� ( shārzh )
پَراسه ( Parāse ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگی و نابسامانی که در زبان ما هست دستاورد ک ...
( پیشوند ) اوپَر - ( - Upar ) • دوستان گرام، هیچکدوم از پیشوندهای دیگری که می پندارید، همتای hyper نیستند؛ فرا: Pro اَبَر: Super
ابرشارژگر ( Abarshārzhgar ) �اَبَر� ( super ) و �شارژ� ( charge ) و �گر� ( er )
ابرشارژ ( Abarshārzh )
اوپَرصوتیک ( Uparsotic )
اَپجهان ( Apjahān )
اَپچاپ ( Apchāp ) �اَپ� ( off ) و �چاپ� ( print )
اَپگات ( Apgāt ) �اَپ� ( off ) و �گات� ( grade )
اَپتراز ( Aptarāz ) �اَپ� ( off ) و �تراز� ( balance )
اپجاده گر ( Apjādegar ) �اَپ� ( off ) و �جاده� ( road ) و �گر� ( er )
اَپجاده ( Apjāde ) �اَپ� ( off ) و �جاده� ( road )
اُستنش ( Ostanesh ) �اُستنیدن� ( extense ) و �ِش� ( ion )
اُستنا ( Ostanā ) �اُستنیدن� ( extense ) و �ا� ( ive )
خوانیشِ درتنا ( Xānishe dartanā ) �خوان� ( read ) و �یش� ( ing ) و �دَرتَنا� ( intensive )
درتنش ( Dartanesh ) �درتنیدن� ( intense ) و � ِش� ( ion )
درتنا ( Dartanā )
اوپرران �Uparrān ) �اوپَر� ( hyper ) و �ران� ( drive )
بیشفعال ( Bishfaāl )
کَرازش اپخط ( Karāzeshe apxat ) �کَرازش� ( operation ) و �اَپخط� ( offline )
کَسبار اپخط ( Kasbāre apxat ) �کَسبار� ( business ) و �اَپخط� ( offline )
اَپخط ( Apxat ) �اَپ� ( off ) و �خط� ( line )
برخط ( Barxat ) �بر� ( on ) و �خط� ( line )
راهگزینیش ( Rāhgozinish ) �راهگزیدن� ( switch ) و �یش� ( ing ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ ...
هابستگانه ( Hābastegāne ) �هابسته� ( connected ) و�انه� ( ly ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ ...
هابستنی ( Hābandish ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگی و نابسامانی که در زبان ما هست دستاور ...
هابندیش ( Hābandish ) �هابند� ( connect ) و �یش� ( ing ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگ ...
هابندش ( Hābandesh ) �هابند� ( connect ) و �ِش� ( ion ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگی ...
هابندا ( Hābandā ) �هابند� ( connect ) و �ا� ( ive ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آشنای پرابهام بکار برد؛ شلختگی و ...
هابندگر ( Hābandgar ) �هابند� ( connect ) و �گر� ( or )
هابسته ( Hābaste )
هابند ( Hāband )
اندرهابندایی ( Andarhābandāyi ) �اندر� ( inter ) و �هابند� ( connect ) و ایی� ( ivity ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند ...
اندرهابندیش ( Andarhābandish ) �اندر� ( inter ) و �هابند� ( connect ) و �یش� ( ing ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و ...
اندرهابندش ( Andarhābandesh ) �اندر� ( inter ) و �هابند� ( connect ) و �ِش� ( ion ) • برای واژه های دقیق انگلیسی، نمیشه واژه های مردم پسند و آ ...