self service

/ˈselfˈsɜːrvəs//selfˈsɜːvɪs/

خود زاوری، خود یاوری، کمک بوسیله خود شخص، دررستوران تهیه وانتخاب غذاتوسط خود شخص
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the act or process of serving oneself at a store, restaurant, or the like, and paying at a designated cashier's desk.
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or relating to a business establishment, such as a cafeteria or gasoline station, in which the customers serve themselves and pay a cashier.

به انگلیسی

• arrangement whereby the buyer takes the product by himself
a self-service shop, restaurant, garage, and so on is one where you serve yourself.

پیشنهاد کاربران

خود یاری ، یاری به خود ، کمک به خود

خود پذیرایی ، پذیرایی از خود
خودکفا
معادل فارسی در مهمانسرا: پذیرایی خودمونی، غذا خوری خودخدمتی، سَروَر خوری ( یعنی خودت هر چی بخوای میخوری! )
خویش یار
خدمات خودمحور
سلف سرویس
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما