پیشنهادهای سعید امدادی (١,٣٣١)
رایج شده رسم شده - مرسوم شده جا افتاده شده ترکی : دب اولوب
Value neutral word کلمه خنثی کلمه بدون جهت گیری
It just goes to show you that ثابت می کند که
If you do something by the seat of your pants, you do it using only your own experience and trusting your own judgment. به نقل از دیکشنری آنلاین کمب ...
سفت و محکم
neophyte و newbie مترادف هستند. My least favorite player was Donnie, who tried to mansplain Scrabble because he didn't recognize me and took me fo ...
نگاه از بالا به پایین انداختن
منش تحقیر آمیز نگاه از بالا - طرف را دست کم گرفتن
طرف مقابل را اسکل فرض کردن Stop patronizing me - I understand the play as well as you do بسه دیگه، فکر نکن من اسکلم - من هم به اندازه تو از بازی سر د ...
در مورد لغت به معنی " نا موزون " می باشد. در مورد ماشین آلات به معنی "سنگین " است. در مورد "روال اداری " یا "بوروکراسی " به معنای پیچیده می باشد. ...
اصلاح طلبی
تاریخ درخشان
گفتگو های بی سر انجام
شروع به کار نمودن تحویل گرفتن اداره ای یا مقامی سر کار آمدن United States President - elect Donald Trump has promised “there will be hell to pay” if ...
گرفتار شدن گریبانگیر شدن
خراب کاری
آماده باش بودن The army was on red alert against the possibility of an attack. ارتش در آماده باش کامل برای حمله احتمالی است.
ترکی : در یک بازی بچه گانه وقتی دستان همدیگر را می گرفتیم ، این شعر ( chant ) را با هم می خواندیم: ال اله کرتن کله ( همه با فتحه خوانده شود ) . یعنی ...
یه ذره ، یه کمی ?do you mind my smoking here اذیت میشی اینجا سیگار بکشم Actually، smoking kind of bothers me. ببین ، سیگار یه ذره اذیتم میکنه بعضی ها ...
دوراندیشانه
برخی جاها معنی کوتاه آمدن می دهد.
ترکی : یر به یر اولماک یر به یر ایله مک
دقیقا معادل فراگرفتن است. An exhilarating sense of new beginnings swept through him. حس شادی شروع های جدید او را فرا گرفت.
I have the distinct impression that خوب می فهمم که. . .
I made a blunder by getting his name wrong. سوتی دادم اسمشو اشتباهی گفتم.
آخش نفس راحتی کشیدیم
چته؟
خفن
کامنت قبلی ام اشتباه بوده ، درست اش اینه : مشخصه . . شکی توش نیست که . . . این حقیقته که. . .
سلام خدمت معادل جویان عزیز ، اگر شما هم مثل من از دست این واژه سه حرفیِ نیم وجبی ریزه میزه شیک ولی چِغِر و همه جا حاضر به تنگ آمده اید، لطف کنید به ...
ارائه خدمات سرویس دادن
تا بجنبی. . .
روی هم رفته خوبه
سوتی You're on a slippery slope once you start lying about your age! سوتی دادی اگر سن ات رو دروغ بگی
Police raid یورش پلیس A police raid would imperil the lives of the hostages. یورش پلیس شاید جان گروگان ها رو به خطر بیندازد.
مقطع تحصیلی
مربی آموزش دهنده همون لَله که در دوران قاجار شاهزادگان را تربیت می کرد مثلاً جی دی ونس را به عنوان Trump whisperer می نویسند.
تغییر موضع دادن و حرکت به سمت جدید تصمیم متفاوت گرفتن
ترکی : قوددالاماخ ال لشدیرمک
گریان
In hindsight , توجه کنید هایند سایت تلفظ میشه نه هیندسایت، یعنی وقتی به گذشته نگاه می کنم
سرزنده و شاداب سرشار از زندگی
Intense period
دوره فشرده
- فلان کس - فلان فلان شده
نقش خود را به خوبی ایفا کردن
چندین دهه
امتحان پس داده
عصبانی نکردن کسی، یعنی حواست هست که طرف عصبانی نشه
بر کنار شده ، عزل شده