تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادزهر هر زهری همان زهر است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوشبختی از آنِ کسی است که با منش نیک، به دیگران نیکی کند.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

١. راستانما ٢. سونما کدام مناسب تر است؟

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَندَر نشدنی یا دَرون شد نارواست یا اَندَر بازداشته یا دَرون شد بازداشته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد

زروان ایزد زمان بیکران و زمین است. در دستانش زمان و در زیر پاهایش زمین دارنده دو بال پوشاننده جهان زروان پدر و زاینده دو روان یکی اهورامزدا از روان ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عصا چوبی؛ چوبدستی عصا فلزی؛ آهندستی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چطور است که دوزخ پارسی است اما برزخ نه؟ چون در قرآن آمده؟ زخ و زخیدن ریشه در پارسی دارد. نمی شود یکی را پارسی بدانید و دیگری را چون در قرآن آمده عرب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سخن برجسته؛ گفته ای که ماندگار می شود.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گویند برابر پارسی برای واژه بیگانه مشعل است.

پیشنهاد
٣

سخن یا گفته ای که در میان دیگران پذیرفته شود و خوشایند آنان باشد. سخن یا گفته ای که در جا و زمان درست به زبان آورده شود. گفتار پسندیده سخن یا گفته ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همه انسان های جهان باید حق برگزیدن سرنوشت خود را داشته باشند.

پیشنهاد
٣

سخن برجسته

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

گفتار پسندیده

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

١. دشت و دامنه کوه ٢. دامنه جنگل ٣. جنگل ۴. پناهگاه درون جنگل در زبان ها و گویش های ایرانی دارای معناهای گوناگونی است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٥

هموند برابر پارسی بسیار زیبایی برای واژه بیگانه عضو است. عضو؛ هموند اعضا؛ هموندان عضویت؛ هموندی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادنهان کاوی برابر پارسی پیشنهادی برای واژه مرکب بیگانه ضد جاسوسی است. جاسوس؛ نهان کاو جاسوسی؛ نهان کاوی ضد جاسوسی؛ پادنهان کاوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاسوس؛ نهان کاو جاسوسی؛ نهان کاوی ضد جاسوسی؛ پادنهان کاوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نهان کاو برابر پارسی برای واژه بیگانه جاسوس است. جاسوس؛ نهان کاو جاسوسی؛ نهان کاوی ضد جاسوسی؛ پادنهان کاوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جاسوس؛ نهان کاو جاسوسی؛ نهان کاوی ضد جاسوسی؛ پادنهان کاوی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برون مرزی برابر پارسی پیشنهادی برای امور خارجه است.

پیشنهاد
٠

برابر پارسی برای واژه بیگانه ولیعهد است. برابر پارسی درست برای واژگان انگلیسی زیر است؛ crown prince crown princess

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابرنامه کتاب یا فهرستی از برابرهای پارسی برای واژگان بیگانه است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

هشدار؛ قومگرایی در ایران کار به جایی نخواهد برد چون قوم گراها مغزی برای به کار گرفتن در سر خود ندارند بهنام رضایی تو مایه آبروریزی ترک ها و حتی قوم گ ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خِرَددوستی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیکم؛ فرزانه حکمت؛ فرزانگی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سیاهه می تواند برای کارت بانکی جایگزین مناسبی باشد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوش واژه ای صددرصد پارسی است هوشنگ هوشمند هوشبَر هوشیار تیزهوش بیهوش باهوش هوشدار کُندهوش هوشان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوش واژه ای صددرصد پارسی است هوشنگ هوشمند هوشبَر هوشیار تیزهوش بیهوش باهوش هوشدار کُندهوش هوشان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

هوش واژه ای صددرصد پارسی است هوشنگ هوشمند هوشبَر هوشیار تیزهوش بیهوش باهوش هوشدار کُندهوش هوشان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٨

هوش واژه ای صددرصد پارسی است هوشنگ هوشمند هوشبَر هوشیار تیزهوش بیهوش باهوش هوشدار کُندهوش هوشان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هوش واژه ای صددرصد پارسی است هوشنگ هوشمند هوشبَر هوشیار تیزهوش بیهوش باهوش هوشدار کُندهوش هوشان

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَمن؛ بی بیم نااَمن؛ بیمناک امنیت؛ پادبیم شورای امنیت؛ خانه پادبیم اداره امنیت؛ ستاد پادبیم، سازمان پادبیم مامور امنیتی؛ کارگزار پادبیم، گمارده پادبی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اَمن؛ بی بیم نااَمن؛ بیمناک امنیت؛ پادبیم شورای امنیت؛ خانه پادبیم اداره امنیت؛ ستاد پادبیم، سازمان پادبیم مامور امنیتی؛ کارگزار پادبیم، گمارده پادبی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

اَمن؛ بی بیم نااَمن؛ بیمناک امنیت؛ پادبیم شورای امنیت؛ خانه پادبیم اداره امنیت؛ ستاد پادبیم، سازمان پادبیم مامور امنیتی؛ کارگزار پادبیم، گمارده پادبی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی بانک؛ زَراَندو حساب بانکی؛ شماره زَراَندو سپرده بانکی؛ سِپُرده زَراَندو بانکدار؛ زَراَندودار، زَراَندوگر بانکداری، زَراَندوداری، زَراَندو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی بانک؛ زَراَندو حساب بانکی؛ شماره زَراَندو سپرده بانکی؛ سِپُرده زَراَندو بانکدار؛ زَراَندودار، زَراَندوگر بانکداری، زَراَندوداری، زَراَندو ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام پارسی برای پسران است. معنا؛ ١. آنکه از همگان بهتر، خوبتر و نیکوتر است. ٢. آنکه از خوبی، نیکویی و پسندیدگی پُر و لبریز گشته است.

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

برابر پارسی پیشنهادی برای واژه وکیل در زمینه دادگستری؛ ١. دادگو ٢. دادجو ٣. دادشناس ۴. کارران ۵. دادسپار ۶. نماینده ( حقوقی، کیفری )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

١. نگهبان زبان پارسی ٢. کسی که از زبان پارسی پاسداری و نگهداری می کند ٣. کوشیدن در راه گسترش زبان پارسی ۴. آنکه بداد و دهش زبان پارسی را زنده کرد

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

١. دارای یاری دهنده، دارای دوست و دارای پشتیبان ٢. کسی که برای پشتیبانی کردن از خود کسانی را دارد ٣. کسی که دوست یا دوستانی دارد تا همواره یاری دهنده ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شهربان، شهربانی برای درون شهر پاسبان، پاسبانی برای بیرون شهر مرزبان، مرزبانی برای مرزهای کشور راهنمایی و رانندگی خود پارسی است و نیازی به برابر ندارد ...

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وزیرخانه وزیرگاه وزیرجای

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سنگ واژه ای پارسی و خارا واژه ای با ریشه سانسکریت است. به خارا در پهلوی ساسانی خار می گفتند.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
١

فرنشین که به معنای رئیس است می تواند برای رئیس جمهور هم به کار رود.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوگانه می تواند برابر پارسی پسندیده ای برای جایگزینی با واژه ترکی دوقلو باشد.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزیننده جایگزین پارسی برای انتخاب کننده است.

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گزیننده

پیشنهاد
٠

مجلسین؛ مهستان، خانه بزرگان، نشستگاه بزرگان مجلس سنا/مجلس علیا؛ خانه رایزنان، نشستگاه رایزنان، خانه بالا، نشستگاه بالا مجلس شورا/مجلس ملی/مجلس سفلی؛خ ...