پیشنهادهای بهسیراف (٢٦٠)
مجلسین/پارلمان؛ مهستان، خانه بزرگان، نشستگاه بزرگان مجلس سنا/مجلس علیا؛ خانه رایزنان، نشستگاه رایزنان، خانه بالا، نشستگاه بالا مجلس شورا/مجلس ملی/مجل ...
مجلسین؛ مهستان، خانه بزرگان، نشستگاه بزرگان مجلس سنا/مجلس علیا؛ خانه رایزنان، نشستگاه رایزنان، خانه بالا، نشستگاه بالا مجلس شورا/مجلس ملی/مجلس سفلی؛خ ...
مجلسین؛ مهستان، خانه بزرگان، نشستگاه بزرگان مجلس سنا/مجلس علیا؛ خانه رایزنان، نشستگاه رایزنان، خانه بالا، نشستگاه بالا مجلس شورا/مجلس ملی/مجلس سفلی؛خ ...
مجلسین؛ مهستان، خانه بزرگان، نشستگاه بزرگان مجلس سنا/مجلس علیا؛ خانه رایزنان، نشستگاه رایزنان، خانه بالا، نشستگاه بالا مجلس شورا/مجلس ملی/مجلس سفلی؛خ ...
مجلسین؛ مهستان، خانه بزرگان، نشستگاه بزرگان مجلس سنا/مجلس علیا؛ خانه رایزنان، نشستگاه رایزنان، خانه بالا، نشستگاه بالا مجلس شورا/مجلس ملی/مجلس سفلی؛خ ...
مهستان نشستگاه
سین کیانگ یکی از استان های کشور چین است. سین کیانگ یک سرزمین خودگردان در قانون بخش بندی کشوری جمهوری مردم چین شمرده می شود. سین کیانگ بخشی جدایی نا ...
شام به معنای شبانگاه است و ما ایرانیان به خوراک شبمان شام می گوییم. ایرانیان در هزاران سال گذشته همواره کوشیدند تا مردمان خونخوار بیابانگرد را به سو ...
به کسانی که با فرهنگ و مردم ایران در ستیز باشند را ایران ستیز گویند.
پاد به معنای نگهبان است و گان پسوند مکان است برای همین پادگان به معنای جای نگهبانیدن است.
شرم واژه ای ریشه دار در زبان پارسی است. شرمنده شرمسار شرمگین شرمین شرمگاه شرمناک شرم آور و. . . پس نیازی نیست برای آن برابر پارسی بیاورد زمانی که خ ...
برابر پارسی پیشنهادی برای واژه وکیل در زمینه دادگستری؛ ١. دادگو ٢. دادجو ٣. دادشناس ۴. کارران ۵. دادسپار ۶. نماینده ( حقوقی، کیفری )
برچسب زدن
بدنام شده
برچسب
جِهمَرز؛ مرد بدکار، مرد بی بند و بار، کسی که با روسپی ها همخوابگی می کند
منطق پانترک؛ پارسی زبان نیست بلکه گویشی از ترکی است. منطق پانترک؛ پارسی زبان نیست بلکه گویشی از عربی است. ( این گروه با گروه بالایی اختلاف نظر داره ...
ای کاش به جای سازمان دولتی برای مدیریت مستقیم رادیو و تلویزیون، تنها نهادی برای نظارت بر عملکرد اونها داشتیم مانند سازمان پایش رسانه های همگانی و دیگ ...
فرمند
ای کاش به جای سازمان دولتی برای مدیریت مستقیم رادیو و تلویزیون، تنها نهادی برای نظارت بر عملکرد اونها داشتیم مانند سازمان پایش رسانه های همگانی و دیگ ...
خزانه؛ گنجینه خزانه دار؛ گنجور هردو زیبا هستند سایت آبادیس برابرهای بسیار خوبی آورده
خزانه؛ گنجینه خزانه دار؛ گنجور هردو زیبا هستند سایت آبادیس برابرهای بسیار خوبی آورده
خزانه؛ گنجینه خزانه دار؛ گنجور هردو زیبا هستند سایت آبادیس برابرهای بسیار خوبی آورده
خزانه؛ گنجینه خزانه دار؛ گنجور هردو زیبا هستند سایت آبادیس برابرهای بسیار خوبی آورده
برای واژه سازی به مشتق های اون واژه هم باید توجه کرد مانند بانک که مشتق های زیر رو داره؛ بانکدار بانکداری حساب بانکی کارت بانکی سپرده بانکی تسهیلات ب ...
ترابری شهری یا ترابری همگانی شهری
سفیر؛ نماینده ( برون مرزی ) سفارت؛ نمایندگی ( برون مرزی )
سفیر؛ نماینده ( برون مرزی ) سفارت؛ نمایندگی ( برون مرزی )
مردم دور از میهن
نهان کاو
�سکته� یا �سکت� به معنای توقف و سکوت است. ( این واژه صددرصد عربی است. ) در علم قرائت به قطع بسیار کوتاه صوت هنگام قرائت بدون تجدید نفس می گویند. در ...
من هم دوستدار زبان زیبا و شیرین پارسی هستم اما هر زبانی برای گفتار روزمره نیاز به واژگان ساده داره و دولت آینده هم نمیتونه از واژگان سخت برای نامگذار ...
بابک پاکدامن اگر پیشنهاد میدی چیزی پیشنهاد بده که بشه به زبان آورد مردم قرار نیست همیشه به شکل ادبی و شعرگونه باهمدیگه گفت وگو کنن زینهار و زینهاریگ ...
همان دژ سپید است که نامش ترکی شده است.
بیایید بجای رفتگر از امروز پاکبان را به کار بگیریم. معنی؛ نگهبان پاکی/نگهبان پاکیزگی. به کارگران پاکیزگی شهری احترام بگزاریم.
برابرهای پارسی پیشنهادی برای حماسه؛ ١. رزمنامه ٢. پهلوان نامه ٣. یَلنامه ( در زبان پارسی یَل به معنای پهلوان است. ) ۴. دلاورنامه
برابر آن در انگلیسی"beyonder" است
به معنای فرارو است.
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قضا ( این واژه عربی دارای چندین معنا و کاربرد است ) = داوری، دادگری، فرمان، دستور، سرنوشت، بخت، بازمانده، به جا آورده/نیاورده، باز آورده/باز نیاورده ...
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
قوه قضائیه = دیوان دادگستری قاضی = دادور قاضی ارشد = دادران
تنبان به معنای پاجامه است. تنبان یک واژه ریشه دار پارسی است.
برابر پارسی؛ شاهزاده تاجدار شاهزاده تاجدار کسی است که در آینده تاج و تخت پادشاهی به او می رسد.
برابر پارسی؛ شاهزاده تاجدار شاهزاده تاجدار کسی است که در آینده تاج و تخت پادشاهی به او می رسد.