ترجمه‌های بردیا تیموری (٢٠٠)

بازدید
٩٠
تاریخ
١ ماه پیش
متن
He thought of his college days.
دیدگاه
٠

به روز هایش در دانشگاه اندیشید.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
He's rude to her friends and obsessively jealous.
دیدگاه
٠

او به دوست هایش گستاخی می کند و گزافانه رشکبر است.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Love is patient and kind, love is not jealous or boastful, it is not arrogant or rude.
دیدگاه
٠

عشق شکیبا و مهربان است، عشق رشکبر یا نازَنده نیست، خودبین یا گستاخ نیست.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Ignore her?she's only trying to make you jealous.
دیدگاه
٠

او را نادیده بگیریم؟ او تنها می کوشد شما را رشکبر بسازد.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
She becomes jealous when her mother kisses and holds the new baby.
دیدگاه
٠

هنگامی که مادرَش کودکِ نوزاد را می بوسد و در آغوش می گیرد، او رشکین می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
There isn't much equipment. We're going to have to improvise.
دیدگاه
١

ساز و برگ بسیاری نیست. می باید خودآی بسازیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Familiarise yourself with the new equipment before you attend to use it.
دیدگاه
١

خود را با ساز و برگ نو آشنا کنید پیش از اینکه پیِ به کار بردنشان باشید .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
One from the ordnance factory and one from the Army.
دیدگاه
٠

یکی از کارخانه جنگ افزار و یکی از ارتش

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He keeps his golf clubs and other sports equipment in this closet.
دیدگاه
٠

او چوب گلف و دیگر ساز و برگ های ورزشی اش را در این کمد نگه می دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
You need to have special equipment for mountain climbing.
دیدگاه
٠

شما نیازمند داشتن ساز و برگی ویژه برای کوهنوردی هستید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He had always envied his brother for his ability to make people laugh.
دیدگاه
٠

او همواره به بردارش برای توانایی اش در خنداندن مردم رشک می برد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I envy his money, but I don't envy his fame.
دیدگاه
٠

من به پولش بُژهان می بَرَم ولی به ناموَری او بژهان نمی برم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She'd always wished to make it as an actress, and she envied her friend's success.
دیدگاه
٠

او همیشه آرزو می کرد که بازیگر شود و به کامیابی های دوستش بژهان می برد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Having a motorcycle at age sixteen made him the envy of all his friends.
دیدگاه
٠

داشتن موتور سیکلت در شانزده سالگی، مایه رشک همه دوستانش به او شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Her new office was the envy of her co-workers.
دیدگاه
٠

دفتر نوی او مایه رشک همکارانش بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Her envy of her sister threatened to destroy their relationship.
دیدگاه
٠

رشک او به خواهرش تهدید به نابودی رابطه آنان کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He looked at his neighbor's new swimming pool with envy.
دیدگاه
٠

او با رشک به استخر نویِ همسایه اش نگاه کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I scored highest in one of the events, but my sister was the overall winner of the competition.
دیدگاه
٠

من در یکی از رویداد ها بالاترین امتیاز را اندوختم ولی خواهرم برنده رویهمرفته مسابقه بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Although there were a few positive reviews, the overall opinion of the critics was that the play was simply dull.
دیدگاه
٠

اگرچه کم شمار خرده گیری های مثبتی بودند، نظرات رویهمرفته خرده گیران این بود که نمایش خَمود بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The overall distance across Australia is about four thousand kilometers.
دیدگاه
٠

مسافت رویهمرفته عرض استرالیا پیرامون چهار هزار کیلومتر است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Overall, I'd say our presentation went very well.
دیدگاه
٠

رویهمرفته می توانم بگویم ارائه ما بسیار خوب پیش رفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
His jealousy over his wife's friendships put a strain on their marriage.
دیدگاه
٠

رشک او نسبت به دوستی های همسرش فشاری بر ازدواج آنها وارد کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He couldn't hide his jealousy when his colleague was awarded the prize.
دیدگاه
٠

نمی توانست رشک خود را هنگامی که همکارش پاداش یافت بنهنبد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
They united in their attempts to form a club.
دیدگاه
٠

آنها برای کوشش های خود برای درست کردن یک باشگاه با هم همدست شدند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In summary, this was a disappointing performance.
دیدگاه
٠

چکیده وار، این یک عملکرد ناامید کننده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
What follows is a brief summary of the process.
دیدگاه
٠

آانچه در ادامه می آید چکیده ای کوتاه از فرآیند است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Can you give us a summary of what you are doing now?
دیدگاه
٠

می توانید چکیده ای از آنچه اکنون می انجامید به ما بدهید؟

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He made a summary of what had been done.
دیدگاه
٠

او چکیده ای از چیز هایی که انجام داده شده است درست کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The book ends with a brief summary.
دیدگاه
٠

کتاب با چکیده ای کوتاه پایان می یابد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Now for a summary of tonight's main news stories.
دیدگاه
٠

اکنون به چکیده ای از اخبار بزرگ امشب می پردازیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He gave a neat summary of the financial situation.
دیدگاه
٠

چکیده ای شسته رفته از وضع دارایی داد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I didn't have time to read the whole article so I read just the summary.
دیدگاه
٠

زمان نداشتم سراسر نوشتمان بخوانم پس تنها چکیده اش را خواندم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The paper ended with a concise summary of all of the writer's points.
دیدگاه
٠

نوشتار با چکیده ای کوتاه نویس از همه مقصود های نویسنده پایان یافت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
his special duties
دیدگاه
٠

وظیفه های ویژه او ( مَرد )

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
a special type of knee brace
دیدگاه
٠

گونه ویژه ای از زانوبند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He was still trying to remember his lines at the start of the play.
دیدگاه
٠

او همچنان می کوشید در آغاز نمایش جملاتش را به یاد بیاورد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
We're looking forward to the start of summer.
دیدگاه
٠

ما چشم به راهِ آغاز تابستان هستیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She started to speak but then forgot what she was planning to say.
دیدگاه
٠

او آغاز به سخن راندن کرد ولی فراموش کرد آنچه را که برنامه می داشت بگوید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
My grandfather started this business.
دیدگاه
٠

پدربزرگم این بیزینس را آغاز کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I started making dinner at five o'clock.
دیدگاه
٠

از ساعت پنچ آغاز به شام آماده کردن کردم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He hasn't started his homework yet.
دیدگاه
٠

هنوز تکلیف هایش را آغاز نکرده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The army started their campaign in the spring.
دیدگاه
٠

لشکر کارزار خود را در بهار آغاز کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Who started the fight?
دیدگاه
٠

کی دعوا را آغاز کرد؟

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Her eyes started when his name was mentioned.
دیدگاه
٠

هنگامی که نام او یاد شد، چشمانش زد بیرون.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The hare started from behind the bush.
دیدگاه
٠

خرگوش از پشت بوته هویدا شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The English alphabet starts with the letter A.
دیدگاه
٠

الفبای انگلیسی با حرف A آغاز می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The session starts at noon.
دیدگاه
٠

نشست نیمروزگاه آغاز می شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The students assembled in the cafeteria and waited to get their class schedules.
دیدگاه
٠

دانش آموزان در کافه تریا انجمن شدند و شکیبیدند ( شکیبا شدند ) تا برنامه کلاسی را بگیرند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
We assembled around the table for dinner around six o'clock.
دیدگاه
٠

پیرامون ساعت شش برای شوم دور میز انجمن شدیم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The office manager assembled the staff for the weekly meeting.
دیدگاه
٠

مدیر دفتر کارکنان را برای نشست هفتگی انجمن کرد.