ترجمه‌های بردیا تیموری (٢٠٠)

بازدید
٨٥
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
You should get some rest before the big event tomorrow.
دیدگاه
٠

شما باید پیش از رویداد بزرگ فردا کمی آسایش برگزینی.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
With rest, she will recover soon.
دیدگاه
٠

با آسایش، او به زودی بهبود می یابد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A wise man is never less alone than when (he is) alone.
دیدگاه
٠

آدمی خردمند هرگز تنها تر از هنگامی که او تنها است نیست.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
a wise guy
دیدگاه
٠

یک خردمند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It is not wise to travel when you are sick.
دیدگاه
٠

خردورزانه نیست هنگامی که بیمار هستی، گشت و گذار کنی.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Since when have you owned this car?
دیدگاه
٠

از چه هنگام این دستگاه را دارا هستی؟

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The tests showed that the man had died of poisoning.
دیدگاه
٠

آزمایش ها نمود که مَرد از برای زهرآلودگی مُرده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
His remark showed his ignorance.
دیدگاه
٠

سخن او نادانی اش را نمود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She showed me how to use the new printer.
دیدگاه
٠

او به من نمود که چگونه از چاپگر نو بهره ببرم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A new one costs about fifty dollars.
دیدگاه
٠

ارزش نو پیرامون پنجاه دلار هزینه برمی دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I can't stand that he treats you this way, and I'm going to do something about it!
دیدگاه
٠

نمی توانم برتابم او اینگونه با شما رفتار کند و من کاری در این باره خواهم کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Please tell me the truth; I can't stand it when you hide things from me.
دیدگاه
٠

خواهشمندم حقیقت را به من بگوی؛ نمی توانم برتابم هنگامی که چیزی از من می نهنبید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I couldn't stand his humming and talking to himself, so I moved to another room.
دیدگاه
٠

نمی توانستم زمزه کردن و با خود سخن گفتن او را برتابم پس به اتاق دیگری رفتم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He can't stand working for his brother anymore.
دیدگاه
٠

او دیگر تاب کار کردن برای برادرش را ندارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She can't stand being alone in the dark.
دیدگاه
٠

او نمی تواند تنها بودن در تاریکی را برتابد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I don't know how she stands such cruel treatment.
دیدگاه
٠

من نمی دونم چگونه چنین رفتار ستمگرانه را برمی تابد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Our offer will stand for another week.
دیدگاه
٠

سفارش ما برای هفته ای دیگر خواهد ماند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Few of the houses were standing after the tornado.
دیدگاه
٠

پس از گردباد، شمار کمی از خانه ها پابرجا ماندند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She stood up very quickly and then felt dizzy.
دیدگاه
٠

او بسیار فِرز ایستاد و سپس احساس سرگیجگی کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Everyone stands when the judge enters the courtroom.
دیدگاه
٠

هنگامی که قاضی اندر دادگاه می شود همه می ایستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The deceased's wife and two children are surviving.
دیدگاه
٠

همسر و دو کودک درگذشته دارند می پیمایند بر زیستن.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
They were trapped in a cave for days, and it's a miracle that they survived.
دیدگاه
٠

آن ها روز هایی در یک غار گیر افتاده بودند و یک معجزه بود که بر زیستن پیمودند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
We will do everything to preserve peace.
دیدگاه
٠

ما هر کاری برای نگه داشتن صلح و آرامش خواهیم کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Efforts to preserve the peace have failed.
دیدگاه
٠

کوشش ها برای نگهداری آرامش شکست خوردند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Recent hair styles use a more uneven cut than those of the preceding decades.
دیدگاه
٠

شیوه های موی کنونی در سنجش با شیوه های دهه های پیشین برش نایکنواخت تر ی به کار می بندند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
After the recent storm, many people are still without electricity.
دیدگاه
٠

بسیاری از مردم پس از باران گذشته هنوز بدون برق هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The recent troubles between the two countries has filled the newspapers in the last few days.
دیدگاه
٠

گرفتاری های تازه میان دو کشور روزنامه ها را در چند روز گذشته پر کرده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Miss Parrish recently placed an advertisement in the local news-paper.
دیدگاه
٠

خانم "parish" به تازگی یک آگهی بازرگانی در روزنامه محلی گذاشته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The long-dormant volcano has recently shown signs of erupting.
دیدگاه
٠

آتشفشان خاموش به تازگی نشانه هایی از فوران نمایان کرده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The ring was specially made for her.
دیدگاه
٠

انگشتر ویژه او ساخته شده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The school is specially for children whose schooling has been disrupted by illness.
دیدگاه
٠

این مدرسه ویژه کودکانی است که سواد آموزی آن ها به دست بیماری، درهم ریخته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Scientists have been searching for evidence of life on distant planets.
دیدگاه
١

دانشمندان در جستوجوی گواهی هایی از زندگی در سیارات دوردست هستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Everybody needs love,especially for those who don't deserve it.
دیدگاه
٠

همه نیازمند عشق هستند به ویژه آنان که سزاوارش نیستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The game has already been postponed three times.
دیدگاه
٠

این بازی تاکنون سه بار پس افکنده شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The match was postponed to the next day because of bad weather.
دیدگاه
٠

این مسابقه به دلیل آب و هوای بد به سپسین شنبه پس افکنده شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The library was appointed as the best place for the urgent meeting.
دیدگاه
٠

کتابخانه، ( به عنوان ) بهترین جای برای نشست فوری گماشته شد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Though Mr. Thompson was appointed to a high position, he did not neglect his old friends.
دیدگاه
٠

اگرچه آقای تامسون به یک جایگاه والا گماشته شد ولی دوستان دیرینش را فروگذاری نکرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He'll be the acting director until they can appoint a permanent one.
دیدگاه
٠

او سرپرست اجرایی خواهد بود تا زمانی که یکی پایا بگمارند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The king would appoint one of his creatures to the post.
دیدگاه
٠

شاه یکی از آفریدگان خود را به این جایگاه گماشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Appoint a solicitor to act on your behalf.
دیدگاه
٠

یک رایزن حقوقی بگمارید تا از سمت شما فعالیت کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The decision to appoint Matt was almost unanimous.
دیدگاه
٠

تصمیم برای گماشتن مَت کمابیش یک دل و یک زبان بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
We must appoint sb to act as secretary.
دیدگاه
٠

ما باید کسی را به عنوان منشی بگماریم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
She gave a speech appropriate to the occasion.
دیدگاه
٠

او یک سخنرانی، درخورِ رویداد کرد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
It was a good try, but he did not succeed.
دیدگاه
١

کوشش خوبی بود ولی کامیاب نشد.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I know you don't like these people, but please try to be nice.
دیدگاه
١

می دانم که این آدما رو دوست نداری، ولی خواهشمندم بکوش خوشرفتار باشی.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
He tried to answer all the questions on the test, but he didn't have enough time.
دیدگاه
٠

او کوشید تا به همه پرسش های آزمون پاسخ دهد ولی زمان کافی نداشت.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I'll try to have the car ready by this afternoon, but I can't guarantee it.
دیدگاه
٠

می کوشم تا امروز عصر خودرو را آماده کنم ولی تضمین نمی توانم کنم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
I admire her for her courage and her dedication to helping others.
دیدگاه
١

من او را از بهر دلیری و ازخودگذشتگی اش برای کمک به دیگران می ستایم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Come, let us bow down in worship .
دیدگاه
٠

بیایید تا در پرستش سرتعظیم فرود بیاوریم.

تاریخ
٣ ماه پیش
متن
Morning worship begins at 11 o'clock.
دیدگاه
٠

پرستش صبحگاهی از ساعت ۱۱ آغاز می شود.