ترجمههای بردیا تیموری (٢٠٠)
شما باید پیش از رویداد بزرگ فردا کمی آسایش برگزینی.
آدمی خردمند هرگز تنها تر از هنگامی که او تنها است نیست.
خردورزانه نیست هنگامی که بیمار هستی، گشت و گذار کنی.
آزمایش ها نمود که مَرد از برای زهرآلودگی مُرده بود.
او به من نمود که چگونه از چاپگر نو بهره ببرم.
نمی توانم برتابم او اینگونه با شما رفتار کند و من کاری در این باره خواهم کرد.
خواهشمندم حقیقت را به من بگوی؛ نمی توانم برتابم هنگامی که چیزی از من می نهنبید.
نمی توانستم زمزه کردن و با خود سخن گفتن او را برتابم پس به اتاق دیگری رفتم.
او دیگر تاب کار کردن برای برادرش را ندارد.
او نمی تواند تنها بودن در تاریکی را برتابد.
من نمی دونم چگونه چنین رفتار ستمگرانه را برمی تابد.
پس از گردباد، شمار کمی از خانه ها پابرجا ماندند.
او بسیار فِرز ایستاد و سپس احساس سرگیجگی کرد.
هنگامی که قاضی اندر دادگاه می شود همه می ایستند.
همسر و دو کودک درگذشته دارند می پیمایند بر زیستن.
آن ها روز هایی در یک غار گیر افتاده بودند و یک معجزه بود که بر زیستن پیمودند.
ما هر کاری برای نگه داشتن صلح و آرامش خواهیم کرد.
کوشش ها برای نگهداری آرامش شکست خوردند.
شیوه های موی کنونی در سنجش با شیوه های دهه های پیشین برش نایکنواخت تر ی به کار می بندند.
بسیاری از مردم پس از باران گذشته هنوز بدون برق هستند.
گرفتاری های تازه میان دو کشور روزنامه ها را در چند روز گذشته پر کرده است.
خانم "parish" به تازگی یک آگهی بازرگانی در روزنامه محلی گذاشته است.
آتشفشان خاموش به تازگی نشانه هایی از فوران نمایان کرده است.
این مدرسه ویژه کودکانی است که سواد آموزی آن ها به دست بیماری، درهم ریخته است.
دانشمندان در جستوجوی گواهی هایی از زندگی در سیارات دوردست هستند.
همه نیازمند عشق هستند به ویژه آنان که سزاوارش نیستند.
این بازی تاکنون سه بار پس افکنده شده است.
این مسابقه به دلیل آب و هوای بد به سپسین شنبه پس افکنده شد.
کتابخانه، ( به عنوان ) بهترین جای برای نشست فوری گماشته شد.
اگرچه آقای تامسون به یک جایگاه والا گماشته شد ولی دوستان دیرینش را فروگذاری نکرد.
او سرپرست اجرایی خواهد بود تا زمانی که یکی پایا بگمارند.
شاه یکی از آفریدگان خود را به این جایگاه گماشت.
یک رایزن حقوقی بگمارید تا از سمت شما فعالیت کند.
تصمیم برای گماشتن مَت کمابیش یک دل و یک زبان بود.
او یک سخنرانی، درخورِ رویداد کرد.
می دانم که این آدما رو دوست نداری، ولی خواهشمندم بکوش خوشرفتار باشی.
او کوشید تا به همه پرسش های آزمون پاسخ دهد ولی زمان کافی نداشت.
می کوشم تا امروز عصر خودرو را آماده کنم ولی تضمین نمی توانم کنم.
من او را از بهر دلیری و ازخودگذشتگی اش برای کمک به دیگران می ستایم.