پیشنهادهای بردیا تیموری (٣٩)
به فارسی در بسیاری از بافت ها ما about رو "درباره" ترجمه می کنیم ولی منظور "پیرامون" است. پیرامون در بافت هایی بیشتر با about همپوشانی دارد تا درباره ...
به گمانم شکل دیگری از مصدر "تاوستن " هست که معنی مقاومت کردن می دهد. این گمان من برخاسته از نظام آوایی فارسی و قرابت معنایی تاب آوردن و مقاومت کردن ه ...
اندر شدن
به نقل از برخی از منابع، گویی شکل کهن "اَک" در پایان واژگان جهت کوچک سازی آن بوده است، نمونه: روباهک که می شده روباهیژک! عروسک یا اروسیژک.
ندانسته برخی می گویند گزیریدن اما شکل روا تر آن همین گزیردن می باشد.
ریژکار - آماتور
ژاندارم
بخشیدن نادرست، بخشیدن به معنای تقسیم کردن است. بخشودن به معنای عفو کردن میباشد.
تفاوتی که خیلی توجه نمیکنند مردم، فرق بخشودن و بخشیدن می باشد. بخشیدن به معنای تقسیم کردن است بخشودن به معنای عفو کردن! بخشیدن: بخش _ بخشودن: بخشای
این ترکیب خیلی در فارسی دیده نمیشه و ناروا است ولی در فارسی امروزی معمولی جلوه کرده؛ اگر هدف درست سخن گفتنه، بایستی گفت "نیازمند بودن" و نه نیاز داشت ...
کنشگر برابر واژه activist هست نه واژگان agent و actor
هاژ انگیز یا هاژیدگی انگیز برگرفته از فعل هاژیدن که معنی متحیر شدن میدهد.
شگفت برابر عجب است. حیران برابر سرگشتگی یا هاژیدگی می باشد.
هم پیمان. شخصی که در آن سوی دیگر معاهده می باشد.
موجود شدن، پدیدار شدن
انبوسیدن. در اشعار فارسی نیز به کار رفته است
انبوسیدن
برابر پارسی داخل شدن/ وارد شدن با enter انگلیسی نیز هم ریشه اند
پیشنهاد یک برابر دیگه شاید بهتر باشد چون بخت و شانس یکی نیستند!!! چه در عربی "اِقبال/حَظّ، قَدَر" و چه در فرانسوی "chance, destin�e" و چه در انگلیسی ...
آشکارا، هویدا است
آشکارا
به گمانم فرهنجیدن و فرهیختن ناهمسویی دارند ولی در برخی منابع یکی شمرده می شود. از این روی میگویم متفاوت اند که یکی برابر ادب کردن ( فرهنجیدن ) و دیگ ...
ارمند: secure ارمندی: security
برخی این فعل را به شکوهیدن نسبت می دهند و میگویند که یکی هستند اما به گمونم شکوهیدن معنای اظهار بزرگی کردن دارد اما "شکهیدن" یعنی : بی قرار بودن بودن!
نمونه فرگشته فعل فارسی میانه "ویراژیدن" با آوای امروزی: گراژیدن. در واژه به معنای مرتب کردن، آماده کردن است
جامع و مفصل فارسی سره: هماد: فراآراسته، گرآمده، فراگیر
هماد
تضعیف روحیه، بی انگیزه ساختن
برای بررسی کردن همه جانبه میتوان فعل "غاژیدن" را به کار برد چنانچه مترادف حلاجی کردن می باشد.
" چَکَسیدن " واژه نامه دهخدا و فرهنگستان زبان پارسی
" تاراندن" که در واژه نامه دهخدا نیز نوشته شده است. بسته به کارکرد فعل متفرق، میتوان برابر های پارسی گوناگونی به کار بست مانند پراکنده کردن اما در ب ...
" نمیدن" گرچه حالت کنایه ای دارد اما ویژگی فارسی است. در اشعار مولانا نیز به کار رفته است.
برای شکل فارسی سره این واژه کوشش هایی به ارمغان آمده است. با این حال در متون فارسی به شکل معترف شدن "خستو شدن" دیده شده و از این روی به کار گیری این ...
نگاشتن با نقاشی کردن ( painting, drawing ) ناهمسو است و کارکرد دیگری در فارسی داراست. شاید فعل ناآشناتر و کمتر سرشناس " زمودن " آنچنان که در واژه ن ...
هناییدن امروزه دربین سره گرایان زیاد به کار میرود اما برای برابر "تاثیرگذار" در کتاب برهان قاطع واژه ی "نوژنده" نامبرده شده است!
در فارسی امروزی تمایزی بین respond و answer وجود ندارد و هردو جواب دادن معنی میدهند. اما فارسی در نبشته هایش واژگانی داشته که این تمایزات را نشان بد ...
در انگلیسی دو واژه answer و respond وجود دارند که هردو به فارسی امروز "جواب دادن" معنی میدهند. اما در سره نویسی این تمایز دوباره نمایانده میشوند از ...
برای این واژه برابر دقیقی وجود نداره؛ نه به صورت وام واژه عربی، و نه به صورت پارسی سره. وظیفه "duty" و کار "work, job" و تکلیف "assignment" هرکدام ...
پیشنهاد من: " بَرازه" . گویی واژه ای است که خیام همتای شعاع دایره به کار برده است. خود واژه "براز" نیز به معنی "تشعشع" هست که این همسنگی را توجیه م ...