تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
١

به فارسی در بسیاری از بافت ها ما about رو "درباره" ترجمه می کنیم ولی منظور "پیرامون" است. پیرامون در بافت هایی بیشتر با about همپوشانی دارد تا درباره ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

به گمانم شکل دیگری از مصدر "تاوستن " هست که معنی مقاومت کردن می دهد. این گمان من برخاسته از نظام آوایی فارسی و قرابت معنایی تاب آوردن و مقاومت کردن ه ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

اندر شدن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
١

به نقل از برخی از منابع، گویی شکل کهن "اَک" در پایان واژگان جهت کوچک سازی آن بوده است، نمونه: روباهک که می شده روباهیژک! عروسک یا اروسیژک.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

ندانسته برخی می گویند گزیریدن اما شکل روا تر آن همین گزیردن می باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

ریژکار - آماتور

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ژاندارم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بخشیدن نادرست، بخشیدن به معنای تقسیم کردن است. بخشودن به معنای عفو کردن میباشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تفاوتی که خیلی توجه نمیکنند مردم، فرق بخشودن و بخشیدن می باشد. بخشیدن به معنای تقسیم کردن است بخشودن به معنای عفو کردن! بخشیدن: بخش _ بخشودن: بخشای

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این ترکیب خیلی در فارسی دیده نمیشه و ناروا است ولی در فارسی امروزی معمولی جلوه کرده؛ اگر هدف درست سخن گفتنه، بایستی گفت "نیازمند بودن" و نه نیاز داشت ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

کنشگر برابر واژه activist هست نه واژگان agent و actor

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هاژ انگیز یا هاژیدگی انگیز برگرفته از فعل هاژیدن که معنی متحیر شدن میدهد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شگفت برابر عجب است. حیران برابر سرگشتگی یا هاژیدگی می باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم پیمان. شخصی که در آن سوی دیگر معاهده می باشد.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موجود شدن، پدیدار شدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انبوسیدن. در اشعار فارسی نیز به کار رفته است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

انبوسیدن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی داخل شدن/ وارد شدن با enter انگلیسی نیز هم ریشه اند

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیشنهاد یک برابر دیگه شاید بهتر باشد چون بخت و شانس یکی نیستند!!! چه در عربی "اِقبال/حَظّ، قَدَر" و چه در فرانسوی "chance, destin�e" و چه در انگلیسی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا، هویدا است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آشکارا

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به گمانم فرهنجیدن و فرهیختن ناهمسویی دارند ولی در برخی منابع یکی شمرده می شود. از این روی میگویم متفاوت اند که یکی برابر ادب کردن ( فرهنجیدن ) و دیگ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ارمند: secure ارمندی: security

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برخی این فعل را به شکوهیدن نسبت می دهند و میگویند که یکی هستند اما به گمونم شکوهیدن معنای اظهار بزرگی کردن دارد اما "شکهیدن" یعنی : بی قرار بودن بودن!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمونه فرگشته فعل فارسی میانه "ویراژیدن" با آوای امروزی: گراژیدن. در واژه به معنای مرتب کردن، آماده کردن است

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جامع و مفصل فارسی سره: هماد: فراآراسته، گرآمده، فراگیر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هماد

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تضعیف روحیه، بی انگیزه ساختن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برای بررسی کردن همه جانبه میتوان فعل "غاژیدن" را به کار برد چنانچه مترادف حلاجی کردن می باشد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" چَکَسیدن " واژه نامه دهخدا و فرهنگستان زبان پارسی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" تاراندن" که در واژه نامه دهخدا نیز نوشته شده است. بسته به کارکرد فعل متفرق، میتوان برابر های پارسی گوناگونی به کار بست مانند پراکنده کردن اما در ب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

" نمیدن" گرچه حالت کنایه ای دارد اما ویژگی فارسی است. در اشعار مولانا نیز به کار رفته است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برای شکل فارسی سره این واژه کوشش هایی به ارمغان آمده است. با این حال در متون فارسی به شکل معترف شدن "خستو شدن" دیده شده و از این روی به کار گیری این ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگاشتن با نقاشی کردن ( painting, drawing ) ناهمسو است و کارکرد دیگری در فارسی داراست. شاید فعل ناآشناتر و کمتر سرشناس " زمودن " آنچنان که در واژه ن ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

هناییدن امروزه دربین سره گرایان زیاد به کار میرود اما برای برابر "تاثیرگذار" در کتاب برهان قاطع واژه ی "نوژنده" نامبرده شده است!

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فارسی امروزی تمایزی بین respond و answer وجود ندارد و هردو جواب دادن معنی میدهند. اما فارسی در نبشته هایش واژگانی داشته که این تمایزات را نشان بد ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در انگلیسی دو واژه answer و respond وجود دارند که هردو به فارسی امروز "جواب دادن" معنی میدهند. اما در سره نویسی این تمایز دوباره نمایانده میشوند از ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برای این واژه برابر دقیقی وجود نداره؛ نه به صورت وام واژه عربی، و نه به صورت پارسی سره. وظیفه "duty" و کار "work, job" و تکلیف "assignment" هرکدام ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد من: " بَرازه" . گویی واژه ای است که خیام همتای شعاع دایره به کار برده است. خود واژه "براز" نیز به معنی "تشعشع" هست که این همسنگی را توجیه م ...