پیشنهادهای علی بدری (١٠١)
گویا در گذشته اصطلاح و عنوانی بوده برای بارگاه حضرت امام رضا ( ع ) . آنچه که امروزه با نام و عنوان آستان قدس رضوی شناخته می شود، پیش از این به سرکار ...
ناشاخُل در گویش عامیانه خراسان کاربرد دارد. برگرفته از ناشاقول ( شاغول ) به معنی ناراست و نامیزان. کنایه از آدم نیرنگ باز و نادرست. شاید زبانزدی مانن ...
تاری وردی. از نامهای پسرانه ترکی است. در ترکیب عربی - ترکی ، به صورت " الله وردی " بکار می رود . به عربی " عطاءالله" و همچنین " هبت الله " گفته می شو ...
برابر فارسی آن "همه کُشی " است.
دبیره ی ( املاء ) درست این شماره " شست "است، زیرا حرف " ص " عربی بوده و بکارگیری آن در واژگان فارسی نادرست است، ولی برای پرهیز از اشتباه با" انگشت شس ...
نامی دخترانه که در گذشته در گیلان و مازندران رایج بوده است. هر گاه در خانواده ای چند دختر پی در پی زاده می شد، افراد خانواده چنین احساس می کردند که ت ...
برابر فارسی سره آن " دادمندی " است. از ریشه " نصف "گرفته شده، منظور میانه داری، میانه گیری یا میانه روی در داوری است. به گونه ای که قضاوت و داوری یک ...
تعصب، کورباوری، خشک مغزی.
عنوانی است که در عربی به امپراتورها داده شده مانند " قیصرروم" برگرفته و معرب واژه لاتین" کایسار". به طور کلی واژگانی مانند کایسار، قیصر، سزار، تزار، ...
نامی است فارسی و پسرانه، اوستایی آن " تریتا" است ، ( تری ) ( three ) به معنی سومین، گویا در آغاز ، به پسر سوم خانواده، تریتا یا فریدون ( سه این چنین ...
رَبعه، به فتح"را"و سکون"با"نام گروهی از اهل قلم و نویسندگان نو گرای ایرانی بوده است. در دهه های نخست قرن چهارده خورشیدی جمعی از نویسندگان نامدار ایر ...
بَرَرَه بر وزن فَعَلَه جمع مکسر است و مفرد آن بارّ و برگرفته از ماده بَرّ از اسم مصدر بِرّ است، به معنی نیکو کاران، وزن فعله برای کثرت بکار می رود. ا ...
مُرقَّع، اسم مفعول است از باب تفعیل، در مقابل مرصَّع که مرصع به معنی آراسته و جواهرنشان است، بنابراین مرقع به معنی نا آراسته، ژنده و مندرس خواهد بود. ...
اَرد، در زبان کردی به معنی زمین است. هم ریشه با واژه" اِرت" انگلیسی. با اندکی تغییر در زبان عربی "ارض"گفته می شود، گمان می رود هر سه واژه ریشه مشترک ...
مِشک و مُشک هردو تلفظ درست است. به ماده خوشبو و سیاه رنگی گفته می شود که از ناف آهو به دست می آید. به رنگ سیاه نیز مشکی یا مشکین فام می گویند. در زبا ...
به جز بامیه خورشتی، به نوعی شیرینی می گویند که همراه با زولبیا تهیه می گردد و در ماه رمضان بیشتر مصرف می شود. این شیرینی از آنجا که شکل و ریخت بامیه ...
مُصدّع، اسم فاعل از باب تفعیل ، بر گرفته از تصدیع و یا صداع است. صداع در لغت یعنی دردسر یا سردرد. مصدع یعنی دردسر ساز، در اصطلاح مصدع اوقات شدن کنایه ...
فیلسوف واژه ایست برگرفته از ریشه یونانی فیلوسوفیا به معنی دوستدار دانش. گویند نخستین بار کاهن معبد دلفی این نام را به سقراط درگذشته۳۹۹پیش از میلاد دا ...
روزه، عبادتی دینی که باید در "روز"انجام گیرد. معادل فارسی بسیار مناسب و رسایی است برای مفهوم واژه "صوم"عربی. صوم به معنی امساک وخویشتن داری از برخی ا ...
در همه داستان ها و افسانه هایی که با دستمایه دلدادگی و شیدایی به مارسیده است، چه راستینه و چه افسانه، از شهریار و پری تا شیرین و فرهاد و دهها نمونه د ...
دربین مذاهب اسلامی، تشیع بیشترین سازگاری با نوروز را داشته ودارد. در برخی از متون روایی شیعی، آمده است که رخداد"غدیر"در نوروز بوده، نیایش "یامقلب الق ...
یقه سفید، اصطلاحی است در جرم شناسی. مجرم و بزهکاری است با ظاهر ی آراسته و موجه، مردم به او بد گمان نیستند، زیرا منش، و رفتار ظاهری او به بزهکاران مان ...
مخمور وخمار، از واژه خمر گرفته شده. خمار ی، کسالت پیش از می گساری است و مخموری حالت پس از می گساری. البته هر دو واژه در ادبیات عرفانی معنی ومفهوم ویژ ...
به یک واحد وقفی ، رقبه گفته می شود. در گذشته به بنده ( عبد ) هم رقبه گفته می شده، عتق رقبه یعنی آزادسازی بنده، چون عبد ( بنده ) در مقابل حُر ( آزاد ) ...
از واژه "حاجی" دانسته می شود که پدیده حاجی فیروز پیوندی به ایران پیش از اسلام ندارد، چرا که در آن روزگار عنوان و واژه حاجی در ایران ناشناخته بوده. پژ ...
خط عربی در آغاز مانند خط سریانی بدون نقطه بوده است، سپس درنیمه دوم قرن اول وبه دلیل گسترش سرزمین های اسلامی و دشواری خواندن قرآن برای تازه مسلمانها، ...
سَما واژه ایست عربی، برگرفته از سموّ به معنی بالا ( سمت وسوی بالا ) ، صورت مفرد وجمع آن ( سماوات ) بارها در قرآن آمده است. برابر فارسی آن آسمان وسپهر ...
واژه عربی مُلّا، از مَلَاء گرفته شده و به معنی پُر است. مَلاء درمقابل خلاء به معنی تهی و خالی. در گذشته به درس خواندگان مدارس دینی و همچنین به معلمین ...
از تازانیدن یا تازاندن گرفته شده، ابزار و وسیله ایست چرمی که سوار کاران برای تازانیدن وراندن اسب بکار می برند. برابر عربی آن سوط است، گرفته شده از سط ...
چِنگِش، جنگجویی اساطیری وتورانی. به معنی خوش اندام، درپیوند با واژه سغدی قشنگ. ازشخصیت های شاهنامه. نام ییلاقی خوش آب وهوا ، سرسبز ، در دامنه جنگل و ...
تیره بختی، سیه روزی. گاه به اشتباه این واژه را با "قساوت" به معنی سنگدلی و بی رحمی یکی می پندارند.
بیتوته، شب را در جایی گذراندن. منظور شب را در بیت وخانه ای غیر از خانه خود گذراندن است. حلقه مفقوده این برداشت این است که واژه شب از کجای بیتوته فهمی ...
آسمان بوس، اغراق در بلندی. برای کوهها، درختان وسازه های بسیار بلند وبر افراشته بکار می رود.
ماهر، کاردان، توانا. درمقابل زیردست. زیر و زبر یعنی پایین و بالا. زبردست، آنکه دستِ بالا دارد .
نثر، "نوشتار" پراکنده و پاشیده وبی وزن و قافیه است، مقابل نظم. این که بر قید نوشتار تاکید ورزیدم، بدین سبب بود که یک نزدیکی معنایی ولفظی بین دو واژه ...
جناب مهدی گرامی، باسپاس از توجه جنابعالی، بررسی ها نشان می دهد که در زبان عبری، اغلب حرف سین به شین تبدیل می شود ، مانند آنچه که در واژه موسی گفته شد ...
معلّق ، اسم مفعول از باب تفعیل وجمع آن معلقات است، به معنی آویخته شده، آویزان. سبعه معلقه یا معلقات سبع نام هفت قصیده مشهوری است که پیش از اسلام بر د ...
واژه ایست یونانی، برادر پرومته خدای آتش. در اساطیر یونان باستان زمین بر دوش او حمل می شود، شاید از این روی به نقشه جغرافیا اطلس می گویند.
بُدّ درعربی به معنی چاره است. در ایران همراه با"لا"نفی به صورت "لابُد" یعنی ناچار، به کارمی رود.
بر گرفته از واژه چاره است. چاره به شیارهایی گفته می شده که کشاورزان برای ماندن و هرز نرفتن آب در زمین زراعی ایجاد میکردند، هر کس این تدبیر را نداشته ...
ریشه اصلی آن دست بوده، یعنی مانندکف دست صاف و هموار. اصطلاح دشت اول و دشت کردن که در بازار و بین کسبه، بسیار بکار می رود، از همین واژه گرفته شده و کن ...
کنیه، عنوانی است در میان عربها، که علاوه بر نام ولقب، به منظور گرامی داشت به شخص داده می شود و با پیشوند، اب، ابن و ام همراه است. کنیه دونوع است ۱ - ...
صرف نظر از رمان مشهور سروان تس، نویسنده نامدار اسپانیایی ( درگذشته ۱۶۱۶میلادی ) ، دن کیشوت کنایه است از ، توهم خودبزرگ بینی، خودشیفتگی، دچارکیش شخصیت ...
این زبانزد درجایی بکار می رود که شخص به رغم بی مایگی ، وانمود به دارندگی و برخورداری می نماید.
گفتمان، از برساخته های آقای داریوش آشوری است ومعادل دیس کُرس. با واژه قدیمی تر گفتگو ( دیالوگ ) تفاوتهای ظریفی دارد، گفتمان اندیشه ونگرش مورد وفاق نس ...
جناب سیامک یوسفی. باسپاس ازتوجه شما، فرموده جنابعالی منافاتی با برداشت من از واژه نگران ندارد، زیر هر واژه علاوه بر معنای حقیقی می تواند معنای مجازی ...
سرّی. تخلص سید محمد نوربخش، شاعر روشندل زاده ۱۲۷۹قاینات ساکن بیرجند، وی نابینا به دنیا آمد وروزگار به سختی و دشواری گذراند، سرانجام درسال ۱۳۳۴ به علت ...
به گلخن یا آتشدان حمامهای خزینه می گفتند، نام پیشین شهر فردوس کنونی واقع درخراسان جنوبی، مرحوم فاضل تونی ومیرتونی از این شهر بوده اند.
مارگرزه یا گرزه مار، نوعی افعی ومارسمی که سرش به گرز مانندگی دارد.
عنوانی است که ازسوی قطب یا پیر به صوفیان و درویشان شیعه داده می شود، مانند مطهرعلیشاه، صفی علیشاه و. . . تقریبا اغلب جماعت درویشان لقبی با ترکیب علیش ...
فعل دعایی، هم برای دعای نیک وخیر بکارمی رود، مانند زنده باد، سلامت باد، و هم در نفرین مانند، مرده باد.
لجام معرب لگامِ فارسی است، حرف"ج"جانشین "گ"شده ، به معنی افسار، دهنه، وسیله ای که بردهان اسب بسته شود، تاسوارکاران بتوانند باکشیدن آن اسب را مهار کنن ...
معرب نیرنگها، ازفارسی به عربی رفته اآنگاه حرف "ج"جایگزین "گ"شده است. به معنی افسون ، سحر، شعبده . درمتون فقهی از مکاسب محرّمه به شمار می رود.
ملابمانعلی کرمانی متخلص به راجی، درگذشته۱۲۴۰ه. ق درکرمان. نخست نامش بهمن واز زرتشتیان کرمان بود، سپس اسلام آورد واشعار زیادی درمدح حضرت رسول و امام ع ...
درگویش خراسانی، ورجی ورجی به افت وخیز زیاد داشتن و بالا وپایین پریدن میگویند. بیشتربرای کودکان پرتحرک وناآرام بکارمی رود، گمان می رود با واژه وروجک ک ...
برگرفته ازاصطلاح "شعرتر"که باافزودن "آنه"ساخته شده، به معنی شعروآهنگ شادی افزا ونشاط آور. آنجاکه حافظ می گوید: کی شعرتر انگیزد خاطر که حزین باشد. بنا ...
درآغازنوعی ورزش زورخانه ای بوده که دیگرنیست . اکنون کنایه است ازرقص ناموزون گروهی یافردی، افت وخیز یا به گویش خراسانی ، ورجی ورجی کردن ناهماهنگ که بی ...
دهشت زا، هراس انگیز
ابوالقاسم ، شناخته شده به عارف ، گویا به سال ۱۲۵۹ خورشیدی در قزوین زاده شد، چامه ی میهنی می سرود، تار می نواخت ، آواز می خواند و خوشنویسی چیره دست بو ...
بدنهاد، بدباطن، بدروش
طفره درلغت به معنی پرش است، ودرزبان عامه ازاین شاخه به آن شاخه پریدن به قصدفرارازموضوع موردمناقشه راگویند. اما درفلسفه وکلام عبارتست ازانتقال وحرکت ش ...
فراز، واژه ایست مشترک بین فارسی وفرانسه. فرازدرمقابل فرود یانشیب فارسی است به معنی بالاوبلند، مانندسرفراز، فرازمندو. . . امابه معنی "جمله"وعبارت فران ...
بوته ای خاردار که درصحراهای کم آب وخشک می روید، مشتق ازواژه غول است وغول بیابانی موجودی افسانه ای است. شاید ازآنجاکه مسافران هنگام عبوردرتاریکی ازبیا ...
مستخرَج، اسم مفعول ازباب استفعال وبه معنی استخراج شده است، البته درباب استفعال ، اسم زمان ومکان هم بروزن مستفعَل می آید، بنابراین مستخرَج علاوه برمعن ...
گَمان وگُمان هردوتلفظ درست است، به معنی ظن، حدس، شک. اصولا دراین گونه مواردتغییر حرکت اول کلمه مادام که معنی آن رادگرگون نسازد اشکالی ندارد، مانندآنچ ...
اُسدُالغابه فی معرفه الصحابه، اُسد جمع اَسَداست به معنی شیر، غابه یعنی بیشه، بنابراین اسدالغابه یعنی شیران بیشه، نام کتابیست ازعزالدین ابن اثیر ( قرن ...
جِواز به معنی پروانه، به کسراول، بروزن فِعال، مثل کِتاب صحیح است. اغلب به اشتبا جَوازبه فتح اول تلفظ می نمایند
سزارین، این واژه ریشه فرانسوی دارد، یعنی سزارگونه، مانندسزار. ظاهراََ سزارژولیوس امپراتور روم در قرن اول پیش از میلاد به علت جثه بزرگ بازایمان غیرطبی ...
عرف، روش شناخته شده ایست که به سبب تکرار درمیان مردمان جامعه ای نهادینه شده باشد. قانونگذار در پیدایش عرف دخیل نبوده بلکه عرف در شکل گیری برخی از قوا ...
کلمه به لفظی می گویندکه مفیدمعنی باشد، کلمه برسه گونه است، اسم، فعل وحرف. درقرآن ، درسوره نساء وآل عمران ازحضرت عیسی باعنوان کلمه خدایادشده ، همچنین ...
واژه ایست عربی، در برخی ازمناطق ایران به میوه های خشک شده مانندتوت، زردالوو. . . گفته می شود، به آدم سنگ دل وبی رحم نیزقسی القلب می گویند. قیس نام بر ...
تنوین ازویژگی های زبان عربی است که به صورت دوفتحه ، دوکسره یادوضمه براسم واردمی شود، آوردن آن برواژگان فارسی وغیرعربی اشتباه ونادرست است، مانندتلفناَ ...
قسم از ادله اثبات دعوی است، قسم به غیرلفظ جلاله اثرشرعی وحقوقی ندارد، باید با لفظ والله، بالله وتالله اد اشود، در دعوی منکربایدقسم یادکند، قاعده مشهو ...
درایران باستان وآیین مزدیسنامراسمی بوده به نام "ور"که برای اثبات بی گناهی متهمان بکارمی رفته، بدین گونه که متهم برای اثبات بی گناهی خودیابایدازدرون آ ...
تعزیه از عزا گرفته شده یعنی عزاداری کردن. نمایشی است آیینی، ایرانی وشیعی، دربرگیرنده چندهنر مانندآواز، موسیقی، شعروتآتر. میگویندریشه درسوگ سیاوش دار ...
روضه واژه ایست عربی، معنی لغوی آن گلزار و گلشن است، دراصطلاح به ذکرمصیبت می گویند. این اصطلاح ازکتاب روضه الشهدای ملاحسین واعظ کاشفی سبزواری گرفته شد ...
نام قوم و زبانی است درمصرقدیم ، نژاد و زبان مسلط مصرعهدفراعنه. اینکه درزبان انگلیسی به مصر"ایجبت"می گویند از همین واژه قبط گرفته شده است.
سیدواژه ایست عربی، به معنی آقا، درایران به بنی هاشم به ویژه اولاد حضرت رسول سیدگفته می شود، خود عرب ها برای این مفهوم واژه شریف رابکار می برند.
ممنوع الکار. اصطلاحی است اشتباه و نادرست، زیرا واژه کار فارسی است و الف ولام ویژه زبان عربی بوده و آوردن آن برروی واژهای فارسی نابجا و اشتباه است. بن ...
وقف درلغت به معنی ایستادن، و در اصطلاح، حبس عین و تسبیل منفعت یعنی در راه خیر قراردادن منافع مال موقوفه را گویند. معادل فارسی آن " نهادک " است که کار ...
مریم به معنی خادم معبد، مادرعیسی مسیح، دخترعمران، خواهرهارون، سوره۱۹ قرآن به نام اوست. بارها نامش در قرآن آمده و تنها بانویی که به ذکر نام او درقرآن ...
تعلیمی، به عصای باریک شکلT گفته می شده، ظاهرا معلمین مکتب خانه ها از آن جهت تنبیه شاگردان استفاده میکردند، درواقع نوعی وسیله آموزشی به شمارمی آمده، ل ...
دبیره به خط نوشتاری گویند. لذا به کسی که صورت گفت وگوهای جلسه رامی نویسد، دبیرجلسه می گویند، دبیرخانه هم از این واژه ساخته شده است.
مولی هم اسم فاعل است به معنی سرور، آقا، ولی وسرپرست وهم اسم مفعول به معنی بنده ، مانندسالم مولی حذیفه یعنی غلام حذیفه، البته به معنی دوست نیزآمده است
گیل نام قومی است ساکن درشمال ایران . وکاف گیلک کاف تحبیب است نه تصغیر
ارث، میراث وتراث به معنی مال وآنچه که بدون زحمت وتلاش به دست آید. لذابه ماترک مرده ارثیه میگویندچون بدون زحمت به ورثه می رسد. درفارسی به ارثیه مرده ر ...
جن به معنی پوشیده، مستور ونامرئی است. درقرآن یکی ازمخلوقات خداونداست وسوره ای به همین نام آمده، درمجموع ترکیب دوحرف جیم ونون به هرتلفظ به معنی پوشیده ...
کلمه دین بارهادرقرآن به صورت مفردآمده است وهیچگاه به صورت جمع یعنی ادیان ذکرنشده بنابراین تعبیرادیان الهی مسامحه است. به صراحت قرآن دین درنزدخدا اسلا ...
حافظ نیز همین برداشت متعارف در بین عموم افراد یعنی چشم زخم را از این آیه دارد. آنجا که می گوید، معاشران گره از زلف یاربازکنید. شبی خوشست بدین قصه ا ...
واژه عربی بُراق از برق گرفته شده وسرعت برق یا نور، بالاترین سرعت در فیزیک است. لذا به مرکب حضرت رسول در معراج براق گفته شده، به معنی بسیار تیزرو. ظاه ...
تنهاصحابی پیامبراسلام که نامش درقرآن، سوره احزاب آیه ۳۷ به صراحت آمده است. فلمّا قضی زید منها وطرا. . . بجز زیدبن حارثه، در قرآن به ذکر نام هیچ یک ا ...
عمران به ضم اول به معنی آبادانی ، امابه کسراول اسم است، نام سه شخصیت درتاریخ ادیان ابراهیمی عمران بوده ، پدرحضرت موسی ، پدرحضرت مریم که درقرآن به صرا ...
جن زده یامجنون کسی که جن در او حلول کرده و دچار زوال عقل شده باشد که در فارسی به او دیوانه یعنی کسی که دیو در او حلول کرده است می گویند
مسکین مبالغه است و از ریشه سکن و سکون گرفته شده که معادل فارسی آن زمین گیر و از کار افتاده است.
معنی حقیقی نگران ظاهرا باید همان ناظر و تماشاگر باشد و در معانی دیگر مانند دلواپسی مجازی است
نام حضرت مسیح، به معنی منجی ، که درقرآن بارها عیسی ذکرشده ولی در سایر متون عربی غیراسلامی یسوع المسیح و در عبری یشوع تلفظ می شود، البته مسیحیان فارسی ...
موسی به معنی از آب گرفته شده ، معرب موشه است ، چون در زبان عبری اغلب حرف سین به شین تبدیل می شودویا به صورت شین تلفظ می گردد، لذا به موسی درعبری موشه ...
میرزا از سایش دوکلمه عربی وفارسی "امیر - زاده" ساخته شده وعنوانی بوده برای بزرگان اعم از فرمانروایان، شاهزادگان، علما, درس خواندگان محلی و. . . . باا ...
این واژه از استر به معنی قاطر گرفته شده که حرف الف در آغاز آن حذف گردیده است مانند کلمه اشکم که با حذف الف شکم ساخته شده ، بنابراین سترون یعنی مانند ...
واژه عربی مزخرف به معنی گوهرنشان کردن است، بنابراین به لحاظ لغوی معنی مثبت دارد نه منفی ، نظیر واژه استعمار که به معنی عمران وآبادانی است وما امروزه ...
باپیدایش آتش که خانوادها توانستند بر گرد آن جمع شوند و دود ناشی ازآتش، نشانه این بود که هر فردبه کدام خانواده تعلق دارد واژه دودمان ساخته شد، دود مان ...