پیشنهادهای آرش ایرانپور (١,٧٩٧)
افیون
گذرواژه
کاربرنام
زاوَر ( از استاد ملایری )
فرتور ( برگرفته از فرهنگ اسدی )
اسراف ( گویش بانشی )
در پارسی میانه: آزوَر
در پارسی میانه: آزوَری
قصد
پادوَرزی
فرهوش
فرهوشی
دایره
چَمبَر
در پارسی میانه: زیوِشنومندی
در پارسی میانه به معنی لذت بخش
نام خانوادگی منسوب به بانش
نویسنده، تاریخ پژوه، شاعر و پارسی پژوه ایرانی
برما باهماد روشن اندیشان میهن دوست ایران
در زمان ساسانیان به سواحل جنوبی خلیج پارس اَروَستان گفته می شد.
در زمان ساسانیان به سواحل جنوبی خلیج پارس اَروَستان گفته می شد.
بازبردن
کارکن
مرتب کردن
نام اردشیر سوم هخامنشی پیش از تاجگذاری
در پارسی میانه: آپِلَک در پارسی نو: آبله
زندانی کردن
نگیزه /نگیزش
نگیزیدن/نگیختن در پارسی نو برگرفته از نکیژیدن/نکیختن در پارسی میانه بوده و معنی آن توضیح دادن است.
نگیزیدن/نگیختن در پارسی نو برگرفته از نکیژیدن/نکیختن در پارسی میانه بوده و معنی آن توضیح دادن است.
در پارسی میانه: گوکان
انحراف جنسی است و در زبان پارسی دشمرزی نام دارد به خود شخص هم دشمرز گفته می شود. همجنسبازان پیروان اهریمن هستند
دشمرز
در زبان پارتی وخازیدن/وخاشتن به معنی خواستن بوده
در زبان پارتی واییدن/واستن به معنی هدایت کردن بوده
در زبان پارتی واییدن/واستن به معنی هدایت کردن بوده
افراییدن / افراستن از کارواژه پارتی پدراییدن / پدراختن گرفته شده به معنی آماده کردن.
افراستن ربطی به افراختن ندارد. چند فعل جدا از هم داریم: ۱ - افرازیدن / افراختن ۲ - افراشیدن / افراشتن ۳ - افراییدن / افراستن ۱ و ۲ که شناخته شده ...
پرگاژیدن ( ستاک کنون ) پرگاشتن ( ستاک گذشته ) این کارواژه در زبان پارتی به معنی زندانی کردن بوده است. {دستور زبان باغ بیدی}
پرگاژیدن ( ستاک کنون ) پرگاشتن ( ستاک گذشته ) این کارواژه در زبان پارتی به معنی زندانی کردن بوده است. {دستور زبان باغ بیدی}
کژمرز
آشگر
آشیدن
آشیدن
نام ایرانی پسرانه به معنی کسی که باهوش زاده شده.
زیرک از ریشه واژه ژیر در زبان پارتی به معنی باهوش و باخرد است.