تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

( transitive, intransitive ) To make an inadequate commitment; to commit ( oneself to ) too little ( of ) . میشه گفت کم کاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

[کامپیوتر] این کلمه نباید با overlapping اشتباه گرفته شود، میتوان گفت interleave به گونه ای مداخله است اما overlap شراکت و مشترک شدن است بعنوان مثال ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

می تونیم با تقریب مناسبی بگیم معادل insider هست به معنای نفوذی نفوذی کسی که از حق دسترسی قانونی خود برای انجام امور غیرقانونی یا مخرب استفاده میکند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

رجوع شود به gung ho بمعنای بسیار پرتمایل، بسیار مشتاق

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

جمع wuss به معنای بی عرضه ها، ضعیف ها رجوع شود به wuss

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

گذشته rewind بازگردانی شده رجوع شود به rewind

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٩

Short form of "internet etiquette شکل کوتاه شده ی internet etiquette که همانطور که دوستان گفتند میشه آداب اینترنتی یا آداب معاشرت اینترنتی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢

[Computer] ( of a process or interface ) functioning without the user being aware of its presence میشه گفت ناپیدا برای باقیِ لایه ها، مثلاً لایه ارت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٠

برگزار کننده، مسئول برگزاری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١١

رجوع شود به seek out جستجوکردن، به دنبال چیزی گشتن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

a rash of round, red welts on the skin that itch intensely, sometimes with dangerous swelling, caused by an allergic reaction, typically to specific ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

general population of inmates زندانی های عمومی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢

هم سلولی، هم اتاقیِ زندان

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

obtain an income from two different sources, typically in an illicit way پول درآوردن از دو راهِ مختلف معمولاً بصورتِ غیرقانونی و نادرست شاید دودره با ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٤

of a person ) lose one's capacity to cope ) . "I fell apart after his death" ضربه یِ روحی خوردن، دچار فروپاشی ذهنی شدن پس از مرگِ او ضربه یِ روحی خو ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

واق واقو

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

مخفف bench press بمعنای پرس سینه ( در باشگاه بدنسازی )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

( اسپانیایی ) cousin بمعنای پسرعمو یا دختر عمو و. . .

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

In Spanish, pinche literally means “scullion, ” or someone who works in a kitchen doing menial work like peeling potatoes or washing dishes. . . . In ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٨

مراجعه شود به wear down

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٧

affect ( an area or place ) swiftly and widely. "the rebellion had swept through all four of the country's provinces" در مواردی خاص به معنای "تأثیرگ ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-٢

دیدم یه نفر اون اول نوشته گوگل سازنده پرکاربردترین سیستم عامل موبایل جهان اندروید. برادر من در مورد چیزی که اطلاعاتی نداری یا اطلاعات کافی نداری نظر ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

مسخره

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
-١

رجوع شود به hurtle

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به revenant بازگشته ( از مرگ )

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٧

در طراحی گرافیکی و سه بعدی به معنای مجموعه ای از رئوس، وجه ها و نقاط گفته میشود که یک شکل را تشکیل میدهند، بعبارت ساده تر میتوان گفت به هر شکل سه بُع ...

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١

جمع delegate / مراجعه شود به delegate

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

fashionably attractive and impressive knowing and clever تأثیرگذار هوشمندانه

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

Explosive Ordnance Disposal

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

a penis, especially when erect ( typically used with reference to male potency or dominance ) .

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣١

manipulate ( someone ) by psychological means into doubting their own sanity بازی دادنِ روح و روانِ یک شخص بطوری که به عقلانیت خودش شک کند

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

رجوع شود به maraud غارتگر، دزد، چپاولگر

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

well - formed formula [در منطق گزاره ای و استنتاجی] فرمول یا گزاره یِ خوش فرم یا ساده شده، گزاره ای که با حروف و نمادهای منطق گزاره ای نشان داده میشود

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٢

حقه بازی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

تماس گرفتن با یک شخص : get ahold of someone دسترسی به یک چیز : get ahold of something

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٧

تکلیف ( منظور تکلیف مثل مشق هست )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٣

Political Science علم سیاست ، علمی سیاسی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

بی سکان، بدون هادی ( رجوع شود به rudder )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٣

a member of an elite force within the US Navy, specializing in guerrilla warfare and counter - insurgency ( آمریکا ) میشه گفت افسر نیرویِ دریایی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١

Ostentatious dress or behaviour employed by a man in an attempt to impress women میشه گفت خودنمایی

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

irritable تندمزاج، بدخلق، بد اخلاق

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٥

پر انتهایی تیرِ تیر و کمان

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٩

مشکل کوچک

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١١

سه تار ( آلت موسیقی )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٠

رجوع شود به meditate

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
١٢

سفرِ رفت و برگشتی به یک مکان ( خصوصاً زمانی که مسیر رفت و برگشت یکسان نباشد )

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢

In Central European folklore, Krampus is a horned, anthropomorphic figure described as "half - goat, half - demon", who, during the Christmas season, ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
-١

اصطلاحی برای اشاره به شخصی که بدلیل سرگرمِ چیزی مثل موبایل بودن حواسش در حال رانندگی یا راه رفتن پرته، حواس پرت مثال: Don't drive intexticated گوشی ب ...

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٩

نامی دیگر برای اودین، خدایی در افسانه هایِ نروژی که بالاتر از بقیه خدایان است

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٤

رجوع شود به snivel ، میتوان گفت دماغو