ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٣٤٢
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

Slush به برفی گفته میشود که در حال ذوب شدن است و با آب و گل مخلوط شده و حالت لجن مانند پیدا کرده است ( برفِ نیمه ذوب یا گل آلود ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

به بارش ترکیبی از برف و باران ( Sleet یا یخ های ریز ) گفته میشود که در فارسی دقیق ترین معادل آن برف - باران است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

طبق پیش بینی ها، زمستان با بارش برف، تگرگ - برف ( Sleet ) و برفِ نیمه ذوب ( Slush ) همراه خواهد بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

طبق پیش بینی ها، زمستان با بارش برف، برف - باران ( Sleet ) و برفِ گل آلود ( Slush ) همراه خواهد بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
PredictaBly the winter will Be snowy, sleety and slushy.
دیدگاه
٠

طبق پیش بینی ها، زمستان همراه با بارش برف، برف آب و برفِ گل آلود خواهد بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The skin graft failed to take.
دیدگاه
٠

در اصطلاحات پزشکی، وقتی میگویند پیوند failed to take به این معناست که پوست پیوندی به بافت زیرین جوش نخورده و خون رسانی به آن برقرار نشده است؛ در نتیج ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He has had a skin graft on his badly burned arm.
دیدگاه
٠

در اینجا اشاره به تکمیل شدن عمل ( زمان حال کامل ) و علت آن که سوختگی شدید است، شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The skin graft failed to take.
دیدگاه
٠

پیوند پوست موفقیت آمیز نبود ( یا: پیوند پوست نگرفت ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I am having a skin graft on my arm soon.
دیدگاه
٠

عبارت Skin graft در فارسی به معنای پیوند پوست است. این یک عمل جراحی است که در آن پوست سالم از یک ناحیه از بدن ( ناحیه دهنده ) برداشته شده و به ناحیه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He has had a skin graft on his badly burned arm.
دیدگاه
٠

او روی بازوی به شدت سوخته اش، عمل پیوند پوست انجام داده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I am having a skin graft on my arm soon.
دیدگاه
٠

به زودی قرار است روی بازویم عمل پیوند پوست انجام دهم.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
I am having a skin graft on my arm soon.
دیدگاه
٠

این جمله نشان دهنده یک برنامه جراحی در آینده نزدیک است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

این جمله استعاری است. منظور مصرف کننده ای است که بدنبال سادگی در مصرف است و از پیچیدگی ها فراری است ( Simplifier as a consumer archetype ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

مراقب برند جدیدی از مصرف کننده در سال ۲۰۰۸ باشید: ساده سازِ میانسال.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

به نوع جدیدی از مصرف کننده در سال ۲۰۰۸ توجه کنید: مصرف کننده ی میانسالِ علاقه مند به سادگی.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Watch out for a new brand of consumer in 2008: the middle-aged Simplifier .
دیدگاه
١

ترجمه تحت اللفظی برند مصرف کننده معنا نمیدهد، بلکه منظور نوع جدیدی از رفتار مصرف کننده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Another exemplary simplifier is Procter and Gamble, which also kills off brands year after year.
دیدگاه
١

دیگری نمونه ای بارز از یک ساده ساز ( به معنای شرکتی که سبد محصولات را ساده/کاهش میدهد ) شرکت پروکتر اند گامبل است که هر ساله برندهای دیگری را حذف میک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Another exemplary simplifier is Procter and Gamble, which also kills off brands year after year.
دیدگاه
١

در بیزینس، Simplify کردن یعنی کاهش تنوع محصول برای تمرکز بر برندهای اصلی.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Personally I think original was more simplifier to play with it because there were less units than brood war.
دیدگاه
١

ساختار گرامری جمله انگلیسی غیرستاندارد است و simplifier احتمالاً جایگزین simple شده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Personally I think original was more simplifier to play with it because there were less units than brood war.
دیدگاه
١

به شخصه فکر میکنم نسخه اصلی برای بازی کردن ساده تر بود، زیرا تعداد یونیت ها در آن کمتر از برود وار ( StarCraft Brood War ) بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
These rules and patterns are used by the simplifier to simplify expressions.
دیدگاه
١

این قوانین و الگوها توسط ساده ساز ( برنامه/موتور محاسباتی ) برای ساده سازی عبارات استفاده میشوند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
These rules and patterns are used by the simplifier to simplify expressions.
دیدگاه
١

در متون کامپیوتری، Simplifier معمولاً به موتور ساده ساز یا توانمندسازی ساده سازی اشاره دارد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The conclusion can simplifier the analysis of 3-PSS other characteristics, and the method has some reference for other deficient dof mechanism.
دیدگاه
١

این نتیجه گیری میتواند تحلیل سایر ویژگی های مکانیسم 3 - PSS را ساده تر کند و این روش از نظر مرجعیت برای سایر مکانیسم های دارای درجه آزادی ( DOF ) ناق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The conclusion can simplifier the analysis of 3-PSS other characteristics, and the method has some reference for other deficient dof mechanism.
دیدگاه
١

کلمه simplifier در اینجا likely به صورت فعل اشتباه استفاده شده و باید simplifies باشد، یا به معنای اسم است. با فرض ساختار فعل.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Great leaders are almost always great simplifiers who can cut through the argument debate and doubt to offer a solution everybody can understand. Colin Powell
دیدگاه
١

رهبران بزرگ تقریباً همواره ساده سازان بزرگی هستند که میتوانند از میان بحث ها، مجادلات و تردیدها عبور کنند تا راه حلی ارائه دهند که برای همه قابل درک ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The second memory block is used for storing other non highest significant digit of the pixel data.
دیدگاه
١

بلوک حافظه دوم برای ذخیره سایر ارقام غیر از رقم بیش اهمیت ( MSD ) داده های پیکسل مورد استفاده قرار میگیرد

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The second memory block is used for storing other non highest significant digit of the pixel data.
دیدگاه
١

Non - highest significant digit یعنی تمام ارقامی که پر اهمیت ترین رقم نیستند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Instrument accuracy is usually specified as a percent of reading, plus a percentage of range (or a number of counts of the least significant digit).
دیدگاه
١

دقت ابزار معمولاً به صورت درصدی از مقدار خوانده شده، به علاوه درصدی از مقیاس ( یا تعدادی شمارش معادل رقم کم اهمیت ) مشخص میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The sample circuit samples an output of the decay circuit at a sample time after the decay circuit receives the pulse for the most significant digit.
دیدگاه
١

معمولاً در تبدیل های A/D، اگر پالس ها از LSD شروع شوند، MSD آخرین پالس است. پس ترجمه دقیق: مدار نمونه برداری، خروجی مدار ریزش/افت را در یک زمان نمونه ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The sample circuit samples an output of the decay circuit at a sample time after the decay circuit receives the pulse for the most significant digit.
دیدگاه
١

فرض بر استاندارد بودن MSD: . . . پس از اینکه مدار افت دهنده پالس مربوط به پر اهمیت ترین رقم ( MSD ) را دریافت کرد، نمونه برداری میکند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The sample circuit samples an output of the decay circuit at a sample time after the decay circuit receives the pulse for the most significant digit.
دیدگاه
١

فرض بر خطای متن و منظور MSD بودن به معنی پایان چرخه: اگر منظور نویسنده پایان چرخه باشد، ترجمه میشود: . . . پس از دریافت پالس مربوط به بیش اهمیت ترین ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The sample circuit samples an output of the decay circuit at a sample time after the decay circuit receives the pulse for the most significant digit.
دیدگاه
١

در اینجا تناقض ظاهری وجود دارد. MSD معمولاً پر اهمیت ترین است، اما با توجه به سیاق جمله قبلی که LSD را اول میگفت، اگر متن اصلی MSD باشد یعنی پر اهمیت ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The sample circuit samples an output of the decay circuit at a sample time after the decay circuit receives the pulse for the most significant digit.
دیدگاه
١

مدار نمونه برداری، خروجی مدار افت دهنده ( Decay Circuit ) را در یک زمان مشخصه، پس از اینکه مدار افت دهنده پالس مربوط به کم اهمیت ترین رقم ( Most Sign ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
If the first non-significant digit is and all subsequent digits are 0, the last significant digit is rounded to the nearest even digit. See the example that follows.
دیدگاه
١

جمله انگلیسی کمی ناقص است ( is and غلط تایپی است و احتمالاً منظور is 5 بوده است ) . این قانون به Rule of 5 یا گرد کردن به سمت زوج نزدیک معروف است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
If the first non-significant digit is and all subsequent digits are 0, the last significant digit is rounded to the nearest even digit. See the example that follows.
دیدگاه
١

اگر اولین رقم غیرمعتبر ( پس از رقم آخر معتبر ) عدد ۵ باشد و تمام ارقام بعدی نیز صفر باشند، رقم آخر معتبر به نزدیک ترین رقم زوج گرد میشود. برای مشاهده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
All dimensions specified are approximations only. Unless stated otherwise, the least significant digit is uncertain by plus or minus one unit.
دیدگاه
١

این جمله معمولاً در استانداردهای نقشه کشی و مهندسی برای بیان خطای اندازه گیری استفاده میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
All dimensions specified are approximations only. Unless stated otherwise, the least significant digit is uncertain by plus or minus one unit.
دیدگاه
١

کلیه ابعاد ذکر شده، تنها تقریبی هستند. مگر در مواردی که خلاف آن ذکر شده باشد، رقم کم اهمیت دارای عدم قطعیت به میزان یک واحد به علاوه یا منفی است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The pulse generator serially outputs pulses representing digits of a digital word least significant digit first.
دیدگاه
١

مولد پالس، پالس هایی را که نماینده ارقام یک کلمه دیجیتال هستند، به صورت سریالی خروجی میدهد؛ بگونه ای که ابتدا کم اهمیت ترین رقم ارسال شود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The pulse generator serially outputs pulses representing digits of a digital word least significant digit first.
دیدگاه
١

ساختار جمله نشان میدهد که اولویت ارسال با LSD است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Usually, you order them from right to left, with the right-most digit being the least significant digit.
دیدگاه
١

Least Significant Digit ( LSD ) در فارسی مهندسی معمولاً کم اهمیت ترین رقم یا رقم کم ارزش ترجمه میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Usually, you order them from right to left, with the right-most digit being the least significant digit.
دیدگاه
١

معمولاً این ارقام از راست به چپ مرتب می شوند، به طوری که رقم سمت راست، کم اهمیت ترین رقم ( Least Significant Digit ) است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The conception of significant digit and the method of taking down the test data professionally were introduced.
دیدگاه
٠

در مهندسی به جای رقم معنی دار، اصطلاح استاندارد رقم معتبر یا رقم بااهمیت استفاده میشود. همچنین Taking down در اینجا به معنای ثبت و یادداشت برداری داد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The rules of the operation of the significant digit and the rounding off of numerical values were discussed.
دیدگاه
٠

قوانین مربوط به عملکرد ارقام معتبر و روش های گرد کردن مقادیر عددی مورد بحث قرار گرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The conception of significant digit and the method of taking down the test data professionally were introduced.
دیدگاه
٠

مفهوم رقم معتبر ( Significant Digit ) و روش های حرفه ای ثبت داده های آزمایشگاهی معرفی گردید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The tourists signaled the driver to pull over.
دیدگاه
١

گردشگران به راننده اشاره کردند تا کنار بکشد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The railway signal showed that the train could pass.
دیدگاه
١

تابلوی راهنمای ریلی نشان میداد که قطار میتواند عبور کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
When she gave the signal, they all cheered.
دیدگاه
١

به محض اینکه او علامت داد، همه تشویق کردند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A radio signal was sent to the spacecraft.
دیدگاه
١

یک سیگنال رادیویی به فضاپیما مخابره گردید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The driver misread an important signal.
دیدگاه
١

راننده یک سیگنال مهم را اشتباه فهمید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In a forest, wet wood and needles attenuate the signals.
دیدگاه
١

در جنگل، چوب های خیس و خارهای درختان، سیگنال ها را تضعیف میکنند.