ترجمه‌های علیرضا ایرانی نیا (١,٢٥٩)

بازدید
١,٣٣٣
تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Automation Special Purpose Machine of the high efficiency and precision effectively reduce the costs, which highly enhances the products' competition.
دیدگاه
٠

ماشین های اتوماسیون با کاربرد خاص که دارای بازدهی و دقت بالا هستند، به طور موثری هزینه ها را کاهش داده و رقابت پذیری محصولات را به شدت افزایش میدهند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The main feature of special purpose CAD system is easy to handle.
دیدگاه
٠

ویژگی اصلی سیستم های CAD با کاربرد خاص، سهولت در استفاده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
This new structure must accomplish two special purposes.
دیدگاه
٠

این ساختار جدید باید دو هدف خاص را محقق کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
As the whole loan is for no special purpose, you would not need to find a deposit.
دیدگاه
٠

از آنجایی که کل وام برای هیچ هدف خاصی نیست، نیازی به یافتن سپرده نخواهید داشت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The committee may co-opt additional members for special purposes.
دیدگاه
٠

کمیته میتواند برای مقاصد خاص، اعضای جدیدی را جذب کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Links between LANs are needed for individual special purposes.
دیدگاه
٠

برای اهداف خاصِ فردی، ایجاد پیوند میان شبکه های محلی ( LAN ) مورد نیاز است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He knew that Soli was trying to frighten him, so he smiled to hide his fear.
دیدگاه
٣

او میدانست که سولی سعی دارد او را بترساند، بنابراین برای پنهان کردن ترسش لبخند زد. ( در اینجا Solo /Soli نام شخص است و ارتباطی به معنای تک نفره ندارد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In 197 Naomi James became the first woman to sail solo around the world via Cape Horn.
دیدگاه
٢

در سال ۱۹۷، نائومی جیمز اولین زنی شد که به تنهایی ( بدون خدمه ) از طریق دماغه هورن به دور دنیا بادبان کشی کرد. ( در دریانوردی، Solo Sailing یعنی سفر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Paul Weller has announced a full British tour to promote his second solo album.
دیدگاه
٢

پل ولر برای تبلیغ دومین آلبوم انفرادی اش، یک تور کامل در بریتانیا را اعلام کرده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He left the group last year to pursue a solo career.
دیدگاه
٢

او سال گذشته گروه را ترک کرد تا فعالیت حرفه ای خود را به صورت تک خوان ( یا تک نواز ) دنبال کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It was a big gamble for her to leave the band and go solo.
دیدگاه
٠

ترک کردن گروه و شروع فعالیت انفرادی، قمار بزرگی ( ریسک زیادی ) برای او بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He used to play with a group but now he's going solo/pursuing a solo career.
دیدگاه
٠

او پیش از این با یک گروه می نواخت، اما اکنون به صورت انفرادی فعالیت میکند / مسیر حرفه ای تک خوانندگی را دنبال میکند. ( عبارت Go solo در دنیای هنر یعن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The slow movement opens with a cello solo.
دیدگاه
٠

بخش کند ( موومنت آرام ) با تک نوازی ویولن سل آغاز میشود. ( در موسیقی کلاسیک، Movement به بخش های مختلف یک اثر گفته میشود ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
When did you first fly solo?
دیدگاه
٠

اولین بار چه زمانی به صورت انفرادی ( بدون کمک مربی ) پرواز کردی؟

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The trainee pilot flew his first solo today.
دیدگاه
٠

خلبان کارآموز امروز اولین پرواز انفرادی خود را انجام داد. ( در هوانوردی، Solo Flight یعنی پروازی که خلبان بدون حضور استاد خلبان در کابین انجام میدهد ...

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Bach is credited with performing the first solo on a piano.
دیدگاه
٠

باخ را به عنوان نخستین کسی که تک نوازی پیانو اجرا کرد، می شناسند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He had just completed his final solo album.
دیدگاه
٠

او به تازگی آخرین آلبوم انفرادی ( تک خواننده/تک نواز ) خود را تکمیل کرده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Love is a chord in life, not a solo.
دیدگاه
٠

عشق، آکوری در زندگی است، نه یک تک نوازی. ( این جمله استعاری است؛ آکورد نماد هماهنگی چند صدا و Solo نماد تنهایی است ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
His guitar solos are just unbelievable.
دیدگاه
٠

تک نوازی های گیتار او واقعاً باورنکردنی است. ( در اینجا solo به معنای بخشی از آهنگ است که فقط یک ساز می نوازد ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Arthur Davies sings the tenor solo.
دیدگاه
٠

آرتور دیویس، بخش تک خوانی ( در محدوده صوتی تنور ) را اجرا میکند. ( در موسیقی آواز، به جای تک نوازی از تک خوانی استفاده میشود ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He knew that Soli was trying to frighten him, so he smiled to hide his fear.
دیدگاه
٠

او میدانست که سولی سعی دارد او را بترساند، بنابراین برای پنهان کردن ترسش لبخند زد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
In 197 Naomi James became the first woman to sail solo around the world via Cape Horn.
دیدگاه
٠

در سال ۱۹۷، نائومی جیمز اولین زنی شد که به تنهایی از طریق دماغه هورن به دور دنیا بادبان کشی کرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The slow movement opens with a cello solo.
دیدگاه
٠

بخش آرام ( موومنت ) با تک نوازی ویولن سل آغاز میشود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Paul Weller has announced a full British tour to promote his second solo album.
دیدگاه
٠

پل ولر برای تبلیغ دومین آلبوم تک خوانندگی اش، یک تور کامل در بریتانیا را اعلام کرده است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He left the group last year to pursue a solo career.
دیدگاه
٢

او سال گذشته گروه را ترک کرد تا فعالیت تک خوانندگی را دنبال کند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
It was a big gamble for her to leave the band and go solo.
دیدگاه
٠

ترک کردن گروه و فعالیت انفرادی برای او ریسک بزرگی بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Bach is credited with performing the first solo on a piano.
دیدگاه
٠

باخ را به اجرای اولین تک نوازی با پیانو می شناسند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He had just completed his final solo album.
دیدگاه
٠

او به تازگی آخرین آلبوم تک خوانندگی خود را به پایان رسانده بود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
When did you first fly solo?
دیدگاه
٠

اولین بار کی به تنهایی ( بدون کمک ) پرواز کردی؟

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
He used to play with a group but now he's going solo/pursuing a solo career.
دیدگاه
٠

او قبلاً با یک گروه می نواخت اما حالا بصورت تک خوان/انفرادی فعالیت میکند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Arthur Davies sings the tenor solo.
دیدگاه
٠

عشق آکوری در زندگی است، نه یک تک نوازی.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Love is a chord in life, not a solo.
دیدگاه
٠

خلبان کارآموز امروز اولین پرواز انفرادی خود را انجام داد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
His guitar solos are just unbelievable.
دیدگاه
٠

آرتور دیویس تک خوانی ( بخش تنور ) را میخواند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The price of petrol has soared in recent weeks.
دیدگاه
١

کلمه soar بسته به متن، معانی مختلفی از جمله اوج گرفتن، به شدت افزایش یافتن، بالا رفتن و پرواز کردن در ارتفاع بالا را میرساند

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The price of petrol has soared in recent weeks.
دیدگاه
١

قیمت بنزین در هفته های اخیر به شدت افزایش یافته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Air pollution will soon soar above safety levels.
دیدگاه
١

آلودگی هوا بزودی از سطوح ایمنی فراتر خواهد رفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
May your love soar on the wings of a dove in flight.
دیدگاه
١

عشق شما بر بال های یک فاخته در پرواز اوج بگیرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
All night long fireworks soared into the sky.
دیدگاه
١

تمام شب آتش بازی ها به آسمان اوج گرفتند.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The popularity of the Internet has soared.
دیدگاه
١

محبوبیت اینترنت به شدت افزایش یافته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The jet soared into the air.
دیدگاه
١

جت به هوا اوج گرفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
A bird is soaring into the sky.
دیدگاه
١

پرنده ای در آسمان اوج میگیرد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The cost of living is soaring.
دیدگاه
١

هزینه زندگی به شدت در حال افزایش است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Profits have soared dramatically in recent months.
دیدگاه
١

سود در ماه های اخیر به شدت افزایش یافته است.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
Insurance claims are expected to soar.
دیدگاه
١

انتظار میرود خسارات بیمه به شدت افزایش یابد.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
No bird soars too high, if he soars with his own wings.
دیدگاه
١

هیچ پرنده ای آنقدر بالا پرواز نمیکند که بال های خودش او را به آنجا برساند. ( کنایه از اینکه موفقیت با تلاش شخصی حاصل میشود. )

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The temperature soared to above 100 degrees in the shade.
دیدگاه
١

دما در سایه به بالای ۱۰۰ درجه رسید ( فارنهایت یا سلسیوس بستگی به متن اصلی دارد، اما معمولاً در این زمینه فارنهایت است ) .

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The needle on the rev counter soared.
دیدگاه
١

عقربه دور موتور بالا رفت.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
No bird soars too high, if he soars with his own wings.
دیدگاه
١

هیچ پرنده ای آن قدر بلندپروازانه اوج نمیگیرد که بدون بال های خودش بالا برود.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
No bird soars too high, if he soars with his own wings.
دیدگاه
١

یعنی موفقیت با تکیه بر توان/ابزار خودِ شخص به دست می آید.

تاریخ
٢ ماه پیش
متن
The temperature soared to above 100 degrees in the shade.
دیدگاه
١

دما در سایه تا بالای ۱۰۰ درجه جهش/اوج گرفت.