پیشنهادهای علیرضا ایرانی نیا (٦,٧٨٩)
ناپایدار، سست، لزان، مرتعش، بچه.
لرزان، مرتعش، متزلزل، ناپیدار، سست.
سوراخ جای فتیله در توپهای قدیمی.
آدم خشن، مسئله بغرنج.
گردباد، گرداب، آتش بازی گردبادی.
مسابقه، مسابقه دادن.
کشیدن، دست زدن، اذیت کردن، اندامهای کسی را کشیدن، جدا کردن، کشیده شدن، چروک شدن.
جار زن.
کشش، عوارض یدک کشی، یدک کشی.
واژه ایتالیایی : ولگردی , دربدری , بی خانمانی.
واژه ایتالیایی : گاوچران.
واژه ایتالیایی : واکسن زدن به , برضد بیماری تلقیح شدن.
واژه ایتالیایی : واکسن زنی , تلقیح , آبله کوبی.
واژه ایتالیایی : وابسته به واکسن.
واژه فنلاندی : تاسیس , استقرار , تشکیل , بنا , برقراری , بنگاه , موسسه , دسته کارکنان , برپایی.
واژه فنلاندی : بالا یی , فوقانی.
واژه فنلاندی : بالا , در حال کار, بالا یی , روببالا , روبترقی , بطرف بالا.
حائک: بافنده , نساج , جولا.
حائط: دیوار , جدار , حصار , محصور کردن , حصار دار کردن , دیوار کشیدن , دیواری.
سِکین در عربی: کارد و چاقو. وَآتَتْ کلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکینًا ( یوسف/۳۱ ) و به دست هر یک از آن زنان کاردی داد.
مساعد، سازگار، امید بخش، مطلوب، خوش آتیه، کامیاب، نرم.
سهره آمریکائی.
کارمند شهرداری یا فرمانداری.
جارچی.
شهردار انتصابی.
واژه ایتالیایی : مایه آبله , واکسن.
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
بانو شاعره جهان آراء بیگم تذکرة الخواتین درباره این بانو مینویسد: دختر شاه جهان پادشاه هندوستان، و مادرش بانو بیگم ملقب به ممتاز محل است، این بانو چ ...
بانو شاعره جهان خاتون صاحب تذکره دولتشاهی مینویسد بانو جهان خاتون، ظریفه و مستعده روزگار وجمیله دهر وشهرۀ شهر بوده و اشعار دلپذیر دارد و از آن جمله ...
بانو شاعره حاجیه زند طواف کعبه مرا حاجیه میسر شد خدا زیارت اهل دلی نصیب کند این شاعره از اولاد شیخعلیخان زند و همسر فتحعلیشاه قاجار بوده، و شیخعلی ...
بانو شاعره ماه تابان، قمر السلطنه، دختر فتحعلیشاه همسر میرزا حسینخان سپهسالار که دانش و فضل و طبع شعر داشته نیز از خاندان زندیه است، یعنی مادرش بانو ...
شاه طهماسب اول، ۱۵۶۲ میلادی، ۹۶۹ قمری، حبیب لوی تصویری دروغین و به غایت منفی از نگرش شاه طهماسب به یهودیان بدست میدهد و مینویسد: این پادشاه نفرت کامل ...
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
سباستیان Sebastian پادشاه پرتغال بین سالهای ۱۵۵۴ تا ۱۵۷۸ نوه ژان سوم Sebasti�o در سال ۱۵۶۸ پادشاه پرتغال شد. در سال ۱۵۷۸ لشکر صلیبی انبوهی مرکب از پر ...
شهرستان، ساکنین قصبه یاشهرستان.
زن شهری، دختر شهری، فاحشه.
واژه پارسی سمرقندی: دلیل است.
واژه پارسی سمرقندی: سنت، فرهنگ
واژه پارسی سمرقندی: آموخته و فرا گرفته
واژه پارسی سمرقندی: پاره ای، قسمتی
واژه پارسی سمرقندی: چیره دست
واژه پارسی سمرقندی: هنرمند
واژه پارسی سمرقندی: فارغ التحصیلان
واژه پارسی سمرقندی: مادربزرگ، جده
واژه پارسی سمرقندی از ریشه واژه ترکی: نوعی نان روغنی
واژه پارسی سمرقندی: ظریف، لطیف
اهل شهر، شهری.
زهر زا، تولید کننده محصولات سمی.
وابسته به زهر شناسی.