پیشنهادهای علی قنبریان (١٠٢)
روان شناسی
افماندن
هاختن فعلی رایج در اشعار ناصر خسرو و کهن که معنای راهنمودن و راهنمایی کردن است و بن کنون آن هاز است و می توان از هازپیما برای جت استفاده کرد
هاختن فعلی رایج در اشعار ناصر خسرو و کهن که معنای راهنمودن و راهنمایی کردن است و بن کنون آن هاز است و می توان از هازپیما برای جت استفاده کرد
تلمبه
در واژه به معنای آزادی خواهی ولی در عمل نظام برده داری نوین
سرمایه داری
رایاافزار
برابر پارسی واژه intentionality است که مصدری مرکب است که بهتر است از مصدر افماشتن یعنی مصدر اصلی است استفاده کنیم
برابر فارسی واژه intentionality است که البته فعلی مرکب است که بهتر است از مصدر افماشتن که مصدر اصلی است بهره بریم به راستی افماندن مصدری ساده به معنا ...
شاخه ای از سبک های نگارگری که تلاش می کند عمه چیز را وقعی بنمایاند ولی در آن وهمار و نانمش و خطای حسی به کار برد
برابر پارسی واژه Intentionality یا قصدیت یا حیث التفاتی
خطای دیداری که واژه نانمشیدن در پارسی برای آن است و در کاربرد علمی می شود: نانَمِش
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
اصلاحیه برابرواژه: Intentionality ❌ حیث التفاتی ❌ آپرنگ❌ اَفمانش، افمانمندی✅ Intentionalte: افماندن ✅
افمانش، افمندی از مصدر افمندن با اَ به معنای توجه به چیزی کردن در عین قصدیت
آناکاوی، واکاوش
واواکش
واژه ای پارسی به معنای گمان و پندار نادرست است و برابر واژه illusion است که در انسان شناسی کاربرد دارد وهمیدن: پندار نادرست کردن Illusion: وهمش، وهمار
هراسش، هراسندگی
هیپنوتیزم: غنودگری هیپنوتیست: غنودگر هیپنوتیزد: غنوده، غنودگشته هیپنوتراپی: غنود درمانی هیپنوتایز: غنودگی
خواب تاخت
موم وارگی
چوب وارگی
خمودگی
در پارسی پسوند ژه را داریم که برای کوچکی و تصویر به کار می رود و نشان دهنده جز و بنیاد است مانند نایژه پس داریم: الکترون: رخشژه نوترون: نتارژه پروتون ...
تنکرد شناختی
فتوسنتز: فروغ آمایی
گورخیز
هریختن: فرار کردن با هری گفتن
Switch خودرو: کلید خودرو Switch: تراسوگر
تروما: روان فگارگی اسکیزوفرنی: روان گسیختگی
ویراختن: حفظ کردن حافظه: ویرازه ویریدن: حس کردن برابر sense سهیدن: feel سهستن: demonstrate ایاسیدن، ایاشتن: به خاطر سپردن
حکومتی که بدی ها و خوبی هایی داشته است و باعث شده پس از ۵۰۰ سال در جبهه و ساید قدرت قرار بگیریم
هیپنوتیزم: غنودگری هیپنوتیست: غنودگر هیپنوتیزد: غنودگشته، غنودبرده
پارادایم: پیش انگاره
تنکرد شناسی
درود نورون: پی یاخته نورولوژی: عصب شناسی، پی شناسی نوروفیزیولژی: پیکرد شناسی ریشه گرفته از پی به معنی عصب و کرد که پسوند کارکردی است
تلومر می شود تهپار
واژه ی ویروس در زبان های امروزی از ویش فارسی است که در اوستا آمده است از این رو از این واژه استفاده کردیم که در فارسی ویش خوانده می شود و در ترکیب ها ...
با توجه نگرش های درمانی ایران باستان آویشن کنار هم آیی آ در معنای پاد و متضاد و ویش به معنی سم و زهر است و بن که معنای گیاه می دهد که آویشبن بوده است ...
عنصر: آخشیج ترکیب: آمیغه
انواع نفوس: گونه های خویشتن لوامه: سرزنشگر اماره: طغیانگر مطمئنه: آسود گر ناطقه: گویاگر نباتی: رست منش حیوانی: ددمنش قدسی: سپند منش
انواع نفوس: گونه های خویشتن لوامه: سرزنشگر اماره: طغیانگر مطمئنه: آسود گر ناطقه: گویاگر نباتی: رست منش حیوانی: ددمنش قدسی: سپند منش
انواع نفوس: گونه های خویشتن لوامه: سرزنشگر اماره: طغیانگر مطمئنه: آسود گر ناطقه: گویاگر نباتی: رست منش حیوانی: ددمنش قدسی: سپند منش
عمل و عکس العمل: کنش واکنش، برهمکنش فعل و انفعال: ژیرایش واژیرایش، برهم ژیرایش
حیث التفاتی در دانش روان شناسی به معنای آپرنگی است که واژه ای برساخته از آ به معنای آگاهی و پرنگ به معنای مظاهر و عینیت است و رساننده معنای علمی و فل ...