پیشنهادهای علی قنبریان (٢٦٦)
ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...
ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...
ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...
تندی، تیزی
وصف کردن چیزی توصیف کسی صفت: زابه توصیف زابش
آیفتن: به نظر رسیدن در بختیاری
پولافتن: حس کردن
Furniture: کاچال
Furniture: کاچال
در تفنگ در معنای دهانه در آزمایشگاه واسنجی
پاریختن، سپیردن: حزم کردن، حزیمت داشتن
پرویدن: احتیاط کردن پرویار، پرومند، پرویا: محتاط، حازم
ژنتیک: ژن شناسی اپی ژنتیک: فراژن شناسی
ژوستن: به هیجان آمدن مهیج: هیجان انگیز: ژوست انگیز، ژویه انگیز
ژوستن: به هیجان آمدن
ریزاندامگان، سازواره
رشد و نمو: گوالش و پرورش
ملاحظه کردن
اندریافتن
ساختن، بنا کردن
درازاپا
مطلع کردن: ازداشتن مطلع: ازداشته
ازداشتن: ازدار کردن، مطلع کردن مطلع: ازداشنه
Information
ازدایشین
ازدایی، informatic
فژیدن: کثیف شدن کثیف: فژه کثافت: فژین، فژه آگین البته اگر معنای عربی واژه را پژانیم باید از مصدر چگالیدن به معنای افژودن و فشردن بهره بریم
می توان از ساختار مصدر هایی مانند انگاشتن، پنداشتن، وهماشتن، افماشتن و . . . . بهره برد و مصدر پیاشتن با بن مضارع پیار را به کار برد به معنای پی برد ...
سوهیدنی
زینهار: هوشیار، آهان، آگاه باش، هوشور زنهاردن: امانت دادن امانت سپاری: زنهارسپاری
دهشت زدگی دهشت زده
آهاختن: متوجه چیزی شدن آهاشتن: آهان شدن و هوشیار شدن
غوریدن: اندیشیدن
درنگ
درنگیدن
اندیشیدن، سگالیدن، راییدن، مانیدن، مانشتن، فکاشتن
سهستن: به نظر رسیدن سهیدن: احساس کردن سوهیدن: حس کردن ویریدن: حس کردن Sense: ویریدن Feel: سهیدن
پژانه، پژانستن
زیناشتن
براژستن
براژستن
براژستن
فکر کردن در زبان عامه فک کردن بیان می شود پس می توانیم با ریشه فک و اشتن بن تازه و نوین فکاشتن را بر سازیم مانند انگاشتن و پنداشتن
زیتاردن، زیپاردن: به ذهن متبادر شدن این نکته به ذهنم متبادر شد � این نکته به ذهنم زیپارد، زیتارد
نفس