پیشنهادهای علی قنبریان (٢٩١)
برابر پارسی توزیع و توزیع کردن توژیدن
در گذشته باتری یا پیل امروزه نیرو یا نیرایه
وین هم ریشه با دیدن و بین است مصدری برمیسازیم به ریخت "ویناشتن" : انتزاع کردن یا ویناردن هم می توان گفت
افشردن، افژردن، یخ بستن، منجمد شدن
خواستن و طلبیدن در فارسی کنونی میستن یا مئیستن در گویش خراسانی زاستن یا زهستن در گویش لری و بختیاری
معنای قطره های پراکنده آب جهنده و جها است
درهم تنیدگی
پرژکیدن: گریستن با صدای زمزمه گون
آنتیختن: تحریک کردن انتریک: تحریک ریشه واژه از ان ( پیشوندی برای گردهمایی و انباشت ) تیختن هم ریخت دیگری از تیپتن و تپیدن است و نشان از تحریک متهیجان ...
تپسیدن: تایپ کردن، رایانوشتن تپسیدن در گویش های کهن زبان پارسی معنای فشرده می دهد که درخور و فراخور خوب و نغزی برای این واژه بیگانه است
تپسیدن: تایپ کردن
تاییختن: منطبق شدن، انطباق یافتن انطباق: تاییزش
معنای فعلی: به نظر رسیدن سداشتن
سداشتن بن کنون : سدای
آیا معنای کنشگری هم می دهد؟
برابر برف در پارسی میانه یا پهلوی
تداخل: اندرخلش سنج از مصدر اندرخلیدن به معنای در هم نفوذ کردند
درمان، علاج، شفا
پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent
پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent
پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent
امرژیدن: هویدا شدن، آشکار شدن، هویدا شدن ریشه واژه: مرژ به معنای مژه و مویی است که جلوی دید آدمی را می گیرد. پیشوند ا در فارسی نشان دهنده پادینگی و ...
پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent
پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent
پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent
ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...
ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...
ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...
تندی، تیزی
وصف کردن چیزی توصیف کسی صفت: زابه توصیف زابش
آیفتن: به نظر رسیدن در بختیاری
پولافتن: حس کردن
Furniture: کاچال
Furniture: کاچال
در تفنگ در معنای دهانه در آزمایشگاه واسنجی
پاریختن، سپیردن: حزم کردن، حزیمت داشتن
پرویدن: احتیاط کردن پرویار، پرومند، پرویا: محتاط، حازم
ژنتیک: ژن شناسی اپی ژنتیک: فراژن شناسی
ژوستن: به هیجان آمدن مهیج: هیجان انگیز: ژوست انگیز، ژویه انگیز
ژوستن: به هیجان آمدن
ریزاندامگان، سازواره
رشد و نمو: گوالش و پرورش
ملاحظه کردن
اندریافتن
ساختن، بنا کردن
درازاپا