پیشنهاد‌های علی قنبریان (٢٩١)

بازدید
٦٣٧
تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی توزیع و توزیع کردن توژیدن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در گذشته باتری یا پیل امروزه نیرو یا نیرایه

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

وین هم ریشه با دیدن و بین است مصدری برمیسازیم به ریخت "ویناشتن" : انتزاع کردن یا ویناردن هم می توان گفت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

افشردن، افژردن، یخ بستن، منجمد شدن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خواستن و طلبیدن در فارسی کنونی میستن یا مئیستن در گویش خراسانی زاستن یا زهستن در گویش لری و بختیاری

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

معنای قطره های پراکنده آب جهنده و جها است

پیشنهاد
٠

درهم تنیدگی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرژکیدن: گریستن با صدای زمزمه گون

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنتیختن: تحریک کردن انتریک: تحریک ریشه واژه از ان ( پیشوندی برای گردهمایی و انباشت ) تیختن هم ریخت دیگری از تیپتن و تپیدن است و نشان از تحریک متهیجان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تپسیدن: تایپ کردن، رایانوشتن تپسیدن در گویش های کهن زبان پارسی معنای فشرده می دهد که درخور و فراخور خوب و نغزی برای این واژه بیگانه است

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تپسیدن: تایپ کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تاییختن: منطبق شدن، انطباق یافتن انطباق: تاییزش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

معنای فعلی: به نظر رسیدن سداشتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سداشتن بن کنون : سدای

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیا معنای کنشگری هم می دهد؟

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برابر برف در پارسی میانه یا پهلوی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تداخل: اندرخلش سنج از مصدر اندرخلیدن به معنای در هم نفوذ کردند

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

درمان، علاج، شفا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد

امرژیدن: هویدا شدن، آشکار شدن، هویدا شدن ریشه واژه: مرژ به معنای مژه و مویی است که جلوی دید آدمی را می گیرد. پیشوند ا در فارسی نشان دهنده پادینگی و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرهودن: to emerge پرهودش: Emergent

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ایراختن: محکوم کردن محکوم: ایراخته تحکیم: ایراختن، ایرازش حاکم: ( در معنای حکم دهنده ) : ایراز ور: ایرازور محکوم به: ایراخته به ( ایراخته به پرداخت ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تندی، تیزی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وصف کردن چیزی توصیف کسی صفت: زابه توصیف زابش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آیفتن: به نظر رسیدن در بختیاری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پولافتن: حس کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Furniture: کاچال

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Furniture: کاچال

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در تفنگ در معنای دهانه در آزمایشگاه واسنجی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاریختن، سپیردن: حزم کردن، حزیمت داشتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرویدن: احتیاط کردن پرویار، پرومند، پرویا: محتاط، حازم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ژنتیک: ژن شناسی اپی ژنتیک: فراژن شناسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ژوستن: به هیجان آمدن مهیج: هیجان انگیز: ژوست انگیز، ژویه انگیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ژوستن: به هیجان آمدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ریزاندامگان، سازواره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رشد و نمو: گوالش و پرورش

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ملاحظه کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اندریافتن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ساختن، بنا کردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درازاپا

١