نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
jock: ورزشکار
٥ روز پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
blatant: وقیح و شرم آور
٣ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blow over: آب ها از آسیاب افتادن.
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
rock: تکان دادن
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
here it goes: قضیه اینه
٣ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
right as rain: سالم و سلامت
٤ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
established: تثبیت شده، ثابت شده
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
degrade: تخریب شدن
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
we are not on speaking terms: ما با هم قهریم.
٦ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
catch up: عقب ماندن از کسی یا چیزی
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nuanced: دقیق تر A more nuance understanding ...
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
dull: هوای گرفته و دلگیر
٨ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pull in: رسیدن یک قطار یا اتوبوس به ایستگاه.
٨ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bonus kid: واژه محبت آمیز به جایstepchild است.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
break into: به زور وارد جایی شدن
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
take a hike: بزن به چاک.
٩ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
televise: از طریق تلویزیون پخش کردن.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bookie: دلال شرط بند
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blackout: قطعی برق
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
luxury: مایه دلخوشی و شادی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
h e double hockey sticks: منظور جهنم hell است.
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
i'll be right with you: الان برمیگردم پیشتون
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
go to one's head: مغرور کردن
١١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
up and down: فراز و نشیب یا بالا و پایین زندگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
put off: سه معنی دارد: ۱. به تاخیر انداختن ۲ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
creepy: ترسناک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
call up a file: یک فایلی را از حافظه فراخوانی کردن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
unyielding: برای انسان تسلیم ناپذیر برای اشیا س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
spared: در امان بودن از چیزی یا کسی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
work hard play hard: یعنی باید بین کار و زندگی تعادل ایج ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
at bay: اصطلاح at bay معمولا با فعل های kee ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
structured: منظم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lock away carbon: =sequester ذخیره سازی کربن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lead: در متن پلیسی یعنی اشاره و سرنخ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bless your heart: خدا حفظت کنه.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
substantial journey: سفر طولانی و سخت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
BUD: گیرنده مثلا گیرنده چشایی Taste bud
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pass a motion: تصویب یک پیشنهاد
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as that of: به اندازه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
ringed: احاطه شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scope of: محدوده ، دامنه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pose: ایجاد کردن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
since: اگر since در آخر جمله بیاید یعنی از ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
frame: بر علیه کسی پاپوش درست کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sweep of: در چشم انداز چیزی، در معرض
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
discipline: رشته تحصیلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
sell like hot cakes: خیلی زود به فروش رفتن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steamroller: ماشینی که غلتک دارد و آسفالت جاده ر ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
nonsense: داری چرت میگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it has nothing to do with me: به من دخلی نداره
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
munchies: دو معنی دارد: ۱. هله و هوله مانند ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it is safe to say: با اطمینان توانستن گفتن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
corn bunting: یک نوع پرنده هست.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
don't beat yourself up: خودت رو سرزنش نکن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wrap party: جشن پایان فیلمبرداری یک فیلم.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
super duper: عالی، معرکه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bit: گاز گرفتن و به دندان گرفتن چیزی.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
favor: Flavor معنی چاشنی می دهد نه favor
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
handle: با دست یک کاری را انجام دادند و کنت ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kickflip: حرکت ۳۶۰ درجه با اسکیت.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cleared from: جدا شده. مثلا منطقه ای از جنگل جدا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take for granted: قدر کسی یا چیزی را ندانستن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the flesh: در زندگی واقعی بودن نه در عکس و تصو ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bid: To bid farewell خداحافظی کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
roster period: دوره شیفت کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goof up: سوتی دادم
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
listen to yourself: بفهم داری چی میگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stub: انگشت پا به چیزی کوبیده شدن.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slit: slitty eyed چشم های کوچک مثلا چینی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bushy: پرپشت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tackle: با کسی گلاویز شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
radial movement: حرکت محوری = axial movement
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set the bar high low: سطح کیفیت یا استاندارد، سطح توقع
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take it easy: خداحافظ
١ سال پیش
نوع مدال

کسب هر ١٠,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
load bearing wall: دیوار حمل
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
business cluster: یک مجموعه کسب و کار A business clus ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
catapult into: قرار گرفتن در یک موقعیت به صورت غیر ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regulatory approval: تاییدیه نظارتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
time demanding: چیزی که نیاز به زمان و تلاش دارد.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
word spotting: واژه یابی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
surface reading: خواندن سطحی بدون تفکر انتقادی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
personal stake: = personal interest
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
coming up with: produce something, especially when ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
expensive viewpoint: دیدگاه گسترده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tick: خوب کار کردن مثل ساعت که خوب تیک تی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
embodied artificial intelligence: هوش مصنوعی تجسمی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hung out of his reach: در دسترس نبودن. not close enough t ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
beat yourself up: خود را سرزنش کردن.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
turn around: Get turn around گم شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
age defying: به چالش کشیدن سن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hybrid building: رویکرد مدولار هیبریدی در معماری به ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
run off: دور دوم انتخابات
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cocktail of: مخلوطی از
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
infuse and augment: برافروختن و تقویت کردن ( یک نوع سیا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
plenty of time: وقت کافی و زیادی برای انجام کاری دا ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your words: نظرات شما
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pitch battle: نبرد با آرایش نظامی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
glare of attention: مرکز توجه بودن an occasion when so ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
better informed: آگاه تر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
to the extent that: تا به حدی که Air pollusion has incr ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
optical industry: صنعت بینایی مثل لنز
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wild swing: نوسانات شدید
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
get over yourself: به خودت بیا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
you got it: your welcome خواهش می کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
float glass: شیشه فلوت یا شیشه شناور یا شیشه تخت ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by fortune coincidence: بر حسب تصادف، به صورت کاملا اتفاقی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
temporal hour: ساعت زمانی، ساعت هایی که زمان را نش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strong backing: پشتوانه محکم و قوی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
task accomplishment: انجام وظیفه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
reengage: تعامل دوباره با کسی داشتن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
before your time: قبل از اینکه تو به دنیا بیایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
temperate zone: منطقه معتدله
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
industrial expansion: شکوفایی صنعتی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
educationist: کارشناس آموزش
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick down: یه چیزی را با پا محکم شکستن .
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
blend: جور شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
stubble: ته ریش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stow: مثلاً در زمانهای شروع پرواز هواپیما ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
score of: چندین ، فراوان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
unanimous: هم رای، متفق القول.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
polling day: روز انتخابات که همانelection day می ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
loose tooth: دندان لق
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
needless to say: نیازی به گفتنش نیست و کاملا واضح.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
watch out for: مراقب چیزی بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
crack up: crack someone up کسی رو خندوندن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
bring it on: بیا ببینم چند مرده حلاجی.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
honorary: شغل افتخاری که حقوق نداره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
all the way: کامل Do not close the door all the ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
Make: to make of sb/sth نظر و عقیده کسی ر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
lunge: جهش به جلو، ناگهانی به جلو پریدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bring by: چیزی را برای کسی بردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
put off: سه معنی دارد: ۱. به تاخیر انداختن ۲ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
portray: نقش کسی را بازی کردن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
torn: i m torn من مردد هستم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
spread oneself thin: با یک دست چند هندوانه برداشتن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
phony: آدم ریاکار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
kick start: شروع یک کار.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
faculty: دانشکده اعضای علمی دانشکده قدرت ذهن ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bounce off the walls: فعال و پر از انرژی بودن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
take the lead: در مسابقه جلو افتادن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
can't help myself: نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look forward to: هیجان داشتن برای اتفاقات آینده.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shopping parade: گردشگاه بزرگ برای خرید
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
postcard: پاکت نامه که روش نویسنده و گیرنده و ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
new minted: New created تازه ساخته شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
ravish: انسان ها به خصوص خانم ها که خیلی جذ ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
grand slam: مسابقه ورزشی مهم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
smokefree: اجازه سیگار کشیدن نداریم
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
recede: به تدریج کم شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
philips screwdriver: پیچ گوشتی چهارسو
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
duh: پس نه پس ( پ نه پ )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
slippery: غیرقابل اعتماد
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tour: تور و گشت زدن در دور و اطراف.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
retreat: بازگرداندن کسی یا چیزی به جای اولش.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
pain in the neck: مانند a pain in the ass است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cheugy: برخلاف trendy است یعنی کسی که از مد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
there is no way: اصلا امکان نداره
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
moolah: کلمه عامیانه برای پول است.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
strained: متشنج
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moving buddy: همسفر
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
ride hailing: سرویس های حمل و نقل اینترنتی مثل اس ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cultural appropriation: پذیرش آداب ، رسوم ، عقاید و غیره از ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
over the moon: روی ابرها بودن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
by coincidence: برحسب تصادف، اتفاقی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
proficiency test: آزمون مهارت
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
run out of steam: از دست دادن انرژی به خاطر خسته شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین لایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

اولین دیسلایک کردن

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

انتخاب عکس پروفایل

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
h e double hockey sticks: منظور جهنم hell است.
٢ سال پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ٥,٠٠٠ امتیاز

-
همه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
flex: پز دادن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
do you mind: ۱. وقتی کسی کار آزاردهنده ای را انج ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
bloody: یکی از معادل های fucking است. bloo ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
pitch in: به دیگران ملحق شدن و به آنها کمک کر ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clear the air: سنگا رو باهم وا کردن، سوء تفاهم ها ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
award winning: برنده جایزه
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
in the mood for: هوس چیزی رو کردن مثلاً ساندویچ.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
set: صحنه فیلمبرداری
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
plug in: دوشاخه رو به برق زدن.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
better off: You are better off برات بهتره که
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
wean off: کم کم وابستگی خود را به چیزی کم کرد ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
back on: وصل شدن مثلاً آب یا گاز یا برق که ق ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
chip on one's shoulder: کسی که همیشه از دست دیگران ناراحت ا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
surrogate: رحم اجاره ای، کسی که به جای زن نازا ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
holding a grudge: کسی که عقده ای هست.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
detox: ترک یه چیزی مثل شبکه های اجتماعی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
capture: ضبط کردن از طریق فیلم یا عکس.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
stumped: I am stumped من هنگ کردم.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it is safe to say: به قطع یقین.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
compelling: گیرا، جذاب
٢ سال پیش