پیشنهادهای شایان ارازی (٨٤٨)
"گفتم: من که بو نصرم ضمانم که از آلتونتاش جز راستی و طاعت نیاید. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
"و دیگر که دوش نامه رسیده است از خواجه احمدِ عبدالصّمد کدخداش که کجات و جقراق و خفچاق می جنبند، از غیبتِ من ناگاه خللی افتد. " تاریخ بیهقی، باقی مان ...
"پس امیر، رحمة اللّه علیه، مرا بخواند و خالی کرد و گفت: چنان می نماید که آلتونتاش مستوحش رفته است. گفتم "زندگانی خداوند دراز باد. به چه سبب؟ و نه هما ...
"و دیگر که دوش نامه رسیده است از خواجه احمدِ عبدالصّمد کدخداش که کجات و جقراق و خفچاق می جنبند، از غیبتِ من ناگاه خللی افتد. " تاریخ بیهقی، باقی مان ...
"و دیگر که دوش نامه رسیده است از خواجه احمدِ عبدالصّمد کدخداش که کجات و جقراق و خفچاق می جنبند، از غیبتِ من ناگاه خللی افتد. " تاریخ بیهقی، باقی مان ...
"چون یک پاس از شب بماند، آلتونتاش با خاصّگانِ خود برنشست و برفت، و فرموده بود که کوس نباید زد تا به جا نیارند که او برفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...
"چون یک پاس از شب بماند، آلتونتاش با خاصّگانِ خود برنشست و برفت، و فرموده بود که کوس نباید زد تا به جا نیارند که او برفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...
"چون یک پاس از شب بماند، آلتونتاش با خاصّگانِ خود برنشست و برفت، و فرموده بود که کوس نباید زد تا به جا نیارند که او برفت. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ...
"تو که بو نصری باید اندیشه ی کار من داری، همچنانکه تا این غایت داشتی، با آن که تو هم مُمَکَّن نخواهی بودن در شغل خویش، که آن نظام که بود بگسست و کاره ...
"تو که بو نصری باید اندیشه ی کار من داری، همچنانکه تا این غایت داشتی، با آن که تو هم مُمَکَّن نخواهی بودن در شغل خویش، که آن نظام که بود بگسست و کاره ...
"و این پادشاه حلیم و کریم و بزرگ است، امّا چنانکه بر وی کار دیدم، این گروهی مردم که گرد او درآمده اند، هر یکی چون وزیری ایستاده ، و وی سخن می شنود و ...
"و پیغام داد که "من دستوری یافتم به رفتن سوی خوارزم، و فردا شب که آگاه شوند، ما رفته باشیم و استطلاع ِ رأی دیگر تا بروم، نخواهم کرد که قاعده کژ می بی ...
"و پیغام داد که "من دستوری یافتم به رفتن سوی خوارزم، و فردا شب که آگاه شوند، ما رفته باشیم و استطلاع ِ رأی دیگر تا بروم، نخواهم کرد که قاعده کژ می بی ...
"و گفت: بنده را خوش تر آن بودی که چون پیر شده است، از لشکری دست بکشیدی و به غزنین رفتی و بر سر تربت سلطان ماضی بنشستی، امّا چون فرمان خداوند برین جمل ...
"و دستوری دهیم تا سوی خوارزم بازگردد امّا اندیشیدیم که مگر آنجا دیرتر بماند و در آن دیار باشد که خللی افتد، و دیگر آنکه از پاریاب سویِ اندخود رفتن نز ...
"و دستوری دهیم تا سوی خوارزم بازگردد امّا اندیشیدیم که مگر آنجا دیرتر بماند و در آن دیار باشد که خللی افتد، و دیگر آنکه از پاریاب سویِ اندخود رفتن نز ...
"و دستوری دهیم تا سوی خوارزم بازگردد امّا اندیشیدیم که مگر آنجا دیرتر بماند و در آن دیار باشد که خللی افتد، و دیگر آنکه از پاریاب سویِ اندخود رفتن نز ...
"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...
"و نیز پس ازین کس را زهره نباشد که سخن وی گوید جز به نیکویی. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...
"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...
"و ما بسیار نصیحت کردیم و گفتیم چاکری است مطیع و فرزندان و حشم و چاکران و تبع بسیار دارد، از وی خطا نرفته است که مستحقّ آن است که بر وی دل گران باید ...
"و بو نصر مشکان نیز با دبیرِ آلتونتاش بگفت بدین چه شنود و او سکون گرفت . " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی مجلّد پنجم
"منتظریم جواب این نامه را که به زودی باز رسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن کارها بر قضیّت مراد، لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمری ...
"منتظریم جواب این نامه را که به زودی باز رسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن کارها بر قضیّت مراد، لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمری ...
"منتظریم جواب این نامه را که به زودی باز رسد تا به تازه گشتن اخبار سلامت خان و رفتن کارها بر قضیّت مراد، لباس شادی پوشیم و آن را از بزرگتر مواهب شمری ...
"و چون این کارها برین جمله قرار گرفت، خان را بشارت داده آمد، تا آنچه رفته است به جمله معلوم وی گردد و بهره خویش ازین شادی بردارد و این خبر شایع و مست ...
"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...
"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...
"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...
"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...
"و از غزنین نامه کوتوال بوعلی رسید که جمله خزائن دینار و درم و جامه و همه اصناف نعمت و سلاح به خازنان ما سپرد و هیچ چیزی نمانده است از اسباب خلاف بحم ...
"و نامه ها رفت جملگی این حال ها را به جمله مملکت، به ری و سپاهان و آن نواحی نیز، تا مقرّر گردد به دور و نزدیک که کار و سخن یک رویه گشت و همه اسباب مح ...
"و نامه ها رفت جملگی این حال ها را به جمله مملکت، به ری و سپاهان و آن نواحی نیز، تا مقرّر گردد به دور و نزدیک که کار و سخن یک رویه گشت و همه اسباب مح ...
"و نامه ها رفت جملگی این حال ها را به جمله مملکت، به ری و سپاهان و آن نواحی نیز، تا مقرّر گردد به دور و نزدیک که کار و سخن یک رویه گشت و همه اسباب مح ...
"و برادر علی، منگیتراک، و فقیه بو بکر حصیری که دررسیدند به هرات احوال را به تمامی شرح کردند. و استطلاع رای کرده بودند تا بر مثال ها که از آن ما یابند ...
"و پس از رسیدن ما به نشابور، رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات ، چنانکه هیچ پادشاه را مانند آن یاد نداشتند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی ...
"و پس از رسیدن ما به نشابور، رسول خلیفه دررسید با عهد و لوا و نعوت و کرامات ، چنانکه هیچ پادشاه را مانند آن یاد نداشتند. " تاریخ بیهقی، باقی مانده ی ...
"و نامه ها رسید سوی ما پوشیده از غزنین که حاجب [علی ] ایل - ارسلان ، زعیم الحجّاب و بگتغدی حاجب، سالار غلامان بندگی نموده اند. " تاریخ بیهقی، باقی م ...
"و رسولی با وی نامزد کردند با مشتی عشوه و پیغام که ولی عهد پدر وی است و ری از آن به ما داد تا چون او را قضای مرگ فرا رسد، هر کسی بر آنچه داریم، اقتصا ...
"و رسولی با وی نامزد کردند با مشتی عشوه و پیغام که ولی عهد پدر وی است و ری از آن به ما داد تا چون او را قضای مرگ فرا رسد، هر کسی بر آنچه داریم، اقتصا ...
"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...
"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...
"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...
"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...
"و اگر، فالعیاذ بالله، میان ما مکاشفتی به پای شود، ناچار خون ها ریزند و وزر و وبال به حاصل شود و بدو بازگردد که ما چون ولی عهد پدریم و این مجاملت واج ...
"و مصرّح گفته آمده است که اگر آنچه مثال دادیم، به زودی آنرا امضا نباشد و به تعلّل و مدافعتی مشغول شده آید، ناچار ما را باز باید گشت" تاریخ بیهقی، با ...
"و مصرّح گفته آمده است که اگر آنچه مثال دادیم، به زودی آنرا امضا نباشد و به تعلّل و مدافعتی مشغول شده آید، ناچار ما را باز باید گشت" تاریخ بیهقی، با ...
و برادر خلیفت ما باشد، چنانکه نخست بر منابر نام ما برند به شهرها و خطبه به نام ما کنند، آنگاه نام وی، و بر سکّه درم و دینار و طراز جامه نخست نام ما ن ...
"امّا شرط آن است که از زرّاد خانه پنج هزار اشتربار سلاح، و بیست هزار اسب از مرکب و ترکی ، دوهزار غلام سوار آراسته با ساز و آلت تمام، و پانصد پیل خیار ...