پیشنهادهای نیکوکار چانی (١٠٨)
آیا تاکنون اندیشیده اید که نام �کارچان� ریشه ای بسیار کهن تر دارد؟ ریشه ای پر از افتخار و پیوند با نیاکان ما، نامی که رازهای نظامی و تاریخی این سرزمی ...
چان در واقع همان گان است ابتدا حرف گان بکار گرفته شده سپس در معرب سازی به جان تبدیل شده و سپس طی کوششی برای بازگشت به پارسی به چان بدل شده.
کارگان نام قدیم شهر کنونی کارچان می باشد. که در دوره حکومت اعراب بر ایران معرب گشته و به نام کارجان ازش نام برده شده و سپس بعد ها طی کوششی برای فارس ...
نام کارچان چهره دگرگون شده نام"کارگان" است . ابتدا این سرزمین را کارگان مینامیدند به معنی مکان جنگ ، مکان جنگی ، مکان جنگجو ها سپس با ورود اعراب به ...
کارجان برای نامیده شدن شهر کارچان در دوره حکومت اعراب بر ایران بوده اعراب وقتی به نام سرزمین کارگان رسیدند آن ر به صورت معرب کارجان در آوردند. سپس ...
کارگان نام قدیم شهر کنونی کارچان می باشد. که در دوره حکومت اعراب بر ایران معرب گشته و به نام کارجان ازش نام برده شده و سپس بعد ها طی کوششی برای فار ...
امروزه در اثر پارسیزاسیون اسم مناطق و استفاده از ابزار کشاورزی چان در این منطقه آن را کارچان نامیدند.
رهرو رایانه
فرارو واژهٔ انگلیسی �surface� به معنی سطح، رویه و ظاهر هست و از ریشهٔ لاتین �superficies� گرفته شده که از ترکیب �super� ( به معنی بالا ) و �facies� ...
این ترکیب به تخته ای که جنسش نرمه یا تخته ای که قابلیت نرم افزاری ( هوشمند ) داره اشاره می کنه. تخته هوشمند رایان تخته رایانه دستی هم گزینه های م ...
تخته نرم
دستگاه ساعت =گاه نما خود ساعت=گاه تقویم =گاهشمار تاریخ=هنگام
ثانیه =گاهرخ دقیقه=گاهدم ساعت=گاه روز=روز هفته=هفتگ ماه=ماه فصل=چهاگاه سال=سال دهه=دهه قرن=صده هزاره=هزاره
کامه – واژه ای که در برخی متون کهن دیده شده
دروازه بسته
کلین شیت = مهر و موم کلین شیت کرده = مهر موم نگه داشته
بالین در کارچان ( فارسی دوانی ) بالین گفته می شود
چرا خود آبادیس بجای تایید نمی نویسد پذیرش سپاس . پس از پذیرش ، پشنهاد شما منتشر می شود .
تایید می کنید ؟ = می پذیرید؟ تایید کردید ؟ = پذیرفتید؟ تایید شد ؟ پذیرفته شد ؟
در کارچان ( فارسی دوانی ) به شیطنت های کودکانه ملقاسی و یا شاغال مستی می گویند.
اُلگو در کارچان ( فارسی دوانی ) به الگویی که برای قالی بافی استفاده می کردند واگیره می گفتند.
تایید = بدرستی تایید است = درست است تایید کنید = درستی را بررسی کنید تاییدیه بدهید = بگویید/بنویسید درست است تایید شود = درستی اش ابراز شود
شانه بِسَر
در کارچان ( فارسی دوانی ) به 'خار' تیک گفته می شود. به خاری که مانند سوزن در دست فرو رود تیک و به خاری که دست را زخم کند تیغ گفته می شود.
خواهشانه
چوق و چماق به خاطر هم قافیه بودن در کنار هم بودن که اکنون شده چوب و چماق ، پس در میابیم که چوق درست است ، نه چوب
در کارچان ( فارسی دوانی ) به "چوب" ، " چوق" گفته می شود ، این واژه پس از نرم شدگی به شکل "چو" و "چوب" در آمده
در کارچان ( فارسی دوانی ) به ظرف بزرگی که برن را در آن آبکش می کنند برنج پالا می گویند . برنج پالا یعنی پالایشگر برنج
هَموَند
هَموَندان
رخ
اَبَر مَرد
اجازه
جدول کنار خیابان = خِشت چین ( از نوع سیمانی ) جدول مجله = بر خشت جدول ضرب = در خشت
در کارچان یعنی پرمایه و غلیظ
خَست در کارچان ( ( فارسی دوانی ) ) به جای غلیظ می گویند خَست.
رُو row رُوَّکی rowwaki در کارچان ( ( فارسی دوانی ) ) به چیز هایی که از حد معمول شل تر هستند میگن " رُو row " یا " رُوَّکی rowwaki
سرسپیر ( بر وزن سردبیر )
سپیر
سپارت
نمایندگی
بازنمود ها
علی ابراهیمی عزیز کجاش ایراد داره که بگی امکان داره گوشی منو بارمَند کنی ؟
شاخه
این دبیره پارسی است که بدست پارسی زبانان به کمک عرب زبانان آمد برای نگارش قرآن و ارسال آن به ممالک مسلمان شده . اَعراب چطوری باید اونو به کار می گرفت ...
این دبیره پارسی است که بدست پارسی زبانان به کمک عرب زبانان آمد برای نگارش قرآن و ارسال آن به ممالک مسلمان شده . اَعراب چطوری باید اونو به کار می گرفت ...
tooppall توپ پال
توپّال
شارژ = بارمند شارژر = بارمند کن
سیوا یعنی متمایز
برگ واسپاری
برگ دریافت
در کارچان ( فارسی دوانی ) وَرّوک می گویند .
چرا دنبال واژه های سخت هستیم برای پارسی سازی . مگه رفت و آمد چشونه ؟ ورود : آمد خروج : رفت
سِنگِله در کارچان ( فارسی دوانی ) به چرکی که روی بدن رسوب کرده میگن . نمونه ، میگن از بس دستاشو نشسته روی دستاش سِنگِله بسته
به کسی که سفره رو درو می کنه یا شبیه گاو میخوره همه چیزو می گن یولمه میکنه
هوشمند
آقای مصیب شوربختانه این نام بد جا افتاد برای ما ، اگه همونطوری که میگیم ماشین ( خودرو سواری ) و ماشین پلاستیکی ( اسباب بازی ماکت خودرو سواری ) می گفت ...
تخته هوشمند
در ریشه گوگل به دسته های کوچک حیوان ( ( گاو ) ) گفته می شود.
گو گل در کارچان ( فارسی دوانی ) گلّۀِ گاو معنی می دهد این مثال را برای بی احترامی به برخی اجتماعات هم به کار می برند مثلا به جای اینکه بگن چرا همه د ...
هنارسان
اندازه داری نهایی
اندازه دار یا با اندازه
اندازگر من اگر بخواهم واژه ای پیشنهاد بدم واژه اندازگر رو پیشنهاد میدهم چرا ؟ وقتی هندسه = اندازه پس هنداسگر=اندازگر
به نظر من اول هنارسون بوده بعد شده هراسون
بالگرد زیباتر است
در کارچان ( فارسی دوانی ) به کسی که خودشو سریع می رسونه میگن خودش رو هنارس می کنه
زِز در کارچان ( فارسی دوانی ) به جای کشک سیاه یا واژه ترکی قره قورت زِز را به کار می برند .
زِز = کشک سیاه در کارچان به جای کلمه ترکی قره قوروت از کلمه ( زِز ) استفاده می کنند . در اراک به کشک سیاه شیرین شده با شکر ( سِز ) می گویند . در کا ...
در کارچان ( فارسی دوانی ) به جای واژه ترکی قره قوروت ( ( کشک سیاه ) ) زِز می گویند زِز همان کشک سیاه ترش مزه هست .
در کارچان ( فارسی دوانی ) به جای کلمه ترکی قرا قوروت ( کشک سیاه ) زِز می گویند
برچشم
در کارچان ( فارسی دوانی ) به بذار می گن بَهل
در کارچان ( فارسی دوانی ) به کسی که کاراش عجیب و غریب هست و با بقیه فرق داره می گن وِلاجِبی
در کارچان ( فارسی دوانی ) به اندام آمیزشی مرد دول گفته می شود و به اندام آمیزشی پسر کوچک دودول گفته می شود.
در کارچان ( ( فارسی دوانی ) ) برای اندازه گیری وزن کیله را به کار می بردندفکر کنم کیله پیمانه ای بوده برای اندازه گیری وزن . 1کیله 2 کیله 3کیله و شا ...
نهایت تشکر ( ( سپاس بی پایان ) )
خواهشمند است در این خصوص دستورات لازم را صادر فرمائید . ( ( خواهشمند است در این باره دستور های لازم را بفرمایید ) ) و یا ( ( خواهشمند است در این باره ...
رنگارنگ
شوقات در کارچان ( فارسی دوانی ) به قصه شوقات گویند.
در کارچان ( فارسی دوانی ) به قصه شوقات گویند.
رسیدگی
در کارچان ( فارسی دوانی ) به سخن یاوه ، سخن ویها گویند
جانباختگان
در کارچان ( فارسی دوانی ) به جای بله ، لی ( لا ) بکاربرده می شود . به نظرم بلی هم باید ( بلا ) باشد که در گذر زمان بلی و سپس بله شده . مثال: - صبا می ...
در کارچان ( فارسی دوانی ) به سقف دهان ساک گفته می شود .
کارچان شهری است در نزدیکی اراک . نامش از کارچ ان تشکیل شده در استان سیستان و بلوچستان نیز دو روستا به این نام وجود دارد . در عربستان هندوستان تونس ...
در کارچان به حرکت آونگی دلنگان گفته می شود یعنی چیزی که آویزان هست از جایی و تکان تکان می خوره
در کارچان به سرشاخه های خشک هیمه می گفتند.
در کارچان ( فارسی دوانی ) به تکه های سخت پرس شده فضولات حیوانی که از کف تویله می کندند و برای سوخت تنور مناسب بوده کِرس می گفتند.
ضرب المثلی که در کارچان رایج است . باد میاد آرد میاره ، در کندوله تو بذار اونی که داری رو نبره .
در کارچان ( فارسی دوانی ) به گنجشک میلیچ می گویند.
در کارچان ( فارسی دوانی ) به رنگ قرمز دوغی، دوقی گفته می شود.
میشه گفت باد صبا در فارسی دوانی معنی بادی را می دهد که آمدن فردا را نوید می دهد.
صُبا در کارچان ( فارسی دوانی ) معنی فردا می دهد.
Signature - امضاء
در کارچان به ظرف سفالی بزرگ تشت مانند که درونش لعاب دار بود و بیشتر مورد استفاده آن درست کردن خمیر بوده لانجین می گفتند.
در کارچان به ظرف بزرگ سفالی کوزه مانند دارای دو دسته در نزدیک دهانه اش که در آن مواد خوراکی را نگه داری می کردند بستو می گفتند.
در کارچان ( فارسی دوانی ) قیچ به تاب دار گفته می شود و بیشتر برای چشم به کار می رود .
در کارچان ( فارسی دوانی ) پِت معنی چانه، پوز را می دهد . یه تو پِتی بهش بزن زیاد حرف نزنه
در کارچان ( فارسی دوانی ) به اجازه روگاه می گویند . از پدرم روگاه ندارم شب دیر بیام خونه
در کارچان ( فارسی دوانی ) به رخسار ، رو دیم می گویند .
در کارچان ( فارسی دوانی ) به قلوه وَک گفته می شود
خانم ثریا چرا اسم پسرانه اصیل ایرانی روی دختر گذاشتید ؟ آیا در مورد ریشه اسم مهبد تحقیق هم کردید ؟ ثبت احوال چرا اجازه داده این اسم روی دختر گذاشته ب ...
توافق :پیمان - متفق:هم پیمان
آورنده