پیشنهاد‌های سید محراب میرکریمی (٣٧,٣٦٦)

بازدید
٢٣,٤٢٣
تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢

a society or way of life characterized by excessive use of or reliance on motor vehicles.

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

یک منطقه حاصلخیزِ کشاورزی که برای سرتاسر کشور دانه، غلات، غذا و. . . تولید می کند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

تلفظ: /pleɪtənɪst/ > پلِی تِنیست

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

هلاکت ابدی

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٦

بی رویه شکار کردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

شکار بی رویه

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٧

چیزی رو از ته دل و سریعاً خواستن مثال: he was itching to hear his exam result او شدیداً می خواست نتیجه آزمونش را بشنود مثالی دیگر: She was itching t ...

پیشنهاد
٦

چیزی رو از ته دل و سریعاً خواستن مثال: he was itching to hear his exam result او شدیداً می خواست نتیجه آزمونش را بشنود مثالی دیگر: She was itching t ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

چیزی رو از ته دل و سریعاً خواستن مثال: he was itching to hear his exam result او شدیداً می خواست نتیجه آزمونش را بشنود مثالی دیگر: She was itching t ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

چیزی رو از ته دل و سریعاً خواستن مثال: he was itching to hear his exam result او شدیداً می خواست نتیجه آزمونش را بشنود مثالی دیگر: She was itching t ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١٨

در زبان عربی: بَلَد = شهر / جمع آن = بِلاد بِلاد = شهر ها، کشور اگر بِلاد در معنی کشور باشد، جمع آن می شود بُلدان گاهی اوقات بَلَد به معنای کشور هم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

در زبان عربی: بَلَد = شهر / جمع آن = بِلاد بِلاد = شهر ها، کشور اگر بِلاد در معنی کشور باشد، جمع آن می شود بُلدان گاهی اوقات بَلَد به معنای کشور هم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

در زبان عربی: بَلَد = شهر / جمع آن = بِلاد بِلاد = شهر ها، کشور اگر بِلاد در معنی کشور باشد، جمع آن می شود بُلدان گاهی اوقات بَلَد به معنای کشور هم ...

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٨

ادای کسی را درآوردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٩

ادای کسی را درآوردن

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٥

از حد خود خارج شدن ( منظور رفتار ناشایست از خود نشان دادن است )

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

از حد خود خارج شدن ( منظور رفتار ناشایست از خود نشان دادن است )

پیشنهاد
٨

کسی را گول زدن، فریب دادن کسی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦٤

پذیرایِ - آماده ی شنیدنِ مثال: they are open to suggestions آنها پذیرای ( آماده شنیدن ) پیشنهادات هستند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

⚠️ دوستان دقت کنید املای صحیح این کلمه discipline هست. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

دوستان دقت کنید که شکل درست این اصطلاح be in the same boat هست یعنی: در وضعیت مشابه بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

مضطرب و نا آرام بی صبر و قرار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

جبران کردن کار عقب افتاده

پیشنهاد
٦

من کاملاً مطمئنم

پیشنهاد
٦

با آرزوی بهترین ها برای شما. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥١

زمانی از Go right ahead استفاده می کنیم که شخصی از ما سوالی کرده و ما میخوایم بگیم ( ( بله ) ) یا ( ( بفرمایید ) ) همون yes خودمون هست! مثال: May I ...

پیشنهاد
١٧

کسی را بدون آمادگی قبلی مجبور به انجام کاری کردن؛ سپردن کاری دشوار به کسی که توانایی، مهارت و یا آمادگی انجام آن را ندارد مثال: Kathy was thrown in a ...

پیشنهاد
١٦

کسی را بدون آمادگی قبلی مجبور به انجام کاری کردن؛ سپردن کاری دشوار به کسی که توانایی، مهارت و یا آمادگی انجام آن را ندارد مثال: Kathy was thrown in a ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

من هم همچنین این عبارت در رستوران خیلی کاربرد دارد و زمانی که یک شخصی مانند آخرین نفر سفارشی میدهد، از این عبارت استفاده میکند. مثال از دیکشنری آکسف ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

دلقک بازی درآوردن، لودگی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

شکل صحیح این اصطلاح make somebody's hair stand on end است یعنی: مو به تن کسی سیخ کردن ( به دلیل ترس ) مثال: The first ten minutes of the film made ...

پیشنهاد
٩

مو به تن کسی سیخ کردن ( به دلیل ترس ) مثال: The first ten minutes of the film made my hair stand on end ده دقیقه اول فیلم مو به تنم سیخ کرد ( به شدت ...

پیشنهاد
٥

مو به تن کسی سیخ کردن ( به دلیل ترس ) مثال: The first ten minutes of the film made my hair stand on end ده دقیقه اول فیلم مو به تنم سیخ کرد ( به شدت ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٧

اصطلاح leave the phone off the hook یعنی: تلفن را بد گذاشتن اگر تلفن شما off the hook باشد، درست سر جایش قرار نگرفته است و بنابراین زنگ نخواهد خورد د ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

در مسیر غلط ( بودن )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

توی پول غلت زدن، پول ( کسی ) از پارو بالا رفتن، پول پارو کردن این اصطلاح informal ( غیر رسمی ) است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

( شکل درست این اصطلاح be rolling in it هست ) توی پول غلت زدن، پول ( کسی ) از پارو بالا رفتن، پول پارو کردن این اصطلاح informal ( غیر رسمی ) است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

توی پول غلت زدن، پول ( کسی ) از پارو بالا رفتن، پول پارو کردن این اصطلاح informal ( غیر رسمی ) است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

( شکل درست این اصطلاح be rolling in money هست ) توی پول غلت زدن، پول ( کسی ) از پارو بالا رفتن، پول پارو کردن این اصطلاح informal ( غیر رسمی ) است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

( شخصی یا چیزی برای شخصی دیگر ) خیلی مهم بودن، بسیار ارزش داشتن مثال: My little daughter means the world to me دختر کوچکم واسم خیلی مهمه ( یک دنیا بر ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

در وضعیت بسیار بد

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

۱. مثل کوه استوار، بسیار سرسخت و مقاوم ( در برابر مشکلات و شرایط سخت و یا درشرایط خاص مثلاً در کار )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

خوشحال و امیدوار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

خوشحال و امیدوار بودن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

من کاملاً مطمئنم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٥

این اصطلاح زمانی به کار میره که میخوایم بگیم فلانی آدمی تحسین برانگیز و جذابه و اینکه ویژگی هایی در او هست که او را از سایرین متمایز میکنه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

دارایِ برچسب خصوصی صفتی است برای کالا هایی که روی آنها نام مغازه ای که آن کالا در آن فروخته می شود، زده شده، نه کمپانی اصلی تولید کننده آن کالا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

دارایِ برچسب خصوصی صفتی است برای کالا هایی که روی آنها نام مغازه ای که آن کالا در آن فروخته می شود، زده شده، نه کمپانی اصلی تولید کننده آن کالا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

دارایِ برچسب خصوصی صفتی است برای کالا هایی که روی آنها نام مغازه ای که آن کالا در آن فروخته می شود، زده شده است، نه کمپانی اصلی تولید کننده آن کالا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

رفتار عادلانه و منصفانه داشتن ( با کسی )