پیشنهاد‌های سید محراب میرکریمی (٣٧,٣٦٦)

بازدید
٢٣,٤٢٣
تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٠

درست سرِ وقت رسیدن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

دو تختِ خوابه مثلاً اتاقی در هتل که دو تخت خواب مجزا دارد را twin - bedded room می گویند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

انرژی های تجدید پذیر دقت کنید که این کلمه اسم ( noun ) هست و صفت آن renewable ( بدون s ) می باشد

پیشنهاد
١٦

حقت بود!

پیشنهاد
١٩

عصبانی نشو! خشمگین نشو!

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

خشمگین شدن، عصبانی کردن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥

not want to Are you gonna come with us to the movie theater tonight? No, I don't feel like it امشب قراره با ما به تئاتر بیایی؟ نه نمیخوام

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٠

وقت زیادی را با کسی گذراندن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

همانندِ. . . مشابهِ. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

سگ خشن و بسیار خطرناک صفتی است برای سگ هایی که بدون اینکه باهاشون ور بری و اونها رو عصبانی کنی، حمله می کنند، به شدت آسیب می رسانند ومی توانند یک انس ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

مسئولیت ( اتفاقی بد ) را ( به طور ناعادلانه ) گردن دیگری انداختن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

نفرت، خشم، تندی ( بین افراد )

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

دارای مهارت های لازم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تیر آهن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٣

علم تبدیل فلزات به طلا

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٢

۱. دیدبان، نگهبان ۲. برج دیدبانی، دکل دیدبانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

به اندازه کافی مهم به قدر کافی با اهمیت

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

با همکاریِ. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٤٥

خاطرات گرم خاطرات صمیمانه

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

ذخایر نفتی که از زیرِ زمین یا زیر دریا یافت می شود

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٨

به طور مداوم، به طور مستمر، به طور پایدار

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦٧

به قیمتِ از دست دادنِ. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

تخم مرغ پخته شده ( آب پز شده ) به تخم مرغی گفته می شود که کاملاً آب پز شده و سفیده و زرده آن نیز سفت شده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

تخم مرغ پخته شده ( آب پز شده ) به تخم مرغی گفته می شود که کاملاً آب پز و سفت شده است

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

در دیدِ، در نظرِ مثال: we are all equal in the sight of God ما همه در نظرِ خداوند با هم برابریم

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

سقفی بالای سر؛ مکانی برای زندگی مثال: thank to his landlord, he still has a roof over his head به لطف صاحب خانه اش، او هنوز سقفی بالای سرش دارد ( مکا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٥٣

دقت کنید موردی که آقای آریا اشاره کرده ترجمش میشه: trivial arguments و ترجمه صحیح عبارت arguably trivial این است: به طور بحث برانگیزی ناچیز ( بی اهمی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

دمای جهانی

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

سقفی بالای سر؛ مکانی برای زندگی مثال: thank to his landlord, he still has a roof over his head به لطف صاحب خانه اش، او هنوز سقفی بالای سرش دارد ( مکا ...

پیشنهاد
٢٤

سقفی بالای سر؛ مکانی برای زندگی مثال: thank to his landlord, he still has a roof over his head به لطف صاحب خانه اش، او هنوز سقفی بالای سرش دارد ( مکا ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

دکلِ فرستنده امواج تلویزیون

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

( به طور عامیانه ) ول کردن؛ در مورد یک موضوع خاص صحبت نکردن، به موضوعی اشاره نکردن مثال: The man apologized, but she refused to let the matter rest م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

( به طور عامیانه ) ول کردن؛ در مورد یک موضوع خاص صحبت نکردن، به موضوعی اشاره نکردن مثال: The man apologized, but she refused to let the matter rest م ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

( به طور عامیانه ) ول کردن؛ در مورد یک موضوع خاص صحبت نکردن، به موضوعی اشاره نکردن مثال: The man apologized, but she refused to let the matter rest م ...

پیشنهاد
١٨

commercial breaks

پیشنهاد
٥٠

commercial break

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

نزدیک شدن به کسی یا چیزی به منظور حمله کردن به آن مثال: Enemy soldiers are advancing on the city سربازان دشمن ( به منظور حمله ) دارند به شهر نزدیک می ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

برای کمک به

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٦

با کمکِ. . .

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٧

جمع کلمه طائر: اطیار جمع کلمه طَیر: طیور هر دو به معنی پرندگان هست اما: طَیار: یعنی خلبان، جمع: طیارون و طیارین طیارَة:یعنی هواپیما، جمع: طیارات طَی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

جمع کلمه طائر: اطیار جمع کلمه طَیر: طیور هر دو به معنی پرندگان است اما: طَیار: یعنی خلبان، جمع: طیارون و طیارین طیارَة:یعنی هواپیما، جمع: طیارات طَی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

جمع کلمه طائر: اطیار جمع کلمه طَیر: طیور هر دو به معنی پرندگان هست اما: طَیار: یعنی خلبان، جمع: طیارون و طیارین طیارَة:یعنی هواپیما، جمع: طیارات طَی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

جمع کلمه طائر: اطیار جمع کلمه طَیر: طیور هر دو به معنی پرندگان هست اما: طَیار: یعنی خلبان، جمع: طیارون و طیارین طیارَة:یعنی هواپیما، جمع: طیارات طَی ...

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

کسی را روی فرم آوردن کسی را به تناسب اندام رساندن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

کسی را روی فرم آوردن کسی را به تناسب اندام رساندن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

زحمات خارق العاده تلاش های فوق بشری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٨

جان کسی را گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١٥

جان ( کسی را ) گرفتن

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٦

قرار کاری، تفاوق کاری

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

عدم موفقیت، شکست