برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

یاسین ٢٢:٢٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی bullies: ازارو اذیت

حانیه اخلاقی ٢٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی رندوم: شانسی
اتفاقی
غیر قابل پیش بینی

میلاد علی پور ٢٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی stacks: پشته

مریم سعیدی ٢٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی alternative: گزینشی یا انتخابی

علی رستمی ٢٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی crosstalk: تعامل کلامی، گفتگوی متقابل.

میلاد علی پور ٢٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی cower: خود را گرد کردن، جمع کردن

محمدرضا خسروی ٢٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی think less: احترام کسی نزد دیگران کم شدن
اعتبار کسی نزد دیگر کاهش بافتن
وجهه کسی نزد دیگران رنگ باختن

Atefe Rashidboostani ٢٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی resistome: تمام ژن های مقاومت به آنتی بیوتیک چه در انواع باکتری های بیماریزا و چه غیر بیماریزا

Abolfazl ٢٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی lawmaker: قانون گذار

sandi ٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤

پارسا ٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی calor: گرما
Heat

عرفان ٢١:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی borat: دیکتاتور

علیرضا جليني ٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی راهنما | اندرزگوی: پندگوی نصیحت کننده نصاح

زهرا ٢١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی پیکار کرد: جنگ میکند

میلاد علی پور ٢١:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی with: زمانیکه، درحالیکه، هنگامیکه

میلاد علی پور ٢١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Phillips head: چهار سو

آسنا ٢١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی تأمل: مکث، درنگ

엑소 ٢١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی fill out the form: فرم پر کردن یا پر کردن فرم

مهدخت ٢١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی مهدخت: به معنی زیبا مانند ماه و تک که مانند اوکسی نیست ومانند ماه انقدر زبیا و دست نیافتنیست که همه با دید به خورشید داشتن اورا از نظر بر میگردانند و روزی به ذکر ای کاش می افتد....

Zeinab khandouzi ٢١:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی pore over: مطالعه دقیق

رعنا ٢١:٢٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی poses: مطرح کردن

زهرا ٢١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی پشت سر نهاده: پشت سر گذاشتن

مَحيا عالي مقام ٢١:٢٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی diasporas: پراکندگی

حانیه ٢١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Wordiest: حجیم ترین

Mori.7.tm ٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Analaysis: تجزیه و تحلیل

م.م ٢١:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Subject health: کلاس علوم سلامت

میلاد علی پور ٢١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی not the least of: یکی از مهمترین های آن، از بزرگترین مواردِ آن

میلاد علی پور ٢١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی not the least: یکی از مهمترین های آن، از بزرگترین مواردِ آن

احمد حسینی ٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی مرید: این نوشته کاملاً اشتباه است، متضاد مرید: مراد، مرشد. مثل این میماند که ما بگوییم متضاد شاگرد معلم است!! شاید بشود گفت متضاد مُرید، مَرید است یعنی سرکش.

تارا ٢١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی تارا: در اسپانیایی میشه تنبل
در کردی میشه میشه تور قرمز بر سر عروس
در اسکاتلندی میشه تپه
در هندی میشه الهه
در فارسی میشه مردمک چشم
در لری میش ستاره سرخ


برج و تپه سنگی (در زبان سلتی)
نام روستایی در شرق ایرلند "شمال غربی دوبلین"
الهه‌ای با تمام خصوصیات مثبت یک زن
نماد ترحم و محبت و گرمی بخش جهان (در قدیم)
مادری که محافظ همه برابر سختی‌ها و ناملایمات‌هاست
خداحافظی، به امید دیدار (در نقش فعل)
دعوت از کسی برای رفتن به جایی (در زبان فلیپینی)

و من خیلی خوشحالم که اسمم تاراست

میلاد علی پور ٢١:٠٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی comply with: حرف شنوی داشتن، حرف را خواندن، اطاعت کردن، حرف گوش کردن

سعید ٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی disclaimer: آگاهی اخلاقی

Elnaz ٢١:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی غلتیدن: غلتید یعنی غلت خوردن اگر نمیفمی یعنی خیلی خری
برو به سلامت

دیاکو ٢١:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی آتش پر: نوعی آتش نشان است که باهلیکوپتر کار میکنند

محمود ٢٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤

مریم ٢٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی sins: پاکی گناه، پاکی، بخشش

محمود ٢٠:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤

محمد نصر ٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی matter of fact: اگه با as بیاد یعنی: به عنوان یک حقیقت غیر قابل انکار

Younes ٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی missed call: تماس بی پاسخ

Alpha ٢٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی رومیسا: بنطره بنده وقتی ب عمق اسم توجه میکنم نه به ظاهره اسم به این معنی میرسم،
الاهه روشنی و سرور
چرااین واژه میگیدلابد،
وقتی آیینه کنید متوجه میشیدکه،
الف:الاهه
س:سپیده،سلامت،سالم،یربلندوهرکلمه ای که خوب باشه ومثبت لهش میاد
رو:بنظرم بزرگ و بیمثال بودن دل یا روح کدگذاری شده دراین دوحرف که میشه روشنی رو بیهمتاترین اُمیدهرموجوده زنده ای تعریفش رو شنیدکه آرامش و نجات دهنده یادمیشه ازش.
بدرود.

شریفی ٢٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی that sounds great: عالیه / خیلی خوبه / بسیار خوب و کلماتی از این قبیل

MOHAMMAD ٢٠:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Bar: مکان مشروب فروشی

عسکری 09137906095 ٢٠:٤٤ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤

Rhn ٢٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Psychologhycal: روانشناختی

Mina ٢٠:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Peteespie: پای پومکین

Mina ٢٠:٣٩ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی Peteespie: پای پومکین

کیوان ٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی copywriting: تولید محتوا

سارا ٢٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی vocal folds: تار های صوتی

Zahra ٢٠:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی tell a story: خواندن داستان

امیر ٢٠:٣٠ - ١٣٩٩/٠٨/٠٤
معنی غمخوارگان: دلسوزان