برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پیشنهاد واژه نو



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

میلاد علی پور ٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی hometown: شهر آبا و اجدادی

رهگذر ٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی before long: خیلی زود

رهگذر ٢٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی be doom to: محکوم بودن به

آرورا ٢٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ladybug: شاید bug ب معنی حشره باشه
ولی وقتی کناره lady یعنی( بانو یا دختر یا خانم)بیاد
نمیشه بگیم حشره بانو😐دختر کفشدوزکی یا بانوی کفشدوزکی زیبا تره و بهتر معنی میده
ک اسم ی شخصیت کارتونی است ب نام lady bug ک این روزا کلی طرفدار داره

امیر گنجی ٢٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پرن: در گویش تاتی پَرِن یعنی جلو.

Mahdi ٢٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی autonomy: خوداتکایی

امیر گنجی ٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ایج: در گویش تاتی ایج معنی زادگاه میدهد.کوآ ایجِ(کجایی هست؟)

فرهود ٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی توهم: illusion

I.N.H.D ٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Pinkie pie: شیرینی صورتی

الهه حسینی نسب ٢٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی inferior: نامطلوب

alireza ٢١:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی coorning: جذاب،جذابیت،جالب

فرهود ٢١:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی collective works: مجموعه کار،
مجموعه سابقه کار

Pedram ٢١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی trash rack: صافی زباله

حمید بهنام‎فر ٢١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی historicity: حیث تاریخی

فرهود ٢١:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی آشنا شدن: Get acquainted with

Rrrrr ٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی swimming trunks: مايو مردانه

امیرگنجی ٢١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی کوآ: در گویش تاتی یعنی کجا

عیسی ٢١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی دولت آباد دشت سه چاه: این روستا از جاذبه های گردشگری و توریستی و دارای آب و هوا کوهستانی می باشد و از مردمی بسیار بسیار مهربانی دارد

هلن محمدنیا ٢١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی doormat: فدایی

فقط الله ٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی قاط زدن: یعنی،بهم ریختن،ناراحت شدن،

امیرمهدی ایزدپناه ٢١:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی whalked: یعنی راه رفتن

امیر گنجی ٢١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی ازیرا: در گویش تاتی اَزیرا،اَزیره،یعنی دیروز.

امیر گنجی ٢١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پکت: پِکَت در گویش تاتی یعنی افتاد.

Meti ٢١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی hand held: کف دستی

علیرضا انگوتی ٢١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی tell: فهمیدن، تشخیص دادن، درک کردن

عاطفه موسوی ٢١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی isogloss: مرز جغرافیایی ویژگی زبانی

عاطفه موسوی ٢١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Heterogloss: مرز جغرافیایی ویژگی زبانی

زهرا کاشی ٢١:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

فرهود ٢١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦

کارش ٢١:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی interpellation: سوال جواب کردن
استیضاح کردن
بازخواست کردن

امیر گنجی ٢١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی وا: در گویش تاتی به باد (وا)گفته میشود.

سعید جمالی کیا ٢١:٢٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی competent: ماهر


حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی به موقع: بجا،بگاه


حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦


توحيد ٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی قنوت: هوالعلیم

قنوت : عاشقانه ترین لحظه نماز ؛ بی پرده با خدا راز ونیاز کردن ؛ قنوت عروج نماز گزار است تا عرش پروردگار و لحظه های ناب دلدادگی عاشقانه است در ژرفای عارفانه ....

هلن محمدنیا ٢١:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی Carer: مسئولیت زندگی را داشتن


پریناز ٢١:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی مجاهدین: مجاهدین

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی رایزنی و مشورت: تدبیر، شور، مشاوره،کنکاش



سعید جمالی کیا ٢١:١١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی stubborn: سمج،چقر

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی قیمتی و نفیس: پرارزش، پرقیمت، ثمین، گران، گرانبها

هادی ٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی staff cut: تعدیل نیرو

حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی نارس: خام، کال، نپخته


حمیدرضا دادگر_فریمان ٢١:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦
معنی پشیمان: تائب، متاسف، متلهف، منفعل، نادم