اسم دختر کردی - صفحه 1

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

بهار/bahār/

فصل اول سال خورشیدی، گل و شکوفه درختان، ( به مجاز ) دوره شادابی هر چیز، فصل اول سال، ( در گیاهی ) ش ...


دختر

فارسی، کردی

طبیعت، گل
یکتا/yektā/

یگانه، بی نظیر، بی همتا، تنها، صمیمی، یک رنگ، بی ریا، فرد، منفرد، ( در قدیم ) ( به مجاز ) جدا، بی ن ...


دختر، پسر

فارسی، کردی

تاریخی و کهن، هنری
هانا/hānā/

پناه، امید، نفس، فریاد، زنهار، دادخواهی، بینایی، خواهش


دختر

ترکی، کردی، عبری، لاتین
روژان/ružān/

روزها، روشنایی، زندگی، ( کردی ) به معنی روزها، روزان


دختر

کردی

طبیعت
روژین/ružin/

درخشنده و تابناک مثل روز روشن نامی کردی روشنایی، ( روژ = روز، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به روز، تا ...


دختر

کردی، فارسی
مستوره/masture/

پاکدامن، پوشیده، پارسا، پنهان، ( مؤنث مستور )، ( در قدیم ) ( به مجاز ) مستور، پرهیزگار، دارای پوشش ...


دختر

عربی، کردی
روناک/runāk/

روشنایی، روشن، تابناک، اسم کردی به معنی روشنایی می باشد


دختر

کردی
آوین/āvin/

مانند آب، زلال، ( در کردی ) عشق، ( آو= آب، ین ( پسوند نسبت ) )، به رنگ آب، پاک، ( آو = آب + ین ( پس ...


دختر

کردی، فارسی
روژینا/ružinā/

تابناک، روشنی بخش، صبح روشن، [روژ = روز، ین ( پسوند نسبت )، ا ( پسوند نسبت ) ]، منسوب به روز، ( روژ ...


دختر

کردی، فارسی

طبیعت
دلنیا/delniyā/

آسوده خاطر، مطمئن، فارغ البال، اطمینان، تضمین


دختر

کردی
کژال/kažāl/

زیباروی سیاه چشم، در بعضی از نامنامه ها زیباروی سیاه چشم معنا شده است ( ؟ )، غزال، دختری با چشمان ز ...


دختر

کردی
سیران/seyrān/

گردش، تفریح وسفر، ( در قدیم ) گردش و تفرج، سفر، گردش و تفریح


دختر

کردی، فارسی
اوین/avin/

عشق، ( = آوین )، آوردن، ( اَعلام ) نام منطقه ای در شمال غرب تهران، که پیشتر از روستاهای شمیران بود، ...


دختر

کردی، فارسی
آرینا/āriyanā/

از نسل آریایی، نجیب و با اصالت، ( آرین، ا ( پسوند نسبت ) )، منسوب به آرین، ( آرین ( ؟ )، [این واژه ...


دختر

کردی، فارسی

تاریخی و کهن
تانیا/tāniyā/

توانستن، ملکه مهربان، دختر بی همتا، دختر تنها، در گویش خراسانی به معنی توانستن، تالار، تهنیا


دختر

کردی، فارسی، فرانسوی
گلاویژ/gelāviž/

نام ستاره ای که در شب های تابستان نمایان می شود، ستاره سهیل، ( کردی، gilāvež ) نام ستاره ای که در ش ...


دختر

کردی

طبیعت، کهکشانی
سروه/sarve/

نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز


دختر

کردی

طبیعت
هیوا/hivā/

امید، آرزو، ( کردی، hiwā ) امید، فریاد، صدای بلند


دختر، پسر

کردی
ترلان/tarlān/

زیبا، نام پرنده ای از خانواده باز شکاری، ( در ترکی ) مرغی از جنس باز شکاری را گویند، ( در کردی ) ) ...


دختر

ترکی، کردی

پرنده
سوما/sumā/

ماه، نور ماه، ( به مجاز ) زیبا، نهر آب، نهر آب و مجرای قنات، به علاوه نهر آب و مجرای قنات، در گویش ...


دختر، پسر

کردی، گیلکی، فارسی

طبیعت، کهکشانی
اسرین/asrin/

اشک، سرشک


دختر

کردی
ژینا/žinā/

زندگی بخش، [ژین ( کردی ) = زندگی، ا ( پسوند نسبت ) ]، منسوب به زندگی، ( به مجاز ) زندگی، حیات، [ژین ...


دختر

کردی
چنور/če(i)nur/

نام گیاهی خوش بو، گیاهی خوشبو شبیه به شوید، که در بعضی از مناطق کردستان میروید، گیاهی خوشبو


دختر، پسر

کردی، فارسی

طبیعت
گلاره/gelāre/

نور چشمی، بسیار عزیز و گرامی، gilāra )، ) مردمک چشم، حبه ی انگور، چشم، مردمک چشم و نامی دخترانه دار ...


دختر

کردی
لاوین/lāvin/

نوازشگر، آواز خواندن همراه با نوازش، ( اَعلام ) نام یکی از مناطق مرزی غرب ایران، نام منطقه ای مرزی ...


دختر

کردی، فارسی
سایدا/sāydā/

ترکیب دو اسم سای و دا ( سایه و مادر )، ( مرکب از سای، دا ) سایه ی مادر


دختر

کردی
کانی/kāni/

معدنی، استخراج شده از معدن، ( به مجاز ) دارای ارزش و قیمت، ( کان، ی ( پسوند نسبت ) )، منسوب به کان، ...


دختر

فارسی، کردی

طبیعت
سروین/sarvin/

روسری، چارقد، مانند سرو، ( در قدیم ) شبیه سَرو، ( در کردی ) روسری و چارقد، شبیه سرو


دختر

کردی، فارسی

طبیعت
نشمیل/našmil/

زیبا، خوشگل، زیبای دلکش و نازک اندام


دختر

کردی
نینا/ninā/

این ها، زیبایی، خوش اندامی، ظرافت، خوش اندامی و ظرافت


دختر

کردی، عبری
دیلان/dilān/

رقص گروهی، نوعی آهنگ، نام منطقه ای در کردستان، ( کردی )، نوعی آهنگ و نام منطقه ای در کردستان، نوعی ...


دختر

کردی
هیرو/hiru/

منسوب به آتش، آتشی و سرخ گون، ( به مجاز ) زیبارو، ( هیر = آتش، او /، u/= ( پسوند نسبت ) )، نام گلی ...


دختر، پسر

کردی، فارسی

طبیعت، گل
راشین/rāšin/

راه آبی یا جویباری که از سبزه زار می گذرد، ( به مجاز ) سرسبز و خرم، ( راش = نوعی درخت در جنگل های ا ...


دختر، پسر

کردی، فارسی

طبیعت
ژینو/žinu/

ژینا، زنده، دارای حیات، زندگی بخش، [ژین ( کردی ) = زندگی، او /، u/ ( پسوند دارندگی ) ]، دارای زندگی ...


دختر، پسر

کردی
سوژین/sužin/

سوزان، نور زندگی، ( کردی ) سوختن


دختر

کردی
آوات/āvāt/

آرزو، خواسته، ( در کردی ) به معنی آرزو، در زبان کردی به معنی آرزو


پسر، دختر

کردی
کانیا/kāniyā/

کسی که سرچشمه و منشأ است، زایا و بارور، [کان ( به مجاز ) سرچشمه، منشأ، ی ( پسوند نسبت )، ا ( پسوند ...


دختر

کردی

طبیعت
سانا/sānā/

آسان و راحت، آسان، گویش محلی صنعا پایتخت یمن که قهوه آن معروف است


دختر، پسر

کردی
ژوان/žovān/

میعادگاه عاشق و معشوق، زمان، میعاد، ملاقات


دختر

کردی
آوان/āvān/

سرسبزی، شادابی، آباد، وسیع، آبادان، مُزد، زیاد


دختر

کردی

طبیعت
روژا/ružā/

روزها و آفتاب، روزها، آفتاب، ن، ک، روجا، ( کردی ) به معنی روزها و آفتاب + ن ک روجا، ستاره


دختر

کردی

طبیعت، کهکشانی
بارین/bārin/

در کردی باریدن باران، ( در کردی ) باریدن ( باران )، بارنده، ( در کردی ) به معنی باریدن است، بارندگی ...


دختر

فارسی، کردی
سایان/sāyān/

منسوب به سایه، ( سای = سایه، ان ( پسوند نسبت ) )، م سایه، ( اَعلام ) نام رشته کوهی در آسیای مرکزی، ...


دختر

کردی، فارسی
آگرین/āgarin/

آتشین، آذرین، بسیار شجاع و پرکار، ( در کردی ) کنایه از آدم بسیار شجاع و پرکار است، به رنگ آتش


دختر

کردی
زریان/zeryān/

باد جنوب، باد سرد، باد دبور


دختر

کردی

طبیعت
آسو/āsu/

افق طلایی، آهو، شتاب، کوشا، ( در کردی ) به معنی افق طلایی، ( در پهلوی ) صورت پهلوی واژه ی «آهو»، ( ...


دختر، پسر

کردی، پهلوی، اوستایی
آیگین/āygin/

دارنده و همراه ماه، زیبا روی، ایل زیبا، ( آی = ماه، گین = جزء پسین بعضی از کلمه های مرکّب به معنی د ...


دختر

ترکی، کردی، فارسی

کهکشانی
گشین/gašin/

زیبا و دوست داشتنی، ( گش = خوب، خوش، با ناز راه رفتن، ین ( پسوند نسبت ) )


دختر

کردی
آیرین/āyrin/

آگرین، آتشین، آذرین، بسیار شجاع و پرکار، آهرین


دختر

کردی، فارسی
کیژان/kižān/

دختران


دختر

کردی
هونیا/hu niyā/

دارای نیای خوب، نیکوتبار، نیک نژاد، ( هو = خوب، نیا )، ( در پهلوی ) ( = هونیاک ) به معنی خوب نیا، د ...


دختر

فارسی، کردی
بیریوان/birivān/

بانویی که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را می دوشد، شیردوش، زن یا دختری که در شیردوشگاه شیر گوسفندان را ...


دختر

کردی
روژیا/ružiyā/

روز و روشنایی، ( روژ، ی میانجی، ا ( پسوند اسم ساز ) )، ( کردی ـ فارسی ) ( روژ + ی میانجی + ا ( پسون ...


دختر

کردی

کهکشانی
بارزان/bārezān/

نامِ قومی پیش از اسلام، ( = بارِز ) نامِ قوم بارز یا بارزان یا بارجان، تاریخ این قوم به پیش از اسلا ...


پسر، دختر

کردی، فارسی

تاریخی و کهن
باوان/bāvān/

خانه ی پدری، جگر گوشه و عزیز، بابان، خانه ‏پدری ( نگارش کردی


دختر

کردی
هایا/hāyā/

آگاه، هوشیار، زرنگ، ( کردی )، مطلع


دختر

کردی
روژیار/ružyār/

آفتاب، خورشید، روزگار، ن، ک، روجیار، ( کردی ) روزگار + ن ک روجیار


دختر

کردی

طبیعت، کهکشانی
برزین/barzin/

آتش، نام آتشکده ی بزرگ ایران، بالنده ( بالنده مهر ) فشرده ی آذر برزین مهر، ( اَعلام ) نام یکی از آت ...


پسر، دختر

فارسی، پهلوی، کردی
هیدیکا/hidikā/

آرام، یواش، به آهستگی، آرامیواش


دختر

کردی
راژان/rāžān/

خوابیدن، جنبیدن گهواره، ( اَعلام ) روستایی در بخش سلوانا، شهرستان ارومیه، نام روستایی در نزدیکی ارو ...


پسر، دختر

کردی، فارسی
روژدا/ruždā/

طلوع خورشید، عمر و زندگی مادر، فرزند عزیز و گرانمایه برای مادر، [روژ = روز، ( به مجاز ) عمر، زندگی، ...


دختر

کردی
سایمان/sāymān/

مانند سایه، خان بزرگ، محاسب، ( کردی ) ( مرکب از سای، مان )، ( کردی ) ( مرکب از سای + مان )، ( در تر ...


پسر، دختر

ترکی، کردی
کازیوه/kāziveh/

باد خنک و سرد اول صبح، سپیدی صبح که افق را فرا می گیرد، سپیدی صبح که همه افق را فرا گیرد


دختر

کردی

طبیعت
روژبین/rož bin/

( به مجاز ) راهنما و هدایت کننده به روز و روشنایی، ( روژ = روز، بین = جزء پسین بعضی از کلمه های مرک ...


دختر

کردی، فارسی
هوری/huri/

منسوب به خورشید، ( به مجاز ) زیبارو، ( هور = خورشید، ی ( پسوند نسبت ) )، نور خورشید ( نگارش کردی


دختر

کردی
ژیوار/živār/

زندگی، نام کوهی در اورامان


پسر، دختر

کردی
ژیانا/žiyānā/

منسوب به ژیان، دارای زندگی و حیات، ( ژیان، ا ( پسوند نسبت ) )، ( کردی ـ فارسی ) ( ژیان = زندگی، حیا ...


دختر

کردی، فارسی
دلژین/delžin/

زندگی دوست داشتنی، ( به مجاز ) امید زندگی، ( کردی ) زندگی دوست داشتن، زندگی باصفا، زندگی موافق طبع


دختر

کردی
شانا/šānā/

باد ملایم، مقام و منزلت، مقام و شأن در حالت نصبی عربی با تخفیف تنوین آخر


دختر

کردی، عربی

طبیعت
شنیان/šaniyān/

وزیدن نسیم، آرزو کردن، خنده ی نوزاد، حرکت کردن کودک


دختر

کردی
پرژین/paržin/

پرچین، حصار، دیواره، پرچینی از گلهای ریز به دور باغات


دختر

کردی
دایان/dāyān/

ماما، دایه، سرافرازی


دختر، پسر

کردی، ترکی
شیلر/šiler/

منطقه ای در کردستان، نام شاعر و نویسنده آلمانی، ( آعلام ) ناحیه ای مرزی در شمال شرقی عراق، به صورت ...


دختر

فارسی، کردی

تاریخی و کهن
روناهی/ronāhi/

روشنایی، تابناکی


دختر

کردی
پرنگ/pa(e)rang/

برق شمشیر، فروغ و جلا، فروغ و برق شمشیر، ( در عربی ) فِرند، پَرَند، ربد، جوهر، گوهر، رونق، جلد، تلأ ...


دختر

فارسی، کردی
هورا/hurā/

هلهلۀ تحسین و شادی، ( در سانسکریت ) سورا ( هورا ) یک قسم شربت است که در بند چهار آفرینگان گهنبار از ...


دختر

کردی، اوستایی
کانیاو/kāniyāv/

آب چشمه، زمینی که با آب چشمه آبیاری شود، گیاهی که با آب چشمه سیراب شود


دختر

کردی

طبیعت
آسمین/āsmin/

گل یاسمن، آسمان، یاسمن ( گل )


دختر

کردی

طبیعت، گل
بریار/beryār/

قرار، عهد، عهد و پیمان، قول و قرار، شرط و قرار، عهد ( نگارش کردی


پسر، دختر

کردی
گلاریس/gelāris/

زیبا و آراسته، ( گلا = زلف تابیده، موی بافته شده، ریس = ریسیده، رشته )، روی هم به معنای زلف تابیده ...


دختر

کردی
مژان/mo(e)žān/

مژه، مژگان، نرگس نیمه شکفته


دختر

کردی، فارسی
هی دی/hidi/

آرام، آهسته، بردبار، آهستة، پاورچین ( نگارش کردی


دختر، پسر

کردی
کردیا/kordiyā/

دختر کرد، منسوب به کرد، منتسب به کرد ( ؟ )، [به نظر می رسد این واژه برگرفته از افسانه ی «اصبحت کردی ...


دختر

کردی
ژیکان/žikān/

زیبا و آرامش بخش، [ژیک ( کردی ) = قطره ی باران، ان ( پسوند نسبت ) ] ( به مجاز ) زلال و شفاف، [ژیک ( ...


پسر، دختر

کردی
توار/tavār/

پرنده، نوعی ریسمان، ( اعلام ) ) ( توارکوه ) نام کوهی در شمال ایران، شهرستان چالوس، ) نام محلی در نا ...


دختر

کردی

پرنده
هالان/hālān/

سرو صدا و جنجال، برانگیختن، دوستان، پیچش، ( به مجاز ) ویژگی دختری که به لحاظ زیبایی، سرو صدا و جنجا ...


دختر

کردی
ساریژ/sāriž/

بهبودی، به هم پیوستگی زخم


دختر

کردی
هورین/hurin/

صدای جریان شدید آب، ( اعلام ) نام روستایی در کردستان


دختر

کردی

طبیعت
پانا/pānā/

قله ی کوه، پهنا، فراخی


دختر

کردی

طبیعت
بهشت/behešt/

فردوس، جهان بهتر، ( در ادیان ) جایی بسیار سرسبز و خرّم، با نعمت های فراوان که نیکوکاران پس از رستاخ ...


دختر

فارسی، کردی

مذهبی و قرآنی
ریژین/rižin/

هوش


دختر

کردی
شاران/šārān/

شهرستان، ( شار = شهر، ان ( پسوند مکان ) )، ( اعلام ) ) نام جایی که کراسوس ( kerāsus ) از اشکانیان ش ...


دختر

فارسی، کردی
روژیتا/rožitā/

مثل روز، روشن، زیبا، ( روژ = روز، تا = مثل و مانند )، مانند روز، روشن و درخشان


دختر

کردی، فارسی
هوران/hurān/

زیبا و درخشان، ( هور = خورشید، ان ( پسوند نسبت ) )، منسوب به خورشید، مرغزار کوچک در کوهستان ( نگارش ...


دختر، پسر

فارسی، کردی
روژانو/ružānu/

روز نو، روز تازه، آفتاب تازه سر زده


دختر

کردی
رازاوه/rāzāve/

آراسته شده، ( کردی، rāzāwa ) آراسته شده


دختر، پسر

کردی
وانیار/vānyār/

باسواد، فارغ التحصیل ( نگارش کردی


پسر، دختر

کردی
دونا/dunā/

دانا، به معنی دانا، نام دهی


دختر

کردی
روجیار/rujyār/

روزگار، آفتاب، ( کردی، rujyār )، ن، ک، روژیار، آفتاب + ن ک روژیار


دختر، پسر

کردی
مانوشاک/mānušāk/

بنفشه، نام خواهر منوچهر پادشاه پیشدادی، ( مانوش، آک/āk/ ( پسوند نسبت ) )، منسوب به مانوش، [مانوش نا ...


دختر

کردی

تاریخی و کهن



برچسب ها

اسماسم پسراسم دختر