دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
١٣,٣٣٤
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢٩٦
لایک
لایک
١,٣٥٣
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٩٨

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٤

دوستانی که از کلمۀ اختلال استفاده کردن؛ دقت کنید اینجا کلمۀ disorder همراه neurodevelopmental نیومده!

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٢٧

چقدر خوبه که این سایت هست. واقعا بعضی معانی معادل فارسی که دوستان پیشنهاد میکنن خیلی بجا و دقیق انتخاب شده. "تاب آور" !! ممنون از سپیده ایرانی

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٤

در تکمیل پیشنهاد Hasan: headquarterS اسمه و معنیش میشه: دفتر مرکزی، مقر headquarter فعل هست و معنیش میشه: در جایی دفتر مرکزی و مقر داشتن The WHO i ...

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٢

سرعت بخشیدن، تسریع کردن

تاریخ
١ سال پیش
دیدگاه
٧

در تکمیل پیشنهاد دوستان این واژه در حوزۀ سلامت بمعنی انجام معاینه و آزمایش روی یک جمعیت است که بفهمند کدامیک به عارضه خاصی مبتلا هستند. large - scal ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It can be tough trying to juggle a career and a family.
دیدگاه
١١

این میتواند سخت باشد که کار و خانواده را ( باهم ) پیش ببری ( هَندل کنی ) .

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The waiter juggled three plates on one arm.
دیدگاه
٦

پیشخدمت سه بشقاب را با یک دست نگه داشته بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He pleaded with his boss to give him another chance.
دیدگاه
٢٥

او از رئیسش درخواست ( استدعا ) کرد به او فرصت دیگری بدهد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
My neighbors are really nice folks.
دیدگاه
١٦

همسایه هام خوب مردمی هستن.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
All of her folks live in Texas.
دیدگاه
٣٠

تمام قوم و خویشاش در تگزاس زندگی میکنن.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.