برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

احسان علیخانی

احسان علیخانی برای دانلود اپلیکیشن لایتنر روی لینک زیر کنید.

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 main road کلمه بریتانیایی و معادل highway/freeway/expressway در آمریکایی و بمعنی جاده اصلی است. ١٣٩٩/١٢/٠٧
|

2 بدجور ١٣٩٩/١٢/٠٤
|

3 دوروغ گفتن، کذب، نادرستی، fakery
They issued a statement that such falseness was unethical and had no place in the news business.
١٣٩٩/١٢/٠٤
|

4 تقلب، تظاهر، falseness
They issued a statement that such fakery was unethical and had no place in the news business.
١٣٩٩/١٢/٠٤
|

5 جدی و حسابی
The ads for Nike shoes show no-nonsense athletes.
١٣٩٩/١٠/١٥
|

6 بیگانگی، ناهمخوان با ملی گرایی
Using overseas cars is a symbol of foreignness.
١٣٩٩/١٠/١٥
|

7 نصاب خطوط تلفن، برق، راه آهن
He was working as a lineman for an electrical power company.
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

8 دست یا پای الکترونیکی
(عضو مصنوعی بدن که به عصب وصل است و با مغز کنترل میشود)
Jesse Sullivan is able to feel what his bionic hand is touching. ...
١٣٩٩/١٠/٠٣
|

9 در تکمیل فرمایش دوستان:
opposition مخالفت، ضدیت
the Opposition اپوزیسیون، جناح مخالف دولت
به مثال دقت کنید:
It's clear that the Oppositio ...
١٣٩٩/١٠/٠٢
|

10 (مجرای) حلزونی
A cochlear implant might be right for someone with a hearing loss.
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

11 چشم نزدیک بین (برای دیدن دور نیاز به عینک دارد) ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

12 چشم دوربین (برای دیدن نزدیک نیاز به عینک دارد) ١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

13 دو کانونی، دو دید
اشاره به لنز/عدسی/عینکی که هم برای دور و هم برای نزدیک استفاده میشود.
In the 18th century, the two types of lenses were combi ...
١٣٩٩/٠٩/٣٠
|

14 کسی که کسب و کار خودش را دارد
As an entrepreneur, I’ve just set up my own baking business. I make cakes for special occasions.
١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

15 وزغ ماهی
Toadfish is a very unattractive fish, but it can swim incredibly fast.
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

16 skate fish به چارگوش ماهی معروف است
The skate fish has unique eyes and can see in total darkness.
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

17 اسم ruffle بمعنی نوار توری که لبه یقه و آستین و غیره میدوزند.
The woman has a dress with a pattern and with ruffles on it.
١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

18 اسم cooperative بمعنی تعاونی است.
با cop op یا co-operative هم معنی است.
There are artists’ co-operatives all over Australia.
١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

19 آب زه کشی، آب باران یا پساب که وارد رودخانه ها میشود.
Run-off carries tons of nutrients in the form of fertilizers and garbage that can be traced ...
١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

20 صفت bumper بمعنی فراوان و درشت است.
We've had a bumper harvest of apple this year.
١٣٩٩/٠٩/٢٣
|

21 فعل steel بمعنی مهیا/آماده شدن برای کاری ناخوشایند، خود را سفت/محکم گرفتن برای تحمل چیزی
She steeled herself to face the crisis.
Can you steel ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

22 دو معنی متداول تر است:
احتمال وقوع
The odds against a plane crash are around a million to one.

مشکلات سر راه
She struggled against te ...
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

23 مثال خوب:
Evidence suggests that both heredity and upbringing play a role in child's personality.
١٣٩٩/٠٩/٢١
|

24 بیرون غذا خوردن، OPP eat in
How many times do you eat out a week?

تمام چیزی را خوردن
She's made a cake and wants us to help eat it up.
١٣٩٩/٠٩/٢٠
|

25 فقط بخاطر اینکه کاری رو انجام داده باشی (نه برای دلیل و منظور خاصی)
Don't get married just for the sake of it.
فقط بخاطر اینکه ازدواج کرده باشی ...
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

26 از معانی فعل mug: زورگیری کردن
A lot of people won't go out alone at night because they're afraid of being mugged.
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

27 میدان میوه و تره بار، بازار فروش محصولات کشاورزی (معمولا بصورت عمده)
Sydney produce market is the largest fresh fruit and vegetable wholesale mark ...
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

28 زمین بازی (مثل زمین بسکتبال، فوتبال و غیره)
We can walk to the ball park from the house.
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

29 خانه شهری (نه آپارتمانی) که دیوار به دیوار ساخته میشوند. به مثال دقت کنید:
Many planners believe that it's healthier to have a mix of single-famil ...
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

30 در تکمیل فرمایش دوستان
acre بمعنی فضای بزرگ و وسیع هم استفاده میشه. به مثال دقت کنید:
Acres and acres of land just given over to suburban housi ...
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

31 در شهرسازی:
مثل علف هرز روییدن (فعل)
The town seemed to sprawl [v] for miles.

ساخت ساز نامنظم و بدریخت (اسم)
We call it "suburban spr ...
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

32 ماشین چاپ
The printing press helped diffuse scientific knowledge.

چاپخانه
One night they worked until 4 o'clock at the printing press.
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

33 در ساختمان بمعنی محافظ پنجره (از نور یا دستبرد) میباشد که میتواند داخل یا بیرون پنجره نصب شود.
The house has pretty shutters either side of the fr ...
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

34 در شهر سازی: فضای باز و بدون ساخت و ساز
Is your area built-up, or is there a feeling of space?
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

35 یک بخش یا ناحیه از کشور یا جهان (نه شهر)
Flooding is likely in some coastal regions of Northern Iran.
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

36 یک بخش یا ناحیه (از یک شهر یا کشور)
Our house is in a pleasant suburban district.
١٣٩٩/٠٩/١٧
|

37 pitch-fork چنگک باغبانی
He had brought me a spade, a rake, and a pitch-fork.
١٣٩٩/٠٩/١٦
|

38 در ساختمان بمعنی مسیر ماشین رویی است که به درب خانه منتهی میشود
He parked his car "in" the drive.
١٣٩٩/٠٩/١٦
|

39 corridor به راهرو در ساختمان های بزرگ یا قطار میگن
برای راهرو در خانه از hall استفاده میکنن
برای راهرویی که بدون دربهای متعدد هست و فقط از جای ...
١٣٩٩/٠٩/١٦
|

40 راه پله، پلکان
There's a narrow staircase to the roof
١٣٩٩/٠٩/١٦
|

41 زیرزمین ساختمان یا قسمتی از زیرزمین که پنجره ندارد و بعنوان انباری استفاده میشود (به مثال دقت کنید)
I've converted the basement into a separate on ...
١٣٩٩/٠٩/١٦
|

42 وقتی به کسی پول میدهی تا کاری برایت انجام دهد. مقایسه کنید:
I have my hair cut every month
یعنی میرم سلمونی

I colour my hair every month ...
١٣٩٩/٠٩/١٣
|

43 چتریِ مو
I'd like to keep my hair long with a fridge
١٣٩٩/٠٩/١٣
|

44 از معانی فعل jar
اثر نامطلوب گذاشتن، روی مُخ بودن، روی اعصاب بودن
The screaming was starting to jar on my nerves

در تضاد بودن، مغایر بو ...
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

45 زیستگاه
To keep ecology in balance is our duty.

بوم شناسی
She hopes to study ecology at college.
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

46 در تکمیل ترجمه علی اسکندری،
واژه inner city بیشتر در آمریکا استفاده میشود و بخشی نزدیک به مرکز شهر است که معمولا ساختمان ها قدیمی و احتمالا آمار ف ...
١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

47 restore ترمیم و به حال اول برگرداندن
restorative (در قانون) جبران کننده، بازسازی کننده
مثال restorative justice به رویکردی از مجازات گفته میشود ...
١٣٩٩/٠٨/١٧
|

48 چیزی که همیشه جذابه و هیچوقت از مُد نمیفته
ٍEvery woman should have a timeless collection of clothes for every occasion
١٣٩٩/٠٨/١٥
|

49 چه خبرا، چه کارا میکنی؟ (وقتی یکی رو خیلی وقته ندیدی ازش میپرسی) ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

50 مردم
someone's folks یعنی پدر مادر، قوم و خویش
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 juggle
• It can be tough trying to juggle a career and a family.
• این میتواند سخت باشد که کار و خانواده را (باهم) پیش ببری (هَندل کنی).
١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

2 juggle
• The waiter juggled three plates on one arm.
• پیشخدمت سه بشقاب را با یک دست نگه داشته بود.
١٣٩٩/٠٩/٢٨
|

3 plead
• He pleaded with his boss to give him another chance.
• او از رئیسش درخواست (استدعا) کرد به او فرصت دیگری بدهد.
١٣٩٩/٠٨/١٧
|

4 folks
• All of her folks live in Texas.
• تمام قوم و خویشاش در تگزاس زندگی میکنن.
١٣٩٩/٠٤/٣١
|

5 folks
• My neighbors are really nice folks.
• همسایه هام خوب مردمی هستن.
١٣٩٩/٠٤/٣١
|