زینب زرمسلک

زینب زرمسلک مترجم زبان انگلیسی و عربی، ویراستار، شاعر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



chance١٥:٣٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٤( علاوه بر معانی ذکر شده ) بخت و اقبالگزارش
5 | 0
reference check١٤:١٦ - ١٤٠٠/١٢/٢٤A reference check generally involves contacting applicants' former employers, supervisors, co - workers and educators to verify previous employment a ... گزارش
5 | 0
clank١٢:١١ - ١٤٠٠/١٢/٢٤صدای به هم خوردن دو جسم فلزی ( کم طنین تر از clang ) ، دنگ، چکاچک، چکاچاک، جرنگ جرنگیدن، صدای دنگ یا جرنگ کردن، چکاچاک کردن با چکاچاک حرکت کردن، با ت ... گزارش
5 | 1
fallow٢٣:١٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٣( علاوه بر معانی ذکر شده ) رنگ فالو به زرد متمایل به قهوه ای گفته می شود.گزارش
5 | 0
bole٢٣:١٢ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ خاک رُسی نوعی قرمز متمایل به قهوه ای است که همچون شکلات می ماند.گزارش
7 | 0
aureolin٢٣:١١ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ آرئولین نوعی زرد بسیار جان دار و زنده و پر انرژی است که می توان به زرد قناری آن را تشبیه کرد. این زرد زیبا در ترکیب با آبی یا توسی بیشتر خودنمای ... گزارش
5 | 0
malachite٢٣:٠٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ مالاکیت نوعی سبز زنده همچون زمرد است. تفاوت اصلی میان زمرد و مالاکیت، رنگدانه های توسی است که در زمرد شاهد آن نیستیم. مالاکیت نوعی عنصر طبیعی و ... گزارش
7 | 0
lichen٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ گل سنگی نوعی ترکیب تیره از سبز، زرد و توسی است. ته مایه رنگ سبز که در آن دیده می شود همچون کپک هایی است که در اطراف درختان رشد می کنند. به همین ... گزارش
12 | 0
aubergine٢٣:٠٦ - ١٤٠٠/١٢/٢٣( علاوه بر معانی ذکر شده ) رنگ بادمجانی نوعی بنفش مایل به قهوه ای است که جذابیت بسیار زیادی دارد. همان طور که از نامش پیدا است به تیره گی رنگ پوست ب ... گزارش
7 | 1
verdigris٢٣:٠٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ زنگاری یا به اصطلاح شیمی، استات مس، نوعی رنگ سبز است که در اثر پوسیدگی فلز مس روی آن ظاهر می شود.گزارش
7 | 0
pavo٢٣:٠٢ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ پاوو یا طاووسی این رنگ دقیقا مشابه پر های بسیار زیبای طاووس است: رنگی میان آبی درباری و فیروزه ای تیره. رنگی که نمی توان به درستی تعریف کرد سب ... گزارش
5 | 0
fulvous٢٣:٠١ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ فولوِس ترکیبی از زرد مایل به قهوه ای است. این رنگ از پر مرغابی و پرنده های دیگر الهام گرفته است و رنگ ترکیبی زیبایی به شمار می رود.گزارش
5 | 0
gamboge٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ گامبوژ نوعی زرد خردلی تیره است. نام این رنگ از درخت گامبوژ گرفته شده است که صمغی به رنگ زرد تیره دارد که در صنعت رنگ سازی و پزشکی مورد استفاده ق ... گزارش
5 | 0
sienna٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ سی یِنا، رنگ حنایی نوعی قهوه ای مایل به قرمز یا به نوعی می توان گفت رنگ آجری تیره که قرمز زیادی دارد را سی ینا می گویند. نام این رنگ از شهر سی ی ... گزارش
5 | 0
vermilion٢٢:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ وِرمیلیون نوعی قرمز روشن مایل به نارنجی است. شاید بتوان گفت همان رنگ قرمز گوجه ای است که قدیم تر ها در پیکان جوانان شاهد آن بودیم.گزارش
5 | 0
cordovan٢٢:٥٣ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ کردوبایی نوعی قرمز مایل به قهوه ای است. رنگی از خانواده زرشکی. رنگ چرم مبلمان این اتاق، کردوبایی است. نام این رنگ از شهری به نام کردوبا در کشور ... گزارش
5 | 0
byzantium٢٢:٥١ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ بیزانتیوم/بیزانتیم نوعی رنگ میان ارغوانی و سرخابی است که گاهی به اشتباه بنفش خوانده می شود. اما باید بدانید، رنگ سرخابی از صورتی گرفته می شود، ... گزارش
12 | 0
smalt٢٢:٥٠ - ١٤٠٠/١٢/٢٣رنگ لاجوردی نوعی آبی پررنگ است که اصولا در کاشی استفاده می شود. لاجوردی، رنگدانه آبی رنگی است که از ترکیب کبالت و اکسید های آلومینیوم به دست می آید ... گزارش
5 | 0
be penny wise and pound foolish٢٢:١٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٣to be extremely careful about small amounts of money and not careful enough about larger amounts of money. سر کیسه را گرفتن و تهش را ول کردنگزارش
5 | 0
wing tip shoes٢١:٥٤ - ١٤٠٠/١٢/٢٣کفش هشترکگزارش
5 | 0
conservative٢١:٤٣ - ١٤٠٠/١٢/٢٣( علاوه بر معانی ذکر شده ) با دوام conservative shoe: کفش با دوامگزارش
9 | 0
give way٢١:٢٧ - ١٤٠٠/١٢/٢٣( علاوه بر معانی ذکر شده ) وا رفتن ( مثلا کش ) ، شل شدنگزارش
5 | 0
ankle length٢١:٢٠ - ١٤٠٠/١٢/٢٣( علاوه بر معانی ذکر شده ) ساق کوتاه، مچیگزارش
5 | 0
calf length٢١:١٦ - ١٤٠٠/١٢/٢٣( علاوه بر معانی ذکر شده ) ساق بلندگزارش
5 | 0
suspender١٧:١٧ - ١٤٠٠/١٢/٢٣بند شلوارگزارش
7 | 1
tab collar١٦:٢١ - ١٤٠٠/١٢/٢٣یقه بند دار بندی در دو طرف برگردان یقه دارد که در زیر کروات به هم متصل می شود. برای پنهان کردن بند، بهتر است این یقه با کروات پهن استفاده شود. این ... گزارش
7 | 0
pin collar١٥:٤٥ - ١٤٠٠/١٢/٢٣یقه سنجاق دارگزارش
5 | 0
straight collar١٤:٢٠ - ١٤٠٠/١٢/٢٣یقه سنتی/ معمولی، یقه استانداردگزارش
7 | 0
button down collar١٤:١٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٣یقه دکمه پایین، یقه دکمه دارگزارش
7 | 0
underdress٢٠:١٠ - ١٤٠٠/١٢/٢٢لباس خودمانی پوشیدن، غیر رسمی تر لباس پوشیدنگزارش
7 | 0
overdress٢٠:٠٨ - ١٤٠٠/١٢/٢٢مجلسی تر/ رسمی تر لباس پوشیدنگزارش
7 | 0
businessperson١٩:٤٣ - ١٤٠٠/١٢/٢٢اهالی کسب و کارگزارش
5 | 0
development program١٧:٢٩ - ١٤٠٠/١٢/٢٢برنامه تکمیلیگزارش
5 | 0
campus life٢١:٣٩ - ١٤٠٠/١٢/٢١امور دانشجویانگزارش
5 | 1
school administration٢١:٢٧ - ١٤٠٠/١٢/٢١مدیریت آموزشی/ مدرسهگزارش
5 | 0
faculty member٢٠:٢٩ - ١٤٠٠/١٢/٢١عضو هیات علمیگزارش
21 | 0
business people٢٠:١٢ - ١٤٠٠/١٢/٢١اهالی کسب وکار = capitalist. employer. executive. merchandiser. merchant. storekeeper. trafficker. tycoon.گزارش
9 | 0
nonprofit organization٢٠:٠٤ - ١٤٠٠/١٢/٢١A nonprofit organization ( NPO ) , also known as a non - business entity, not - for - profit organization, or nonprofit institution سازمان غیرانتفاعیگزارش
9 | 0
not for profit sector٢٠:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/٢١بخش غیرانتفاعیگزارش
7 | 0
thank you letter١٨:١٨ - ١٤٠٠/١٢/٢١= Letter of thanks نامه تشکر/ قدردانی، سپاس نامهگزارش
5 | 0
informational interview١٨:١٢ - ١٤٠٠/١٢/١٩مصاحبه استخدامی اطلاعاتی این مصاحبه مبتنی بر اطلاعات است و به متقاضی فرصت می دهد موقعیت شغلی را با انتظاراتش تطبیق دهد. متقاضیان فرصت دارند با کارمن ... گزارش
5 | 0
informational interview١٨:٠٧ - ١٤٠٠/١٢/١٩جلسه/ جلسات رسانه ایگزارش
5 | 0
coffee chat١٨:٠٢ - ١٤٠٠/١٢/١٩صحبت دوستانه، گپ زنی، درد دل گپ زدن، صحبت دوستانه کردنگزارش
5 | 0
dangling participle١٤:٥٥ - ١٤٠٠/١٢/١٩وجه وصفی معلق ( که یک خطای گرامری است )گزارش
5 | 0
extemporaneous١٦:٣٥ - ١٤٠٠/١٢/١٦بداهه، فی البداهه، بداهه پردازیگزارش
7 | 0
it is a given١٦:٠٨ - ١٤٠٠/١٢/١٦بدیهی است که . . . فرض بر این/ آن است که . . .گزارش
2 | 0
err on the side of١٦:٠٠ - ١٤٠٠/١٢/١٦. . . بیشتری نشان دهید display more rather than less of ( a specified quality ) in one's actions. "it is better to err on the side of caution" بهتر ... گزارش
5 | 1
play telephone phone tag١٥:٤٠ - ١٤٠٠/١٢/١٦To engage in a series of telephone calls with another person in which each time one party calls, the other is not available to answer. تماس های نامو ... گزارش
5 | 0
mutual associate١١:٣٣ - ١٤٠٠/١٢/١٥همکار/ دوست مشترکگزارش
2 | 0
self marketing١٤:٠٨ - ١٤٠٠/١٢/١٤بازاریابی خودگزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



assignment١٤:٢٣ - ١٤٠٠/٠٩/٠١
• Why did you take on this assignment if you're so busy?
اگر سرت اینقدر شلوغه، چرا این کار رو پذیرفتی؟
2 | 1
assignment١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٩/٠١
• She's gone to Italy on a special assignment.
برای یک ماموریت ویژه به ایتالیا رفته است.
2 | 0
review١٥:٥٩ - ١٤٠٠/٠٧/٠٧
• He reviewed his accomplishments over the past ten years and felt somewhat proud.
با مرور دستاوردهای خود در ده سال گذشته احساس غرور کرد.
2 | 0
additional٠٩:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨
• We will need additional chairs for the seminar; ten will not be enough.
برای سمینار به صندلی های بیشتری نیاز داریم؛ ده عدد صندلی کافی نیست.
7 | 1
naive١٢:٢١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧
• It's naive of you to believe he'll do what he says.
ساده لوحانه است باور کنی هر چه می گوید را انجام می دهد.
5 | 1
respectively١٢:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧
• The cups and saucers cost £5 and £3 respectively.
قیمت فنجان ها و نعلبکی ها به ترتیت 5 و 3 پوند است.
7 | 0
outright١٦:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦
• an outright lie
دروغ تابلو/ دروغ محض
5 | 0
bright١٦:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦
• Outside seemed so bright after being in the dark theater.
بعد از خروج از سالن تئاتر، بیرون خیلی روشن به نظر می رسید.
9 | 1
at stake١٥:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦
• There's more at stake here than you can possibly imagine.
بیشتر از آنچه تصور می کنید، اینجا چیزهایی هست که در معرض خطر/نابودی است.
0 | 1
by product١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥
• Job losses are an unfortunate byproduct of the recession.
از دست دادن شغل، ناشی از رکود اقتصادی است.
2 | 1
by product١٦:٥٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٥
• Job losses are an unfortunate byproduct of the recession.
از دست دادن شغل، از تبعات نامطلوب رکود اقتصادی است.
7 | 0
increasingly١٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٠
• He was finding it increasingly difficult to make decisions.
او دریافت که تصمیم گیری دشوارتر می شود.
12 | 1
practitioner٢٢:٠٦ - ١٣٩٩/١٢/١٤
• She was a medical practitioner before she entered politics.
پبش از ورود به سیاست، یک پزشک بود.
9 | 1
legal٢٠:١٢ - ١٣٩٩/١١/٠٤
• I can't understand the legal language in this document.
زبان حقوقی این سند را متوجه نمی شوم.
25 | 0
routinely١٠:٤٨ - ١٣٩٩/١١/٠٤
• He is routinely absent from school and has poor grades.
او معمولا در مدرسه غایب است و نمرات پایینی دارد.
5 | 0
adaptive١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨
• Societies need to develop highly adaptive behavioural rules for survival.
جوامع نیاز به تصویب قوانین بسیار انطباق پذیر برای بقا دارند.
14 | 0
communicating١٦:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣
• Many couples make themselves miserable by not communicating.
بسیاری از زوج ها به دلیل عدم برقراری ارتباط، خود را بدبخت می کنند.
14 | 1
communicating١٦:٢٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣
• Constantly talking isn't necessarily communicating.
صحبت بسیار لزوما به معنی برقراری ارتباط نیست.
18 | 1