پیشنهادهای زهرا بختیاری دستگردی (١١١)
جامع و کامل
بدون ویژگی متمایز
معنی تحت اللفظی “run - of - the - mill” به “اجرای آسیاب” برمی گردد. در گذشته، آسیاب ها ( mills ) مقدار انبوهی از آرد را تولید میکردند. بنابراین، “run ...
. preceding is opposite of following A precedes B = A comes before B
A precedes B = A comes before B
lakeside dwellers dwell ( v ) , dwelt ( pp )
این روزا
توانایی و قدرت
تفاوت بین fulfilment و satisfaction در این است که fulfilmentدر مورد رضایت خاطر و آسودگی به دلیل رسیدن به اهداف کلی تر و مهم تر در زندگی است ولیsatisf ...
هم نشینی با دوستان
ذوق و قریحه هنری
unhealthy additives افزودنیهای ناسالم
Culinary school موسسه آموزش آشپزی
mending fuse تعمیر فیوز برق
سورتمه سواری با سگ ها ( از تفریحات در سفرهای قطبی )
beds are lined with reindeer skins
چند تا چیز رو قاطی کردن I muddled up the ingredients when I was baking. ( Physically mixing things up )
سلف غذاخوری دانشجویی
امکانات تفریحی محلی یا سرگرمی های موجود در منطقه.
I’m currently focused on achieving a Band 7 in IELTS. در اینجا Band به معنی سطح است.
you are answerable to the law شما در مقابل قانون پاسخگویید
تعیین کننده overriding factor
globalism is different from globalization ; the first one has negative effects on local culture, value sets, . . . but about the second one its benef ...
in stark contrast to the2023s در تضاد کامل با سال 2023 ، نقطه مقابل سال 2023
cherished values ارزش های معزز و والا
incivil بی نزاکتانه
self - propelled خود ران
nail and screw ( پیچ و مهره )
collapsing
the work was halted due to difficult condition=it means :the work was stopped because of terrible condition
my home is conventional brick
shack , hut
تمام کردن چیزی مثلا در این جمله : lets behead the programme
کارفرمای اصلی که بخشی از کار را برون سپاری میکند و به مقاطعه کاری یا پیمانکار میسپارد.
فعلا وقت اقدام نیست تا اطلاعات بعدی مشخص بشه
تک چشم=eye tooth
زمان به خط شدن زندانیان در بندعمومی به تفکیک موقعیت امنیتی و اجتماعی
حرامزاده
سلول انفرادی
در کتاب جدال دو اسلام خمینی این اصطلاح را به عنوان صفتی مذموم و ناپسند و در مورد روحانیون لیبرال و وطن پرست های افراطی به کار برده است و چنین روحانیو ...
حلیه ی جمال
wear cast
wear cast
نیزه ماهی
بد جلوه دادن
تنرل یافتن ( His role in the company was diminished. )
ITVO به معنی سازمان فنی حرفه ای کشور ( ایران ) Iran Technical vocational organization