پیشنهادهای 𝕍ⅈ𝕧ⅈ𝕏 (٣,٨١٠)
مضیقه تنگنا، کمبود ( به ویژه مالی )
کاهش بودجه
مقدار عددی اختصاص داده شده به رزرو محل یا خدمات
عمدا فردی ناراحت را ناراحت تر کردن یک وضعیت بد را عمدا بدتر کردن حال کسی را بدتر کردن
پیچ و تاب خوردن وول خوردن، لولیدن
وحشتناک ترسناک
وحشتناک ترسناک
کسی را گول زدن کسی را فریب دادن
کشیدگی عضله
پماد درد عضله
دخالت کردن
آروم باش خودتو کنترل کن
جوش آوردن �قاطی کردن
جوش آوردن� قاطی کردن
جوش آوردن �قاطی کردن
آدم بی ارزش �آدم بی اهمیت آدم حقیر
به شدت انتقاد کردن �به هیکل ( کسی ) ریدن
الان یا هرگز �الان تصمیم بگیر
زهره ترک کردن�
زهره ترک کردن �به شدت ترساندن
آدم دهاتی آدم روستایی
خراب �ویران، نابود مست و پاتیل ، �نشئه ناشایست�، نامناسب، منحرف
مرد لاابالی�مرد دخترباز، مرد بی بندوبار
شماره گرفتن �تماس گرفتن
فریب دادن�سر کلاه گذاشتن، سوءاستفاده کردن، بدرفتاری کردن
هیچ اهمیتی نداره
هیچ اهمیتی نداره
گندش بزنن!�لعنت بهش!
چپاندن� به زور جا کردن، پر کردن
عمیق ترین احساسات خود را بیان کردن
فعل امریش میشه: گمشو برو بیرون ! تنهام بزار ! دست از سرم بردار ! تمومش کن این کارارو ! کاری را کاملا خراب کردن ، گندزدن
به کاری ادامه دادن� همین طور ادامه دادن ( به کاری )
کوتاه کردن حرف�خلاصه کردن
راز نگه داشتن�فاش نکردن ( راز ) ، ( رازی را ) پیش خود نگه داشتن
راز نگه داشتن�فاش نکردن ( راز ) ، ( رازی را ) پیش خود نگه داشتن
اخم ها را باز کردن�ناامید نشدن، دید مثبت داشتن
زندگی معقول و واقع گرا داشته باشد�خود را گم نکردن
گزینه ها یا انتخاب های خود را باز نگه داشتن ( با عدم تصمیم گیری ) �گزینه ها یا انتخاب های خود را محدود نکردن
هشیار ماندن� حواس خود را جمع کردن
صبور بودن� صبر داشتن
سرحرف خود ایستادن�سر قول خود ماندن
وقت اضافه ( مسابقات اسب دوانی برای تعیین برنده )
حالا متوجه شدم حالا یادم اومد
لوله کشویی در سازهای بادی
زودجوش تندخو، کج خلق
چیزی را کاملا بلد بودن
چیزی را کاملا بلد بودن
( ورزش ) برگه یا دفتر یا کارتی که در آن امتیازهارو ثبت میکنن ( تجارت ) یک رکورد آماری که برای اندازه گیری موفقیت یا پیشرفت به سمت یک هدف خاص استفاد ...
( ورزش انگلیس ) بازیکنی که یک یا چند گل میزنه
بوی وسوسه انگیز