twist the knife

پیشنهاد کاربران

مثال:
۱. I will be forever indebted to you for your help.
( من به خاطر کمک تان همیشه مدیون شما خواهم بود. )
۲. The poor policies indebted the country to foreign nations.
( سیاست های ضعیف کشور را به ملت های خارجی بدهکار کرد. )
...
[مشاهده متن کامل]

۳. She felt indebted to her teacher for believing in her.
( او احساس می کرد به معلمش مدیون است چون به او باور داشت. )

مثال:
۱. He lost his job, and to twist the knife, his wife left him the same day.
( او شغلش را از دست داد و برای اینکه درد را بیشتر کند، همسرش هم در همان روز او را ترک کرد. )
۲. I know you made a mistake, but there is no need to twist the knife by reminding him constantly.
...
[مشاهده متن کامل]

( می دانم اشتباه کردی، اما نیازی نیست با یادآوری مداوم، نمک روی زخمش بپاشی. )
۳. She smiled cruelly, enjoying the chance to twist the knife.
( او با بی رحمی لبخند زد و از فرصت برای تشدید درد طرف مقابل لذت می برد. )

Make someone’s suffering worse
=Do or say something which makes a bad/hurtful situation even worse.
Add insult to injury
نیشتر در زخم کسی شکستن - نمک روی زخم پاشیدن
🗡 تصور کنید یه چاقو رو تا دسته فرو کردید تو شکم کسی؛ خیلی دردناکه نه؟ 😬
حالا اگه همون چاقو رو تو شکمش بچرخونین چی ؟ 😨
این اصطلاح دقیقا به همین موضوع اشاره داره
توی فارسی از اصطلاح نمک رو زخم پاشیدن استفاده می کنیم که معادل مناسبی میتونه برای twist the knife in the wound باشه
to deliberately do or say things which make a situation even worse for someone who is already upset or experiencing problems
نمک به زخم کسی پاشیدن
عمدا فردی ناراحت را ناراحت تر کردن
یک وضعیت بد را عمدا بدتر کردن
حال کسی را بدتر کردن