تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Linger: باقی ماندن برای مدت طولانی سوال آیلتس: Its impossible to forget such a horrific event . They. . . . . . . . . In the memory forever 1. Su ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوال تافل: The illness - wellness continuum is a illustration that draw a connection between illness and wellness paradigm.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوال MHLE Two weeks after illness the president resigned, this book discusses his illness and subsequent resignation from policies.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

subsequent : متعاقب Preceding: پیشتر، قبلتر سوال MHLE Two weeks after illness the president resigned, this book discusses his illness and subsequent ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوال MHLE Two weeks after illness the president resigned, this book discusses his illness and subsequent resignation from policies.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در علوم پزشکی به شستشوی ظروف ازمایشگاهی میگن در دندان پزشکی به شست شوی محل جراحی میگن، در علوم دیگه به ابیاری کشاورزی میگن سوال ارشد علوم پزشکی 1 ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوال ارشد علوم پزشکی 1403 During irrigation microorganisms can contaminate crops and other medical dishes, and eventually penetrate to human body

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سوال ارشد علوم پزشکی 1403 During irrigation microorganisms can contaminate crops and other medical dishes, and eventually penetrate to human body

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Crops: به ظرف و ظروف ازمایشگاهی گفته میشه. سوال ارشد علوم پزشکی: During irrigation microorganisms can contaminate crops and other medical dishes, ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Crop: 1. محصول کشاورزی 2. در پزشکی: رشد کردن میکروب یا هرچی 3. کوتاه کردن مثل موی سر یا چیدن محصولی مثل پنبه و. . . 4. Crops: محصولات Corps: جسد، s ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

elegy میشه مرثیه Sonnet ( سونت ) میشه غزل

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لوازم آزمایشگاه: Beaker: بشر Petri Dish: ظرف کشت میکروب Tonge: قیچی برای گرفتن تیوپ و لوله ازمایشگاه Test Tube: برای گرم کردن و مخلوط کردم مایعات ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

ظرف شیشه ای که روی ظروف دیگر میگذارند که بتوانند درون آن ظرف را ببینند مخصوص آزمایشگاه دیگر لوازم آزمایشگاه: Baker: بشر Petri dish: ظرف کشت میکروب ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Sterile: صفت به معنی استریل Sterilize: فعل به معنی استریل کردن Sterilization: اسم استریل Sterility: اسم، استریل

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Emulsion: امولوسیون؛ مخلوط مایع در مایعی که در هم حل نمیشوند مثل روغن در آب. Solution: محلول، که مخلوط دو ماده است که درهم حل میشوند مثل الکل و اب

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Suspension: سوسپانسون مخلوط جامد در مایع که حل نمیشود مثل شن یا ماسه در آب. Emulsion: امولوسیون؛ مخلوط مایع در مایعی که در هم حل نمیشوند مثل روغن در ...