پیشنهادهای هادی یوزی (١٤١)
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
1. Reprehend: سرزنش کردن صفت؛ Reprehensive: سرزنشی reprehensible: قابل سرزنش اسم: Reprehension: سرزنش قید: Reprehensively: به صورت سرزنشی Repr ...
Linger: باقی ماندن برای مدت طولانی سوال آیلتس: Its impossible to forget such a horrific event . They. . . . . . . . . In the memory forever 1. Su ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
Evacuate: تخلیه کردن ( فعل ) Evocative: تداعی کننده، خاطره انگیز ( صفت ) Eloquent: فصیح ( در سخنوری ) ( صفت ) Elocation: مکان Eliminate: زدودن E ...
سوال تافل: The illness - wellness continuum is a illustration that draw a connection between illness and wellness paradigm.
سوال MHLE Two weeks after illness the president resigned, this book discusses his illness and subsequent resignation from policies.
subsequent : متعاقب Preceding: پیشتر، قبلتر سوال MHLE Two weeks after illness the president resigned, this book discusses his illness and subsequent ...
سوال MHLE Two weeks after illness the president resigned, this book discusses his illness and subsequent resignation from policies.
در علوم پزشکی به شستشوی ظروف ازمایشگاهی میگن در دندان پزشکی به شست شوی محل جراحی میگن، در علوم دیگه به ابیاری کشاورزی میگن سوال ارشد علوم پزشکی 1 ...
سوال ارشد علوم پزشکی 1403 During irrigation microorganisms can contaminate crops and other medical dishes, and eventually penetrate to human body
سوال ارشد علوم پزشکی 1403 During irrigation microorganisms can contaminate crops and other medical dishes, and eventually penetrate to human body
Crops: به ظرف و ظروف ازمایشگاهی گفته میشه. سوال ارشد علوم پزشکی: During irrigation microorganisms can contaminate crops and other medical dishes, ...
Crop: 1. محصول کشاورزی 2. در پزشکی: رشد کردن میکروب یا هرچی 3. کوتاه کردن مثل موی سر یا چیدن محصولی مثل پنبه و. . . 4. Crops: محصولات Corps: جسد، s ...
elegy میشه مرثیه Sonnet ( سونت ) میشه غزل
لوازم آزمایشگاه: Beaker: بشر Petri Dish: ظرف کشت میکروب Tonge: قیچی برای گرفتن تیوپ و لوله ازمایشگاه Test Tube: برای گرم کردن و مخلوط کردم مایعات ...
ظرف شیشه ای که روی ظروف دیگر میگذارند که بتوانند درون آن ظرف را ببینند مخصوص آزمایشگاه دیگر لوازم آزمایشگاه: Baker: بشر Petri dish: ظرف کشت میکروب ...
Sterile: صفت به معنی استریل Sterilize: فعل به معنی استریل کردن Sterilization: اسم استریل Sterility: اسم، استریل
Emulsion: امولوسیون؛ مخلوط مایع در مایعی که در هم حل نمیشوند مثل روغن در آب. Solution: محلول، که مخلوط دو ماده است که درهم حل میشوند مثل الکل و اب
Suspension: سوسپانسون مخلوط جامد در مایع که حل نمیشود مثل شن یا ماسه در آب. Emulsion: امولوسیون؛ مخلوط مایع در مایعی که در هم حل نمیشوند مثل روغن در ...