تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی قاشق، � کفچه � هست که از پارسی میانه kafč اومده بن خان: فرهنگ واژگان مکنزی کفچ به معنای ملاقه ست ( ladle ) و کفچه به معنای قاشق ( spoon ) ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

افدم از پارسی میانه abdom به معنای آخر، آخرین، نهایت است. برابر انگلیسی. Final اردوان بود بزرگتر پادشاهان ملوک طوائف آنکه آفدم خوانندش ( مجمل التوا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

افدم از پارسی میانه abdom به معنای آخر، آخرین، نهایت است. برابر انگلیسی. Final اردوان بود بزرگتر پادشاهان ملوک طوائف آنکه آفدم خوانندش ( مجمل التوا ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی واژه طبیعی: ۱ ) چهری، از پارسی میانه چهریگ، چهر به معنای ذات و طبیعت است. ۲ ) گوهری، از پارسی میانه گوهریگ، به چم طبیعی و ضروری است، ، گ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بَوید/بید bawēd ( با بوید از بوییدن اشتباه نشه ) در نوشته های پهلوی ( پارسی میانه ) و شعر کلاسیک پارسی به معنای باشید ( بودن ) بکار رفته، چند نمونه: ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ذهن به پارسی مانه میشود از پارسی میانه mānag

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

چرا به جای ساختن واژگان جدید نمیرین واژگان پارسی میانه رو ببینین و همون هارو کاربرددار کنیم؟ نمونه همین وجود. واژه � استی � به چم وجود داشتن هست که ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منبع به پارسی میشه بنخان - بن خان از پارسی میانه bun - xan خود من همیشه بن مایه استفاده میکردم، خب چرا تا زمانی که واژه درستش تو پارسی میانه هست میای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در فرهنگ واژگان پهلوی مکنزی: Mādag: essence - substence Madišt: matter ( physics ) پس ماده پارسیه و نه عربی. در پارسی نو دو واژه ازش هست هم ماده هس ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جمجمه ( وام واژه ای عربی ) برابر پارسی میانه آن مسترگ mastarg بوده است. برابر انگلیسی: skull

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

معده در پارسی میانه � کومیگ � kumig بوده که در پارسی نو � کومی � می شه، برابر هست با stomach شکم در پارسی میانه و نو به چم ( معنای ) کل ناحیه شکمه بر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خرج و خراج در عربی از واژه ی پارسی میانه harg هرگ آمده به چم ( معنای ) باج و duty, tribute; work, effort. منبع: فرهنگ واژگان پهلوی مکنزی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهترین برابر برای واژه فانی به چم نابودشدنی واژه پارسی میانه ی � مرگ مند � هست. Margōmand از دو واژه Marg/مرگ و ōmand از فرهنگ واژگان کوچک پهلوی - م ...

١