پیشنهادهای مرضیه فاضل (٥١)
گویش شهرکردی، به طور کنایه آمیز به کسی گویند که با وجود گرم بودن هوا، لباس های گرم و زمستانی بپوشد، بخاری روشن کند، پتوی کلفت بیندازد و . . . چوم: س ...
( مانند ) تو شیربرنج دنبال قلیه گشتن
( همچنین ) اوشا ( بخوانید اُشا ) در گویش شهرکردی به معنای حیاط است.
( همچنین ) مِی: در گویش شهرکردی به معنای مگر یا مگه است.
در گویش شهرکردی، به معنای هر نوعی از کفش به کار می رود.
مُدبَق: در گویش مردم قدیمی شهرکرد، به معنای آشپزخانه یا مطبخ است.
رو: صورت، چهره ناسزایی در گویش شهرکردی؛ منشأ دقیق آن مشخص نیست، اما احتمالا منظور از تخته، درب چوبی تابوت است و بنابراین، گوینده با گفتن این ناسزا، ب ...
( همچنین ) جوق چولی: جوی آب در گویش شهرکردی
به شوخی خطاب به کسی گویند که از چیزی به تعداد کافی داشته باشد اما از نداشتن آن شکایت کند. در واقع گوینده ی اصطلاح بیان میکند: حالا که آن چیز را نداری ...
( مانند ) قرمساق نشنفته: اصطلاحی است در گویش مردم شهرکرد؛ به کسی گویند که بسیار حساس و نازک نارنجی باشد، زود ناراحت شود یا تاب و توان انتقاد دیگران ...
بِنا کردن: در گویش مردم شهرکرد، به معنی شروع کردن است . مثلا: بنا کرد غر زدن: شروع کرد به غر زدن.
( همچنین ) خاکیجی: خاکشیر در گویش مردم چهارمحال و بختیاری، اصفهان، یزد و برخی مناطق دیگر، خاکیجی گفته می شود.
عبارتی که در هنگام شگفت زده شدن به کار می رود، بیانگر شدت تعجب
محکم کاری کردن، کسب اطمینان از اینکه کاری کاملا به درستی انجام شده است
کنایه از عجله داشتن و شتاب کردن. یعنی عید فطر نیامده برای نماز به مصلی می رود.
برگشت به کودکی یا جوانی میسر نیست.
به حدی وضع ناراحت کننده و اسفناک است که. . .
به شوخی به کسی گویند که تعریف زیاد از کالای کم ارزش خود کند
با سختی و مشقت فراوان پول خورد و خوراکمان جور میشود.
بسیار آشکار و نمایان. معادل انگلیسی: stick out like a sore thumb یعنی چیزی آن قدر توی چشم است که فوراً جلب توجه میکند. Everyone else was in jeans a ...
به طور دعا گویند. یعنی همه چیزت خوب باشد . معادل های انگلیسی: May your cup always be full. May your table always be plentiful.
تعقیب جرم و رسیدگی به آن باید سریعا انجام شود
( مانند ) وا کن کیسه بخور هریسه پول بده هرچه میخواهی به دست آور هریسه: حلیم
کاری که زحمتش با نتیجه اش متناسب نیست.
به شوخی به کسی گویند که سر سفره رنگین نشسته و به علت سیری از خوردن باز ماند
( مانند ) فلفل به هندوستان بردن
قوم و خویش دسته دیزی ( مانند ) آستین پوستین بابا: قوم و خویشی بسیار دور
عیبجو بودن، معایب بزرگ خود را ندیدن و عیبهای کوچک دیگران را بزرگ جلوه دادن
( مانند ) خر پیر و افسار رنگین! به آدم سالخورده گویند که کاری کند که متناسب با سن او نباشد.
هیچ عملی بی نتیجه نیست.
به کسی گویند که با طرفین دعوا سازش کند.
زیانی وارد نشده است.
بی گناهی را به جای گناهکار تنبیه کردن. قمی: اهل قم کاشی: اهل کاشان
برای چیز ناقابلی خود را به خطر انداختن.
موجبات زیان و نابودی خود را فراهم میکند.
به طور نفرین گفته می شود.
( مانند ) دل که پاک است زبان بی باک است
( همچنین ) سیخ به سیخ میگه روت سیاه
( همچنین ) دزد به یک راه میرود صاحب مال به هزار راه
بهترین تنبیه برای فروشنده ای که اجناسش را گران می فروشد، خرید نکردن از اوست.
یعنی کسی که عجله دارد و با بی فکری و بی دقتی به کاری می پردازد، معمولاً کارش را خراب کرده و مجبور می شود دوباره آن را انجام دهد. در واقع، دستپاچگی نه ...
بیگانه را نباید از نزاع خانگی آگاه ساخت، راز باید نهان بماند.
هنگامی گفته میشود که کسی با چند پیشامد بد و ناگوار ار پی در پی مواجه شود. سپلشت: مخفف سه پلشت، یعنی سه چیز بد و ناگوار
کار خطرناک مکن و آسوده خاطر باش.
معروف است شاه عباس به دهقانی فقیر و پریشان گفت: �مگر سه را به نه نزدی�؟ یعنی طبق مرسوم سه ماه به زراعت نپرداختی تا نه ماه دیگر سال را آسوده باشی؟ دهق ...
( مانند ) جهود خون دیده است. به کسی گویند که از مختصر خونریزی یا صدمه جسمی سخت هراسان شود.
بیان احساسات دردناک خود موجب تسکین خاطر میشود. معادل های انگلیسی: A problem shared is a problem halved. ( Also ) : Trouble shared is trouble halve ...
پول بده هر کار بخواهی میکنیم. ( یک عباسی معادل چهار شاهی بوده که تا اواخر دوران قاجاریه نیز رواج داشته است ) .
همچنین: از چشم و بینی اش درآمد ( یا ) از چشم و بینی مان در آوردند وقتی پس از خوشی برای کسی واقعه ی بدی روی دهد گفته می شود.
آنچه که هم اکنون کوچک و کم ارزش به نظر می رسد، روزی به درد خواهد خورد. این ضرب المثل بیشتر در مواقعی به کار می رود که بخواهیم طرف مقابل را به نگهدار ...