آنچه که هم اکنون کوچک و کم ارزش به نظر می رسد، روزی به درد خواهد خورد.
این ضرب المثل بیشتر در مواقعی به کار می رود که بخواهیم طرف مقابل را به نگهداری اسباب و وسایل و دور نینداختن آنها تشویق کنیم؛ زیرا چیز هایی که اکنون بی فایده به نظر می رسند، ممکن است روزی به کارمان بیایند.
... [مشاهده متن کامل]
داستان ضرب المثل:
پیرمردی با پسرش عازم سفر شدند و در راه، نعل اسب کهنه ای را دیدند. پیرمرد به پسرش گفت: �نعل را بردار، شاید به کار آید�. پسر قبول نکرد و گفت: �ما که اسب نداریم؛ نعل اسب به چه دردمان میخورد�؟اما پیرمرد نعل را برداشت و در کیسه اش گذاشت.
بعد از مدتی به یک کاروانسرا رسیدند و شب را در آنجا ماندند. صبح، پدر با پول همان نعل کهنه، گیلاس خرید و در کیسه اش گذاشت.
وقتی پسر تشنه شد و آب پیدا نکرد، پدر گیلاس ها را از کیسه درآورد. پسر با خوردن آنها کمی حالش بهتر شد و از پدر پرسید گیلاس ها را از کجا آورده است.
پیرمرد گفت: �همان نعل کهنه را فروختم و با پولش گیلاس خریدم�. پسر فهم و دانایی پدرش را تحسین نمود و به این نکته پی برد که هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید
این ضرب المثل بیشتر در مواقعی به کار می رود که بخواهیم طرف مقابل را به نگهداری اسباب و وسایل و دور نینداختن آنها تشویق کنیم؛ زیرا چیز هایی که اکنون بی فایده به نظر می رسند، ممکن است روزی به کارمان بیایند.
... [مشاهده متن کامل]
داستان ضرب المثل:
پیرمردی با پسرش عازم سفر شدند و در راه، نعل اسب کهنه ای را دیدند. پیرمرد به پسرش گفت: �نعل را بردار، شاید به کار آید�. پسر قبول نکرد و گفت: �ما که اسب نداریم؛ نعل اسب به چه دردمان میخورد�؟اما پیرمرد نعل را برداشت و در کیسه اش گذاشت.
بعد از مدتی به یک کاروانسرا رسیدند و شب را در آنجا ماندند. صبح، پدر با پول همان نعل کهنه، گیلاس خرید و در کیسه اش گذاشت.
وقتی پسر تشنه شد و آب پیدا نکرد، پدر گیلاس ها را از کیسه درآورد. پسر با خوردن آنها کمی حالش بهتر شد و از پدر پرسید گیلاس ها را از کجا آورده است.
پیرمرد گفت: �همان نعل کهنه را فروختم و با پولش گیلاس خریدم�. پسر فهم و دانایی پدرش را تحسین نمود و به این نکته پی برد که هر چیز که خوار آید یک روز به کار آید