دیکشنری
جدیدترین پیشنهادها
۱. معنی در فارسی در گویش دهکردی، پیش کردن یعنی: در را به حالت نیمه باز گذاشتن. در را کاملاً نبستن، به گونه ای که اندکی باز بماند. در را روی هم گذ ...
۱. معنی در فارسی خاکولی یعنی: خاکستری رنگ متمایل به رنگ خاک غبارآلود به رنگ قهوه ای روشن یا خاکی گاهی نیز برای توصیف اشخاص یا اشیایی که رنگی کدر و ...
۱. معنی در فارسی ترجمهٔ تحت اللفظی: �ولگردی کردم، کاری گیرم نیامد؛ کفشم پاره شد و نانی هم نصیبم نشد!� اما معنای کنایی آن: از بی کاری و ولگردی هیچ ...
۱. معنی در فارسی ترجمهٔ تحت اللفظی: �آن وقت معلوم می شد گرداب چند سرِ آب دارد!� اما معنای کنایی آن: آن وقت معلوم می شود که کار به این سادگی ها نی ...
۱. معنی در فارسی ترجمهٔ تحت اللفظی: �فاطمه آن قدر قشنگ بود که تازه توتولی هم درآورد!� اما معنای کنایی آن: انگار یک عیب بزرگ هم به عیب های قبلی اض ...