١ رأی
١ پاسخ
١١ بازدید

سحاب گویی یاقوت ریخت بر مینا نسیم گویی شنگرف بیخت بر زنگار بخار چشم اوا و بخورِ روی زمین  زچشم دایه باغ است و روی بچّه خار

١ هفته پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
١٦ بازدید

جگر چون نافه‌ام خون گشت و کم زینم نمی باید جزای آن که با زلفت سخن از چین خطا گفتیم

١ هفته پیش