دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٩٠
رتبه
رتبه در دیکشنری
١٣,٣٣٩
لایک
لایک
٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

معادل رسمی تر before

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

/bliːkɪst/ تاریک ترین، سرد و بی روح ترین، ناامیدانه ترین، سخت ترین That was the bleakest winter of my life = آن سرد و سخت ترین زمستان زندگی ام بود Th ...

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

مشتق شده از فعل cough up بسته به زمینه جمله معانی متفاوتی دارد ( پزشکی و فیزیکی ) بالا آوردن با سرفه ( محاوره ای و رایج تر ) بالاخره چیزی را دادن، ...

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

مچاله، جمع شده، فشرده

تاریخ
٤ روز پیش
دیدگاه
٠

/ˈkweɪkɪŋ/ لرزش شدید و ناگهانی اغلب از ترس یا شوک، از ترس لرزیدن، لرزش زمین یا صدا در موارد ادبی، لرزش به خاطر سرما، لرزان، در حال لرزش مشتق شده از ف ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٤ روز پیش
متن
He opened the gate and the horses proceeded to the barn.
دیدگاه
٠

او دروازه را باز کرد و اسب ها به سمت طویله حرکت کردند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Her comments were made with incision.
دیدگاه
٠

نظراتش تیز و نافذ بود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I have complete absence of remorse in this saturation of pleasure.
دیدگاه
٠

من در این اشباع از لذت، کاملاً خالی از پشیمانی هستم.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
There's a sticker on the rear door/window.
دیدگاه
٠

یک برچسب روی در / پنجره پشتی است

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She followed them in the rear.
دیدگاه
٠

او از پشت آن ها را دنبال کرد

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.