واژه ی لرغو در این بیت از ابن حسام خوسفی را نیافتم . ابن حسام معمولاً واژه های مغولی را زیاد به کار برده اند اگر دوستان اطلاعی دارند لطفاً توضیح دهند. سپاس کــردی بــه غــمــزه قــصــد دل نــاحــفــاظ مـن ترکان مست بین که به لرغو گرفته اند
در کتاب گنج سخن جلد یک از ذبیح الله صفا این واژه را دُمادُم ثبت کرده است و در پاورقی هم تکرار کرده و توضیح داده است که به معنای پیاپی و پشت سر هم است . در لغت نامه دهخدا با فتح تلفظ شده است . اساتید محترم نظر صائب شما مایه خرسندی است . سپاس
در این شعر از سوزنی از آهن و اجنه صحبت شده است . چه رابطه ای می توان برای آن متصور شد؟ بتی پری رخ و آهن دلیّ و بی رخ تو به من نمای رخ و اندکی به من ده دل دلی پری زده کردار شیفته است و شَمن که با پری زده دارند اندکی آهن