پیشنهادهای منصور بلوچ (٧٢)
محدودیت ها
التهاب آور، سوزان، متورم
بدون ابهام، واضح و آشکار، شفاف و روشن
ترکیب با، آمیخته با، تلفیق شدن با
ایده ها، افکار، نظرات
تلقیح شده، مایه کوبی شده، واکسینه شده
توصیه شده توسط، سفارش شده توسط
منع مصرف در
تجویز شده برای، نسخه برای
تضاد با، متناقض با
پایبند بودن به، عمل کردن به، وفاداری و تعهد به کاری
خودداری از، پرهیز از، پرهیزکاری و اجتناب از کاری
سود بردن از، بهره بردن از
کم بها دادن، زیر قیمت دادن، ناچیز شمردن، دست کم گرفتن
شستشوی زخم
قدرت احیا کننده، قدرت بهبودی، قدرت التیام بخشی
قدرت احیا کنندگی، قدرت بهبودی، قدرت التیام بخشی
آبرسانی پوست
رای یکپارچه
علت زمینه ای، دلیل اساسی
شواهد قانع کننده، شواهد مجاب کننده، مدارک و شواهد متقاعد کننده
فقیر کردن، تضعیف کردن، ناتوان کردن
تضعیف کردن، بدتر کردن
زوال، بدتر کردن، خراب کردن
اخلاقیات
زوال عقلی، زوال ذهنی، انحطاط فکری
افکار مخل، افکار مزاحم، افکار ناخواسته و غیرارادی
تلاش می کند، کوشش می کند
شناسایی، تشخیص دادن
محرمانگی، رازداری
نویسندگان، صاحب نظران، مولفان
تحلیل آماری
بوی نامطبوع، بوی بد، بوی گند و تعفن
متخصصان پزشکی، کادر درمان
متخصصان سلامت، کادر درمان
مواد مکمل و افزودنی، اما در علم پزشکی و در بحث واکسیناسیون به معنای اجزای واکسن و یا همون مواد و اجزای سازنده ی واکسن هم هستش.
مواد مکمل و افزودنی، اما در علم پزشکی و در بحث واکسیناسیون به معنای اجزای واکسن و یا همون مواد و اجزای سازنده ی واکسن هم هستش.
دوز تقویتی واکسیناسیون، واکسیناسیون تقویتی
شک و تردید درباره ی تزریق واکسن
بحران سلامت
عمومی سازی، انتشار، نشریات
موانع زبانی
نارسایی تنفسی
پوستی، بیماری های پوستی، مشکلات و ناخوشی های پوستی
مشاوره داده شده، مشورت داده شده
رشد فیزیولوژیکی، رشد جسمانی
تسهیل کردن، تسهیل گری، کمک کردن، آسان کردن
اختلالات خودایمنی، نابهنجاری های خودایمنی
عهده گرفتن مسئولیت، پذیرش مسئولیت، انجام دادن مسئولیتی که محول شده
اجتناب از مسئولیت پذیری، فرار از مسئولیت، مسئولیت ناپذیری در کاری که محول شده
پیش آمدن مشکلی، مشکلی را ایجاد کردن، مشکلی را برانگیختن
سئوال مطرح کردن، سئوال هایی را برانگیختن، سئوالاتی را ایجاد کردن، سئوال برانگیز بودن
ایجاد کردن مشکلی، مطرح کردن مشکلی، برانگیختن مشکلی، مشکل برانگیز بودن
پیش بینی، پیش بینی مرض، پیش آگهی
پیشگویی، پیش بینی کردن
all encompassing املای درست واژه هستش.
پیچیده کننده
همه جانبه، کلی
عشق پرشور، عشق آتشین، عشق سوزان، عشق تند و تیز
عصاره گیاهی
بیماری های زوال سیستم عصبی، بیماری های تحلیل سیستم عصبی
تضعیف کننده
رد عضو، رد پیوند
بی اعتبار کردن، بدنام کردن، رسوا کردن، خوار کردن
ثبت نشده، تائید نشده
رد کردن، نپذیرفتن، امتناع
واجد شرایط برای، صلاحیت دار برای
ایمن، محافظت شده
نسبت دادن به، منسوب به، قابل نسبت دادن
جعل، دروغ، تحریف
متوجه شد که، پی بردن به، فهمید که
کادر درمان، متخصصان سلامت، متخصصان مراقبت های بهداشتی