پیشنهادهای فیلی (٦٧٧)
لری بالاگریوه ای د دسی :الکی ، از عمد
لری بالاگریوه ای در کنار نوچ این کلمه معنی دیگری هم میده دیس :چرب و چیلی
لری بالاگریوه ای دیس: نوچ
لری بالاگریوه ای و بیشتر گویش های زبان لری قمقمه:آفتاب پرست
در زبان لری به دوست و رفیق دس برار گفته می شود
لری بالاگریوه دنگ و فنگ : سختی ، دشواری
لری بالاگریوه ای دل:سگ ماده
لری بالاگریوه ای گمال:سگ نر
حسین اول اون ها توهین میکنن نه ما بعدش به خدا ما به کولی ها میگیم کاولی ، گورونی که البته توهین آمیز تر هیت بعد نمیدونن هندیجان که نام باستانی اندیگا ...
لری بالاگریوه ای کم دس: فقیر
لری بالاگریوه ای وژنه:یوغ
لری چگنیونه ( ایل چگنی ) اوسا:مطرب
لری بالاگریوه ای گِلِس:زمین خورد
در زبان لری به سرزمین یا سکونتگاه ولات گفته می شود
لری بالاگریوه ویت :؟ کسی که مثلا یک دفعه ای چیزی یادش میاد یا کِرمِش بهش اومده
لری بالاگریوه ای تپنیده:جا داده ، فرو رفته
در زبان لری یعنی رغو یعنی روغن
در لری بختیاری ( اگه اشتباه نکنم ) به جوش فیزر گفته می شود و ما لرهای بالاگریوه هم به جوش فیزروک میگیم
در اندیمشک به غذای سغدو گده هول گفته میشه
لری بالاگریوه دومنکی :فرق انداختن بیت دو نفر
لری بالاگریوه ای پرتال :لباس
لری بالاگریوه ای پرپیت :دست و پا زدن
لری بالاگریوه هوم دا :هم سن
لری بالاگریوه ای زن گیه:زن برادر
لری بالاگریوه ای تال :کمانچه
لری بالاگریوه ای تیناره :چشم انتظار و این کلمه هم به داستان تبعید لرها به تون و طبس ربط دارد
تین آواره :کسی که آواره است و کسی از محل او خبر ندارد به قضیه تبعید لرها به تون و طبس ربط دارد
در زبان لری یعنی معده اگر اشتباه نکنم
در زبان لری آرو یعنی آدرس
لری بالاگریوه ای رمونی:نصیحت
در زبان لری به بشکه درام گفته میشه
لری بالاگریوه ای گیس: روشن کردن آتش مثال :تشی بگیسنم
لری بالاگریوه ای گالشتی:گیوه
لری بالاگریوه ای هولی :کره اسب
لری بالاگریوه ای مِو : انگور
بدون شک بالغ بر ۶۰۰ هزار تات و تات تبار در جمهوری باکو زندگی میکنند اما آنها می گویند کمتر از ۳۰ هزار تات در آنجا زندگی می کند
ازبک ها حدود ۳۰ میلیون جمعیت دارند اما از همین تعداد بالغ بر ۷۰ درصد و نزدیک ۷۵ درصد فارس های تاجیکی هستند که از چند قرن پیش ازبک و ترک سازی شده اند ...
لری بالاگریوه ای چپری: چپ کردن ، واژگون کردن
لری بالاگریوه ای هله پله :تند و سریع یا عجله ای
نخود یکی از طوایف ایل پاپی هست
پاپی کرم یکی از طوایف ایل پاپی که به کهکیلویه و بویراحمد مهاجرت کرده و جزوی از ایل پاپی هست
شُو کلمه ای مشترک که میان لرها ، کردها ، فارس های بندری و بسیاری از اقوام دیگر مورد استفاده می گیرد
لری بالاگریوه ای رم :مسیر
لری بالاگریوه ای لید :آتش مثال :لید دش رت ، لید گرت
ار تیلاویا لکن سی چی علی تیلاوی مین عصر جدید لری بونه تیلاویا د کودشت فقط لکی بللن ورنه ه د کودشت لری حرف زنن
لری بالاگریوه ای تیکه ، تیکله:معدود
وحشی که لقبتونه کوموله ، پژاک، پ. ک. ک
سالاریان دیلمی روادیان عرب ازد شبانکاره لر اتابکان لر بزرگ اتابکان لر کوچک زندیه
ع خدا شهر کرد ۶۰ درصد لر نشین هست نه کرد اصلا کرد نداره
ارض الاکرد: سرزمین عشایر و چوپان ها